دچــآر باید بود..

چون همه وضعِ جهانِ گذران در گذر است ، مگذر از عالمِ شیدایی و شوریده سری ...

دچــآر باید بود..

چون همه وضعِ جهانِ گذران در گذر است ، مگذر از عالمِ شیدایی و شوریده سری ...

۱۷۵ مطلب با موضوع «شعر» ثبت شده است


گرت هزار بدیع‌الجمال پیش آید

ببین و بگذر و خاطر به هیچ کس مسپار


مخالط همه کس باش تا بخندی خوش

نه پای‌بند یکی کز غمش بگریی زار..


{ سعدی }


+{Shadmehr Aghili - Che Khab Hayee }


میخواهم با کسی بروم که دوستش دارم
نمی خواهم هزینه‌ی این همراه شدن را حساب و کتاب کنم
یا اینکه به خوبی و بدی‌اش فکر کنم
حتی نمی خواهم بدانم دوستم دارد یا نه

فقط می خواهم با کسی بروم که دوستش دارم...


{ برتولت برشت }


پیش از آن که واپسین نفس را برآرم
پیش از آن که پرده فرو افتد ،

پیش از پژمردن آخرین گل
برآنم که زندگی کنم...برآنم که عشق بورزم
برآنم که باشم..

در این جهان ظلمانی
در این روزگار سرشار از فجایع ، در این دنیای پر از کینه
نزد کسانی که نیازمند منند ، کسانی که نیازمند ایشانم
کسانی که ستایش انگیزند،
تا دریابم ،

شگفتی کنم

بازشناسم ، که ام..که می توانم باشم ؟
که می خواهم باشم ، تا روزها بی ثمر نماند
ساعت ها جان یابد و لحظه ها گرانبار شود
هنگامی که می خندم ، هنگامی که می گریم
هنگامی که لب فرو می بندم ،در سفرم به سوی تو
به سوی خود ، به سوی خدا ، که راهی ست ناشناخته
پُر خار ، ناهموار، راهی که، باری

در آن گام می گذارم ، که در آن گام نهاده ام و سر ِ بازگشت ندارم
بی آن که دیده باشم شکوفایی ِ گل ها را
بی آن که شنیده باشم خروش رودها را
بی آن که به شگفت درآیم از زیبایی ِ حیات...


اکنون مرگ می تواند فراز آید
اکنون می توانم به راه افتم
اکنون می توانم بگویم که زندگی کرده ام ...


{ مارگوت بیکل }



به هفت آرایی مشاطه گان ، او را نیازی نیست...که شهر آشوب من ، با حسن مادرزاد می آید..



نآزار دلی را که تو جانش باشی ، معشوقه ی پیدا و نهانش باشی

زان می ترسم که از دل آزاری تو ، دل خون شود و تو در میانش باشی...


{ ابوسعید ابوالخیر }



+{که تو جانش باشی - هانی نیرو }


بدون هیچ ایده ای و خالی از هر هدفی،
او جوانی بود که در اتوبوسی(در کارولینای شمالی)نشسته بود و به سمت جایی میرفت.
برف شروع به باریدن کرد.
اتوبوس در کافه ای بینِ راه توقف کرد
و مسافران وارد کافه شدند.
او نیز همراه دیگران روی صندلیِ کنارِ بار نشست.
سفارش داد.
غذا را برایش آوردند.
غذای بسیار لذیذی بود.
و همینطور قهوه.
پیشخدمت اصلا شبیه زن هایی که تاکنون می شناخت نبود.
او بی ریا و ساده بود.
در رفتارش شوخ طبعی کاملا طبیعی احساس می شد.
سرخ شدن غذاها، صدای زنگ ها، صدای ظرف شستن ها
و در میان آن ها صدای صحبت ها و خنده های صمیمی.
مرد جوان از پنجرهء رستوران به برف نگاه می کرد
و دوست داشت که برای همیشه در آن کافه بماند.
احساس عجیبی سراسر وجودش را فرا گرفت
که می گفت در آن مکان همه چیز زیباست
و همیشه هم به همان زیبایی خواهد ماند.
وقتی راننده ی اتوبوس به مسافران گفت که
زمان سوار شدن فرا رسیده است،
مرد جوان با خود فکر کرد: من همینجا می مانم!
من همینجا می مانم!
سپس بلند شد و به همراه دیگران به سمت اتوبوس رفت.
روی صندلی نشست
و از پنجرهء اتوبوس به کافه نگاه کرد.
وقتی اتوبوس حرکت کرد
و از جاده به سمت تپه ها پائین رفت،
مرد جوان به روبرو خیره شد.
او می شنید که مسافران
در مورد مسائل دیگر صحبت می کنند
یا کتاب می خوانند و یا تلاش می کنند بخوابند.
آن ها متوجه جادوی آنجا نشده بودند.
سپس مرد جوان سرش را خم کرد،
چشمانش را بست و تظاهر به خوابیدن کرد.
دیگر کاری نمی توانست بکند غیر از گوش دادن
به صدای موتور و صدای لاستیکِ اتوبوس روی برف..

+چارلز بوکوفسکى

+چقدر خستم از شنیدن و گفتن زندگی کردن در لحظه..و چقدر خوبه این شعر که همه چیزو یه جور دیگه ای میگه..رها بودن از گذشته و آینده..و با تمام وجود دیدن چیزی که در حال وقوعه..

{Sara Naeini - Nafas}



کشتی‌ای را که پیِ غرق شدن، ساخته اند

هی به جان کندن از این ورطه برانیم که چه؟


{ شهریار }



آن دست که بالاتر از آن دستِ دگر نیست

دستی‌ست که جا در کمرِ یار نماید..


