دچــآر باید بود..

گیرم که هم نیابم، شادم به جستجویش!

دچــآر باید بود..

گیرم که هم نیابم، شادم به جستجویش!

۲۸۴ مطلب با موضوع «شعر» ثبت شده است



- ای انسان مرموز، آنکه بیش از همه دوست می‌داری کیست؟ 

پدرت؟ مادرت؟ خواهرت یا برادرت؟
- نه پدر دارم، نه مادر، نه خواهر و نه برادر.

- دوستانت؟
- سخنی بر زبان می‌آورید که معنایش هنوز برایم ناشناخته مانده.

- وطنت؟
- نمی‌دانم که در کدام نقطه از جهان است.

-زیبایی؟
- او را دوست می‌داشتم، اگر به کمال رسیده و جاودانی بود.

-زر؟
- از آن بیزارم همانگونه که شما از خدا بیزارید.

- آه، پس چه دوست‌داری، ای غریبه‌ی شگفت انگیز؟
- من ابرها را دوست دارم...ابرهایی که می‌گذرند… 

آنجا… آنجا… ابرهای شگرف را.


{ شارل بودلر }




مقاومت با حرف‌های بزرگ شروع نمی‌شود

بلکه با کارهای کوچک

مانند خش‌خش آرام طوفان در باغچه

یا گربه‌ای که تلوتلو می‌خورد

مانند رودخانه‌های بزرگ

با سرچشمه‌ی کوچک

در دل جنگلی

مانند حریقی بزرگ

با همان کبریتی که

سیگاری را هم روشن می‌کند

مانند عشق در یک نگاه

و به دل نشستن صدایی که تو را جذب می‌کند

مقاومت با پرسشی از خود

آغاز می‌شود

و سپس همان سوال را از دیگری پرسیدن.



{ رمکو کامپرت }


  • February

  • Book
  1. شیطان | لئون تولستوی | سروش حبیبی | 93 ص
  2. سومین پلیس | فلن اوبراین | پیمان خاکسار | 225 ص
  3. دختری از پرو | ماریو بارگاس یوسا | خجسته کیهان |  352 ص
  4. مالون می‌میرد | ساموئل بکت | سهیل سمی (یا محمود کیانوش) | 200ص
  5. روزهای خون، روزهای آتش: گزارش مصوری از پیروزی انقلاب اسلامی | بهمن جلالی, کریم امامی
  6.  زنگ‌ها برای که به صدا در می‌آید؟ | ارنست همینگوی | رحیم نامور | 360ص

  • شعر
  1. اوحدی مراغه‌ای
  2. امیلی دیکنسون

  • Movies
  1. The Hours 2002 Stephen Daldry Drama 7.6/10IMDb 80%Rotten Tomatoes
  2. Murphy's Law (2018) Rambod Javan e Khar
  3. A Tale of Two Sisters 2003 Kim Jee-woon Drama/Mystery 85%Rotten Tomatoes
  4. The Wild Pear Tree 2018 Nuri Bilge Ceylan Drama 8.3/10IMDb 86%Metacritic
  5. Drag Me to Hell 2009 Sam Raimi Thriller/Horror ‧ 1h 39m 6.6/10IMDb
  6. Axing 2018 Behrouz Shoeibi Drama  5.9/10 · IMDb
  7. The House That Jack Built 2018 Lars von Trier Thriller 7/10IMDb 60%Rotten Tomatoes

  • Short Film
  1. Sing 2016 Kristóf Deák Drama/Short film ‧ 25 mins 8.1/10 · IMDb
  2. Dilemma 2005 Boris Paval Conen Fantasy/Short film ‧ 10 mins 7.4/10IMDb
  3. Gradiva (2014) Leos Carax 2min | Short, Drama, Fantasy | 28 May 2014 (France)
  4. Bear 2011 Nash Edgerton Drama/Short film ‧ 11 mins  7.3/10 · IMDb
  5. Reach (2009) Luke Randall 7min | Animation, Short, Drama | 13 March 2009 (USA)
  6. Andosi (2007) Shahram Mokri 15min
  7. A Lunch Break Romance (2013) Danny Sangra Short | 25 January 2013 (UK)
  8. Necktie (2013) directed by Yorgos Lanthimos
  9. On Time (2008)  Ted Chung
  10. KENZO World - The new fragrance - Spike Jonze


