دچــآر باید بود..

نومید شو ز هر که توانی و هرچه هست..

دچــآر باید بود..

نومید شو ز هر که توانی و هرچه هست..

۱۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مولانا» ثبت شده است


چون به هر فکری که دل خواهی سپرد
از تو چیزی در نهان خواهند برد

پس بدان مشغول شو کان بهترست
تا ز تو چیزی برد کان کهترست..


{ مولانا }



هر کی ز حور پرسدت رخ بنما که همچنین

هر کی ز ماه گویدت بام برآ که همچنین


هر کی پری طلب کند چهره خود بدو نما

هر کی ز مشک دم زند زلف گشا که همچنین


هر کی بگویدت ز مه ابر چگونه وا شود؟

باز گشا گره گره بند قبا که همچنین


گر ز مسیح پرسدت مرده چگونه زنده کرد؟

بوسه بده به پیش او جان مرا که همچنین


هر کی بگویدت بگو کشته عشق چون بود

عرضه بده به پیش او جان مرا که همچنین


{ مولانا }



تلخ کنى دهان من ، قند به این و آن دهى ؟
نم ندهى به کشت من ،  آب به این و آن دهى ؟

{ مولانا }


+این آهنگ از فریدون فرخزاد عزیز رو مدت ها پیش آپلود کرده بودم اما اینجا قرار ندادم..چرا ؟ مسخره ست اما نمیخوام چیزی که دوسش دارم مورد دوست داشتن واقع نشه !

حالا که پابند تو هستم میگریزی..پابند ِ لبخند تو هستم میگریزی ؟

+{ Fereydoon Farokhzad - Migorizi }


تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید ؟

تو یکی نه ای ، هزاری! تو چراغ خود برافروز...


{ مولانا }


+در این بیت مولانا ضمن به رسمیت شناختن زندگی اجتماعی انسان و تحت تاثیر جبر محیط قرار داشتن اشاره میکند که این اجتماعی بودن و این در تاثیر همگان بودن هیچ خدشه ای به فردیت و وظایف فردی انسان وارد نمی کند و هر کسی در همان حدی که میتواند مسئول اندیشه ها و رفتار و گفتار خویش است



خنک آن قمار بازی ، که بباخت هرچه بودش ، بنماند هیچش الا ، هوس قمار دیگر..(مولانا )


نمیدونم شاید قضاوتم اشتباه باشه ، اما انگار خاصیت قماره که ، بیشتر قماربازها اون قدر به بردن ادامه میدن تا (همه چیزی که بردند یکجا ) ببازند .

از طرفی حتی اگر پول هنگفتی هم به چنگ بیارند ، اونقدر غیرعاقلانه و با عیاشی خرجش میکنند تا به شرایط پیش از بردن برگردند ( خاصیت پول بادآورده برای کسی که زحمت نکشیده )

داستایفسکی «قمارباز» در شرایطی نوشت که به دلیل فقری که در  اون روزها ( به دلیل اعتیاد به قمار ! و بدهی های ناشی از انتشارات و مرگ برادرش) گرفتارش بود، پیشاپیش قراردادی با یکی از دلالان حوزه نشر بسته بود و اگر در زمانی مقرر داستانی را تحویل ناشر نمی داد، حق نشر تمام آثارش به ناشر تعلق می گرفت..

به همین دلیل و به خاطر نبودن زمان کافی برای نوشتن و بازخوانی فکر میکنم این اثر ، کیفیت پایین تری نسبت به جنایت و مکافات و برادران کارامازوف داره .