{ حزین لاهیجی }



http://bayanbox.ir/view/6120674345094312784/1441200994607.jpg


+{عروسک ساز - کاوه صالحی }



وای بر شهری که در آن مزد مردان درست

از حکومت غیر حبس و کشتن و تبعید نیست...


{ فرخی یزدی }


+بی‌گناهی گر به زندان مُرد با حال تباه

ظالم مظلوم‌کش هم تا ابد جاوید نیست..


شوق دویدن باشد اما پا نباشد
یا ناخدا باشی ولی دریا نباشد
 
در زیر باران چتر خود را بسته باشی
اما کسی مثل خودت آنجا نباشد
 
یک کوچه را صد بار پایین رفته باشی
اما سرت یکبار هم بالا نباشد !
 
شب ها درون خواب هذیان گفته باشی
در خواب هایت رنگی از رویا نباشد
 
آیا شده با گریه های خود برقصی
اما کسی در بند این معنا نباشد ؟
 
آیا شده وقتی کسی را دوست داری
در روبرویت باشد و تنها نباشد ؟

شاید تو از این ماجرا چیزی نفهمی
شاید شبیه من در این دنیا نباشد..


{ جواد نعمتی }



می دانم نمی دانی
چقدر دوستت دارم
و چقدر این دوست داشتن همه چیزم را
در دست گرفته است

می دانم نمی دانی
چقدر بی آنکه بدانی می توانم دوستت داشته باشم
بی آنکه نگاهت کنم
صدایت کنم
بی آنکه حتی زنده باشم

می دانم نمی دانی
تا بحال چقدر دوست داشتنت
مرا به کشتن داده است..


{ حافظ موسوی }



http://bayanbox.ir/view/1016445465906852574/f9117b204e5f4494d0bc8bc1781a40f1.jpg


+فقط میخوام بدونی ...همین که دور و برت بودم بهترین اتفاق زندگیم بود ...(Drive)

+{Shigeru Umebayashi - Trishna Waltz}



http://bayanbox.ir/view/2899414396477559408/15.jpg


+لطفا این کتاب را بکارید / ریچارد براتیگان


بـا دسـت ِ بـلــورین تـو پنجـه نـتــوان کـرد

رفتیـم دعـا گفـتـه و دشنـام شنیده...
 
{ سعدی }


http://bayanbox.ir/view/5086496977914102831/xt2p-photo-2016-10-27-11-34-57.jpg


+بس در طلبت کوشش بی فایده کردیم
چون طفل دوان در پی گنجشک پریده...

+{ماندانا خضرایی - بزن باران}



آه ، مارشا !
دوست دارم زیبایی بلند و بلوندت را
در دبیرستان درس دهند
تا بچه ها بیاموزند که خداوند
مثل موسیقی زیر پوست می زید
و آواهایش ارغنونی از جنس آفتاب را می ماند...

دوست دارم کارنامه های دبیرستان این چنین باشد :

بازی با چیزهای لطیف و بلورین : A
جادوی کامپیوتری  : A        
نامه نوشتن به کسانی که عاشقشان هستی : A
پی بردن به زندگی ماهیان : A

زیبایی بلند و بلوند مارشا : +A    !


+لطفا این کتاب را بکارید / ریچارد براتیگان



ازخیابانی گذشتم
دختری مرا می پایید
فکر کردم که تویی
 کمی ایستادم ..

ازکنار کتابخانه ای هم گذشتم
دیوان شعری سر راهم آمد
برگشتم و دربرگ برگ آن نگریستم .

باران بارید
قطره ای روی رخسارم افتاد
فکرکردم که تویی
بیرون آمدم
و چتر چتر زیر باران تو
از خود بیخود شدم .


{ دلاور قره داغی  }



شاید تو به اینی که می گویم اعتقاد نداشته باشی
اما وجود دارند مردمانی که زندگی شان
با کمترین تنش و آشفتگی می گذرد
آنها خوب می پوشند
خوب می خوابند
آنها به زندگی ساده خانوادگی شان خرسندند
غم و اندوه زندگی آنها را مختل نمی کند و غالبا احساس خوبی دارند

وقتی مرگشان فرا رسد ، به مرگی آسان می میرند
معمولا در خواب..

شما ممکن است باور نکنید این را
اما مردمانی اینگونه زندگی می کنند

اما من یکی از آنها نیستم
من حتی به آنها نزدیک هم نیستم
آن ها کجایند

 ومن کجا...


{ چارلز بوکوفسکى }


http://bayanbox.ir/view/5240737462834117966/IMG-20160820-205532-1.jpg



سعدی اگر عاشقی ، میل وصالت چراست ؟

هر که دل دوست جست ، مصلحت خود نخواست...


{ سعدی }


http://bayanbox.ir/view/3011496443230001367/0-0-lantouri1.jpg


+راه نمیداد..راه ندادنشم دوست داشتم..

+لانتوری و مغالطه ی انگیزه و انگیخته..



http://bayanbox.ir/view/597701609728254828/3.jpg


+لطفا این کتاب را بکارید / ریچارد براتیگان

+{Abdolhossein Mokhtabad -Tasnife Shabangahan}




http://bayanbox.ir/view/6425033650139750765/1.jpg


+لطفا این کتاب را بکارید / ریچارد براتیگان



سر و زر و دل و جانم فدای آن یاری

که حق صحبت مهر و وفا نگه دارد..


{ حافظ }