  • Documentary
  1. The ugly side of Korean beauty
  2. Redefine Pretty

  • Podcast


{ روایت شنیدنیِ ماجراهای واقعی }


اپیزود سی‌ام: کابینه سایه پوتین
اپیزود سی و یکم: گیزموندو
اپیزود سی و دوم: داستان بی‌پایان پرومته‌ئا




اپیزود چهارم : خاک های رنگین جزیره هرمز
اپیزود پنجم‌ : نغمه هایی از ماکوندو
اپیزود ششم : توت های سفید اردیبهشتی



{ گپ و گفتمانی خودمانی با موضوع زندگی، کار و مهاجرت }


  ......



.....


دکتر فرزاد گلی

۱. فکر کردن یا فکری شدن؟
2. افسردگی ایدئولوژیک




  1.     Sicario: Day of the Soldado (2018)
  2.     A Quiet Place (2018)
  3.     Wonder (2017)
  4.     The Hunt (2012)


ترجمان


  • Photography
  1. انقلاب ایران به روایت کاوه گلستان


  • Album
  1. Airbag – All Rights Removed - Release date: October 17, 2011 - Genres: Alternative/Indie, Rock
  2. Avril Lavigne - Head Above Water - Released: 2019 - Genres: Alternative rock, Pop rock
  3. Hawniyaz Album by Aynur Doğan and Kayhan Kalhor - Release date: June 24, 2016
  4. Manchester by the Sea  - Artist: Lesley Barber Release date: November 18, 2016
  5. Elvis Presley - The Sun Sessions -  March 22, 1976 - Genres: Rock, Rock and roll
  6. Mahasti - Asir - Release date: 1992 - Genre: Pop
  7. Shahin Najafi - The Year of Blood  - Released: 2010
  8. Ali Zand Vakili - Yadi Be Range Emrooz - Release date: October 18, 2015 Genre: Pop
  9. Ehsan Khajehamiri - Crazy City - Release date: January 23, 2019 Genre: Pop


کاستی‌ها

متاسفانه مستند ندیدم
باید یه مجموعه شعر و یه رمان دیگه می‌خوندم
سه تا فیلم دیگه هم باید تماشا می‌کردم که فرصت نشد
شش تا آلبوم موسیقی دیگه گوش می‌دادم
تماشای نقاشی‌های رنه ماگریت هم که به ماه بعد موکول شد


پیمانه‌ام ز رعشه ى پیری به خاک ریخت

بعد از هزار دور که نوبت به من رسید!


{ صائب تبریزی }



در خود
به جست وجویی پیگیر
همت نهاده ام

در خود به کاوشم
در خود
ستمگرانه...

من چاه می‌کنم
من نقب می‌زنم


من حفر می‌کنم.



{ احمد شاملو }




چرا وقتی ما انسان‌ها از ناچیز بودنِ خودمون آگاه می‌شیم...و می‌فهمیم که موجوداتِ چندان مهمی هم نیستیم به طورِ غریزی دچارِ رنج و عذاب می‌شیم؟ آیا بهتر نیست که بهش همچون لحظه‌یِ کلیدیِ کشف و شهود نگاه کُنیم؟

درحالیکه این خودِ ما هستیم که باورهامون رو شکل می‌دیم، بنابراین باید به همون اندازه که به زیبایی و عشق باور داریم، به جدایی هم باور داشته باشیم و خودمون رو مهیایِ اون کُنیم، چون انفصال و جدایی همواره در کمینِ هر چیزِ زیباست.