اصلا احساسات و رفتارهای شخصیت های داستان برام قابل درک و تحلیل نبود ، انگار یکباره در میان یک داستان و یک زندگی آشفته قرار بگیری و سردر نیاری که اون جا چه خبره..حتی در پایان داستان هم ابهامات زیادی نهفته ست که به نظرم به دلیل بازنویسی نشدن مناسب اثر باشه و نویسنده نتونسته به جنبه های مختلف زندگی تمام افراد داستان بپردازه.. اولین کتاب داستایوسکی بود که اونقدرها  از خوندنش لذت نبردم ...


http://s6.picofile.com/file/8246680342/12556120_1062259683836000_1417389401_n.jpg


"در قمارباز راوی عقایدی هم درباره روس ها و آلمانی ها و فرانسوی ها و انگلیسی ها ابراز می دارد. به طور کلی روس ها را آدم هایی اهل خطر و بی پروا از آینده و بی حساب و کتاب می داند. آنها را موجوداتی عاطل و باطل می داند که حتی اگر قمار می کنند در اندیشه جمع آوری پول و پله نیستند. قمار می کنند تا تفریح کنند. و چند صباحی را خوش باشند. در مقابل آلمانی جماعت را موجودی سرمایه دار و پول پرست می داند که همه زندگی اش را به خواندن کتاب های تعلیماتی می گذراند و فرانسوی جماعت را آدم حقه بازی می داند که ظاهر آراسته یی دارد و مخصوصاً دختران ساده روسی را شیفته خود می کند. در نهایت راوی می ماند و بطالتی بی انتها و وعده هایی برای کار کردن به خود و باز بیهوده و هوس قماری دیگر " (شاپور بهیان)


"... آلمانی ها نسل اندر نسل به سرمایه خدمت می کنند و به شرافتمندی می افزایند تا پس از شش نسل کسی چون " آرون دو روچیلد " یا "هوپه وسی " از بین شان سردرآورد. من کار کردن برای سرمایه را تحمل نمی کنم. مایل نیستم که فقط برای خدمت به سرمایه زنده باشم ... "


+قمار باز | داستایوسکی | جلال آل احمد



 آنـک جان در روی ِ او خندد چو قنــد

از تـرش رویــی خلقــش چه گزنـــد ؟ 


{ مولانا }



http://s7.picofile.com/file/8246535934/1447331891915.jpg


+ { Ellie Goulding - Love Me Like You Do }



دائما محبوس، عقلش در صور..از قفس اندر قفس دارد گذر..مولانا




جان به فدای عاشقان ، خوش هوسی است عاشقی

عشق پرست ای پسر ، باد هواست مابقی..


{ مولانا }



http://s7.picofile.com/file/8244571292/61afc8041680f68acecd2e516946f672.jpg


دلم میخواد حالا که سال در حال تموم شدن این ثبت کنم تا یادم بمونه  21-22 سالگیمو چه کسانی تحت تاثیر خودشون قرار دادند

اولین نفر ، آقای محمدرضا شعبانعلی بود که آشنایی بیشتر با متمم و روزنوشته هاش باعث یک تغییر ذهنیت بزرگ در مورد زندگی ( مخصوصا کاری ) برای من شد ، تغییر سبک زندگیم مدیون ایشونم..

دومین نفر دکتر فرهنگ هولاکویی بودند که امسال خیلی از دوساعت مسیر دانشگاه بهشون گوش دادم..و اغراق نیست اگر بگم بعد از هر وویس دوساعتشون بیشتر از صدروز در دنیای واقعی  بزرگ شدم..شخصیت بزرگ ایشون نه صرفا از روی مدارک تحصیلی و موفقیت هاشون که از روی صدا و حرف هاشون هم کاملا قبل فهمه..شروع آشنایی با روانشناسی و مخصوصا آگاهی از نوع شخصیت سالم مدیون ایشونم..امیدوارم همیشه سالم و سلامت باشند..

سومین و چهارمین نفر دانشمندان عزیز ، برتراند راسل و ریچارد داوکینز بودند که جهانبینی علمی و دینیم به طرز شگفت انگیزی تغییر دادند  تا بعد از چندسال بی قراری و پرسش های فرسایشی با مطالعه ی آثارشون  تونستم به وضعیت نسبتا پایداری برسم  و  در نهایت به قول صادق هدایت در بوف کور " از دور ریختن عقایدی که به من تلقین شده بود ، آرامش مخصوصی در خودم حس کردم.."