پس در اینصورت، چرا نباید این‌چنین رنج و محنت‌هایی رو همچون فجایعی سازنده در نظر بگیریم؟
فجایعی که به ما کمک می‌کُنن به درکِ اسرارِ ناشناخته‌یِ درونِ‌مون نائل بشیم؟


The Wild Pear Tree 2018 Nuri Bilge Ceylan Drama 8.3/10IMDb 86%Metacritic



http://s8.picofile.com/file/8352535618/The_Wild_Pear_Tree_2018_1080p_BrRip_Vito_30NAMA_064737_2019_02_17_13_32_45_Small_.JPG


اریک فروم می‌گوید: «هرگاه سعی می‌کنیم پدیده‌ای را همان‌طوری که هست حفظ کنیم، دچار اضطراب و رنج فراوان برای حفظ قرار آن پدیده می‌شویم. بی‌قراری آدم‌ها عمدتا نتیجه‌ی این است که به دنبال قرار می‌گردند. فقط بی‌ثباتی‌ست که ثبات دارد و ما مدام در حال نقض این مهم‌ترین قانون جهان هستیم. مدام می‌خواهیم قرار و ثبات را حفظ کنیم در حالی که اصل جهان بر بی‌ثباتی است.»

فروم احتمالا درست می‌گوید؛ این یکی از خطاهای شناختی اغلب مردمان است...زندگی مجموعه ای از آمدن‌ها و رفتن‌ها، بودن‌ها و نبودن‌ها و تولدها و مرگ‌هاست. آمدن خوشی‌ها و رخت بر بستن هاشان؛ تولد یک دوستی و به یکباره مرگش و...
اساسا پایاییِ این جهان، مبتنی بر همین آمدن‌ها و رفتن‌هاست که اگر فقط تولد بود و مرگ نبود، کلیت جهان به بافتی سرطانی مبدل می‌شد و حیاتش مختل می‌گشت...

خطای ما این است که دنبال قرار و ثبات می‌گردیم و این حرکتی است در خلاف جهت قانون جهان و تمام بی قراری‌هایمان هم ریشه در عدم پذیرش این قانون اساسی دارد.

مولوی در دیوان شمس می‌گوید:


جملهٔ بی قراری ات، از طلبِ قرارِ توست
طالبِ بیقرار شو، تا که قرار آیدت...




غریبه‌ای نگاهم می‌کند
غریبه‌ای هم‌کلامم می‌شود
به غریبه‌ای لبخند می‌زنم
با غریبه‌ای حرف می‌زنم

غریبه‌ای به من گوش می‌سپارد
و من، بر غم‌های ساده او
می‌گریم

در این تنهایی که
غریبه‌ها را گرد هم می‌آورد


{ مرام المصری }



http://s9.picofile.com/file/8351240968/e27d932d911ef68a878ac18f65874752.jpg


Lost in Translation 2003 Sofia Coppola Drama/Indie film 7.8/10IMDb 95%Rotten Tomatoes


  • January

  • Book

  1. کاناپه‌ی قرمز | میشل لبر | عباس پژمان | 120 ص
  2. مون بزرگ |‌ آلن فورنیه | مهدی سحابی | 296 ص
  3. پنجاه و سه نفر |‌ بزرگ علوی | 242 ص
  4. تیستوی سبزانگشتی | موریس دروئون | لیلی گلستان | 135 ص
  5. غیرمنتظره | کریستین بوبن | نگار صدقی | 106 ص
  6. ابر آلودگی  | ایتالو کالوینو | آرزو اقتداری | 77 ص
  7. لبه تیغ | سامرست موام  | مهرداد نبیلی | 409 ص

  • شعر
  1. هلالی جغتایی
  2. مرام المصری

  • Movies
  1. The Exterminating Angel 1962 Luis Buñuel Drama/Fantasy 8.2/10IMDb
  2. A Quiet Place 2018 John Krasinski Drama/Thriller  7.6/10IMDb 95%Rotten Tomatoes
  3. Lost in Translation 2003 Sofia Coppola Drama/Indie film 7.8/10IMDb 95%Rotten Tomatoes
  4. Dressage 2018 Pooya Badkoobeh Drama 5/10IMDb
  5. The Handmaiden 2016 Park Chan-wook Drama/Thriller 8.1/10IMDb 84%Metacritic
  6. Thirst 2009 Park Chan-wook Drama/Thriller  7.2/10IMDb  81%Rotten Tomatoes
  7. I'm a Cyborg, But That's OK 2006 Park Chan-wook Drama/Melodrama 7.1/10IMDb
  8. Siccin 2014 Alper Mestçi Horror 6.3/10 IMDb
  9. Siccin 2 2015 Alper Mestçi Thriller/Horror 6.5/10 IMDb
  10. The Sale 2014 Hossein Shahabi Drama/Melodrama 6.1/10IMDb
  11. 21 Days Later 2017 Mohammadreza Shafah Drama  6.6/10IMDb
  12. Memories of Murder 2003 Bong Joon-ho Drama/Mystery 8.1/10IMDb 90%Rotten Tomatoes

  • Series
  1. Money Heist Spanish television series 8.6/10 · IMDb Season 1
  2. The Big Bang Theory American sitcom 8.2/10IMDb Season 12/ E10



  • Podcast


{ روایت شنیدنیِ ماجراهای واقعی }


✅اپیزود بیست و هفتم: «آنگلا مرکل» 109 دقیقه
✅اپیزود بیست و هشتم: «دریای پول» 93 دقیقه
✅اپیزود بیست و نهم: «برادران منندز» 94 دقیقه




  اپیزود اول: کاباره های تاریک
  اپیزود دوم: ودکا در میدان سرخ مسکو 
 اپیزود سوم: دربست بلوار الیزابت سر فلسطین



{ گپ و گفتمانی خودمانی با موضوع زندگی، کار و مهاجرت }

Ep06 - MartianBabies



به راه بادیه - 18 خرداد 97
به راه بادیه 26 خرداد 97
به راه بادیه - 10 تیر 97
به راه بادیه 28 تیر 97
به راه بادیه - 27.07.2018
به راه بادیه - 3.08.2018



109+93+94+31+31+30+41+90+79+93+113+73+77+22+35

serie: 807



Cinema

  1. Pouya Aghelizadeh 1 - Exterminating Angel
  2. Pouya Aghelizadeh 2 - Exterminating Angel

  • Art
  1. Joseph Lorusso

  • Album
  1. AaRON - Artificial Animals Riding on Neverland - Release date: January 29, 2007 - Genres: Alternative/Indie, Rock
  2. Mogwai - Happy Songs for Happy People - June 17, 2003 - Genres: Post-rock, Indie rock
  3. Hengameh Bertchi - Barge Paeiz
  4. Homayoun Shajarian - The Lords of the Secrets - Release date: November 22, 2015
  5. Dariush Eghbali - The Beloved is Here - Release date: 2003
  6. Tune & Faith (Avaze Vafa) - Mohammad-Reza Shajarian - Release date: 1999
  7. Marzieh - Dar Fekr-e Tou Boodam - Release date: February 21, 1992
  8. Marzieh - Didi Ke Rosva Shod Delam - Release date: May 25, 1975

  9. Mahasti - Avazak - Release date: April 1, 1999 - Label: Caltex Records
  10. Hayedeh - Azadeh
  11. Hayedeh - Bezan Tar - Release date: 1991 - Label: Taraneh Records
  12. Shahin Najafi - We Are Not Men - Release date: April 30, 2008


زِ شیخِ شهر جان بُردم به تزویرِ مسلمانى...

مُدارا گر به این کافر نمی‌کردم چه می‌کردم؟!


{ یغما جندقی }



+ملامت می‌کنندم کز چه برگشتى ز مژگانش...
هزیمت گر ز یک لشکر نمی ‏کردم چه می ‏کردم؟



نشسته اند و نگاه می کنند.
هیچ نمی کنند.