امیدوارم سال جدید هم پر از قد کشیدن و بلند شدن و بزرگ شدن باشه..برای تمام کسانی که جویای چیزی هستند.. که هر چیزی که در جستن آنی ، آنی..:)


+{Niaz Nawab - Hagh}




از کفر و ز اسلام برون صحرائیست

ما را به میان آن فضا سودائیست


عارف چو بدان رسید سر را بنهد

نه کفر و نه اسلام و نه آنجا جائیست...



{ مولانا }





There exists a field, beyond all notions of right and wrong. I will meet you there


ماورای باورهای ما ،

ماورای بودن ها و نبودن های ما

آنجا دشتی ست..

فراتر از همه ی تصورات راست و چپ


تو را آنجا خواهم دید..





هر چه به جز خیالِ او ، قصد حریم  ِ دل کند


در نگشایمش به رو  ، از در ُ دل برانمش ..



{ مولانا }

 


http://s6.picofile.com/file/8237510684/SC20160120_154002.png


+{Shantel - Disko Partizani }



نگفتمت مَرو آن جا که آشنات منـم

در این سراب فنا چشمـه حیات منم


وگر به خشم رَوی صد هزار سال ز  ِ مـن
به عاقبت به من آیی که منتهات منم


نگفتمت که به نقش ِ جهان مشو راضی ؟

که نقش بند سراپرده رضات منم


نگفتمت که منم بحر و تو یکی ماهــی

مرو به خشک که دریــای باصفات منم..


نگفتمت که چو مرغان به سوی دام مرو ؟

بیا که قدرت پرواز و پرّ و پات منم


نگفتمت که تو را ره زنند و سرد کنند

که آتش و تبش و گرمی هوات منم


نگفتمت که صفت‌های زشت در تو نهند

که گم کنی که سرچشمه صفات منم..



{ مولانا }



+{Homayoun Khorram - Taghatam Deh }



مرا چو وقف خرابات خویش کردستی

توام خراب کنی ،هم تو باشی ام معمار..


{ مولانا }


http://s3.picofile.com/file/8225471542/1438301109188.jpg


ای جان پیش از جان ها، وی کان پیش از کان ها 

ای آن بیش از آن ها، ای آن من، اِی آن من ... 


{ مولانا }


http://s6.picofile.com/file/8218783818/userupload_2013_20893960321436983813_5995.jpg

  

عشق اول می کند دیوانه ات

تا ز ما و من کند بیگانه ات

 

چون کنی در پیچ و تاب عشق سیر

از وجودت دور سازد یاد غیر

 

عشق چون در سینه ات ماوی کند

عقل را سر گشته و رسوا کند

 

می شوی فارغ ز هر بود و نبود

نیستی در بند اظهار وجود

  

زنده دلها می شوند از عشق مست

 مرده دل کی عشق را آرد به دست

  

عشق را با نیستی سودا بود

تا تو هستی عشق کی پیدا بود

 

 

{ مولانا }


http://s6.picofile.com/file/8215400884/1434888617446.jpg



دلخوش به خنده های  ِ من خیره سر نباش
دیوانه ها به لطف خدا  غالبا خوش اند!


{ حسین زحمت کش }


http://s3.picofile.com/file/8214574392/333815_644.jpg


نبود چنین مه در جهان ای دل همین جا لنگ شو

از جنگ می‌ترسانیم گر جنگ شد گو جنگ شو...


مـاییــم مست ایــزدی زان بــاده‌هــای سرمـدی

تو عاقلی و فاضلی دربند نام و ننـگ شو ..


{ مولانا }


http://s3.picofile.com/file/8214219192/riot_kissing_w1.jpeg


+{تریوله - ای دل همینجا لنگ شو}