بیست سی ساله اند.
نشسته اند و نگاه می کنند.

به چه نگاه می کنند؟
به هیچ نگاه می کنند.

به چه گوش می دهند؟
به هیچ گوش می دهند.

حرف که می زنند و هیچ نمی کنند،
از چه حرف می زنند؟
ملال
طرحِ تنهایی بر چهره شان نشانده است 

پیشانی شان بی چین
دست هاشان لَخت
همین ها چهره شان را 
سنگِ ساکن کرده است.

خبری هم نیست. 
اخبار دنیا 
تک و توک به آن ها می رسد.
برسد هم گوش نمی کنند.
گوش کنند هم هیچ نمی شنوند.

از آن اسبان و گاوان که 
با هم می چرند و 
گه گاه به رودخانه نگاه می کنند 
که گه گاه 
شیهه و ماغ می کشند هم کمترند.

از گوسفندِ بع بعی
از مرغِ مگس که شهد گل شان می نوشد
از آسیابی که آب شان می بخشد
از دزدانِ رهگذر که به درختان میوه شان می زند
از دزدان رهگذر هم
کمترند.

هی نشسته اند و نگاه می کنند.
هیچ نمی کنند.
دست ها هم از دست شان خسته اند.

و اینک، مرده اند. 
نشسته، مرده اند.



{ رافائل آلبرتی }



ستارگان،
فریبی خوشایند‌ اند
که تنها
بر محدوده ی کوچک چشم ابلهان می‌درخشند.

پس تو
ای تاریکی بزرگ!
چه بسیار بخشنده‌ ای....


{ یاسر اسلامی نوکنده }




تو برای این رودخانه‌ی خشک شده 

دو ماهیِ قرمز آوردی 

تو برای این علفِ غمگین که میان دره و کوهستان بود 

نامی انتخاب کردی...


هر بار نگاهت می‌کنم، 

غم را در دلم

 مثل تاقه‌های پارچه روی هم می‌چینند 


و هر بار بیشتر دوستت دارم،

ماهی قرمزی در حوضِ قلبم می‌غلتد!


به من بگو 

چه طور می‌شود

 بهار را در قوطی‌های عطاری تازه نگه‌ داشت؟ 



{ سید رسول پیره }



درین زمان که عقیم است جمله صحبت‌ها

کناره‌ گیر و غنیمت شمار عزلت را


{ صائب تبریزی }



گاهی وقتی دلم می‌خواد جمله‌ یا رهنمودی ملکه ذهنم بشه و در زندگیم ورود کنه میام این بالا و جلو چشمم می‌نویسمش.
جمله فعلی...مصرعی از حافظه. بیت کامل اینه: "به مستوران مگو اسرار مستی/ حدیث جان مگو با نقش دیوار" اگه بخوام یکی از بزرگترین پشیمونی‌ها و حسرت‌های زندگیم رو بنویسم همینه. اشتباهی که در گذشته انجام می‌دادم. حدیث جان گفتن با نااهلان، گیریم در حد یک جمله.
برای هرکسی ممکنه رخ داده باشه. تقسیم وجود و سرگذشتت با انسانی که شایسته اون حضور نبوده.
حالا اون آدم‌ چیزی از تو داره که نباید داشته باشه. تو از خودت چیزی در دست اون داری که درک ناشده، به دور انداخته شده. حالا دور از دسترس توئه و اگه صادق باشیم برای همیشه گم شده و از دست رفته. بخشی از وجود تو برای همیشه گم شده.
آشنا گرفتن ِ یک غریبه ِ دور، گناه نابخشودنیه. شاید میزان اهمیت همین حرف هم برای غریبه‌ها غیرقابل درک باشه.



دلاراما..نگارا..چون تو هستی

همه چیزی که باید هست ما را


{ سنایی }


http://s8.picofile.com/file/8340268018/photo_2018_10_18_19_05_01.jpg



درخت اگر متحرک بدی ز جای به جا
نه رنج اره کشیدی نه زخم‌های جفا

نه آفتاب و نه مهتاب نور بخشیدی
اگر مقیم بدندی چو صخره صما

فرات و دجله و جیحون چه تلخ بودندی
اگر مقیم بدندی به جای چون دریا

هوا چو حاقن گردد به چاه زهر شود
ببین ببین چه زیان کرد از درنگ هوا

چو آب بحر سفر کرد بر هوا در ابر
خلاص یافت ز تلخی و گشت چون حلوا

چو اندکی بنمودم بدان تو باقی را
ز خوی خویش سفر کن به خوی و خلق خدا


{ مولوی }



بیا درباره فلسفه حرف نزنیم، رهایش کن، ژان.
یک خروار کلمه، یک خروار کاغذ، چه کسی حالش را دارد.
درباره فاصله گرفتنم از خودم حقیقت را به تو گفته ام.
دیگر ول کرده ام نگرانی برای این زندگی بد ترکیب را
که نه بهتر است و نه بدتر از تراژدی های معمول بشری.

بیشتر از سی سال است که زیر بار مشاجراتمان بوده ایم
مثل همین حالا، در جزیره ای زیر آسمان های حاره.
از رگبار فرار می کنیم، یک دقیقه بعد، باز هم خورشید تابان
و من منگ می شوم، گیج می شوم از عطر زمردین برگ ها.

ما زیر کف های روی موج، زیر آب می رویم
ما تا آن دورها شنا می کنیم، تا جایی که افق پیچاپیچ بوته موز است،
با آسیاب های کوچک نخل

و من متهمم: که برای کار بزرگ عمرم قدمی بر نمی دارم،
که از خودم به اندازه کافی انتظار ندارم،
که می توانستم از کارل یاسپرس یاد بگیرم،
که نگاه تحقیر آمیزم به اندیشه های این عصر بی پایه تر شده.

من روی موج تاب می خورم و به ابرهای سفید نگاه می کنم.
حق با توست، ژان..

من نمی دانم چطور غمِ رستگاریِ روحم را داشته باشم.

بعضی ها طلبیده اند؛ آدم های دیگر به همان خوبی که می توانند کارشان را پیش می برند.
قبول دارم، چیزی که سرم آمده، منصفانه است.


من به وجاهت پیران دانا تظاهر نمی کنم.
نمی شود با کلمات ترجمه اش کرد، من خانه ام را همینی برگزیدم که اکنون هم هست.
در همین چیزهای این دنیا، که وجود دارند، و به همین دلیل هم شادمانمان می کنند:
برهنگی زنان در ساحل، مخروط مسی رنگ سینه هایشان،
درخت چنار، بوته های زرد، سوسن سرخ، که می بلعمشان
با چشم هایم، لب هایم، زبانم، آب آناناس، آب آلوهای ترش،
رام با یخ و شیره، ارکیده های بلند
در جنگل باران خیز، جایی که درخت ها بر پاهای دراز ریشه هایشان ایستاده اند.

می گویی مرگ تو و من نزدیکتر و نزدیکتر می شود
ما عذاب برده ایم و این زمین مسکین کافیمان نبوده است.
خاک سیاه کبود باغ های سبزیجات
همینجا خواهد بود، چه نگاهشان کنیم، چه نه.


دریا، مثل امروز، از اعماقش نفس بر خواهد کشید.
من، به کوچک شدن، ناپدید می شوم در بیکران، آزادتر و آزادتر.


{ چسلاو میلوش }


http://s8.picofile.com/file/8338247400/Papillon_1973_720p_Harmonydl_212990_2018_09_25_21_37_12_Medium_.JPG


In the very last scene of Papillon (1973)

{Jerry Goldsmith - Theme from Papillon}


نیکی را چه سود
هنگامی که نیکان، در جا سرکوب می شوند،
و هم آنان که دوستدار نیکانند؟

آزادی را چه سود
هنگامی که آزادگان، باید میان اسیران زندگی کنند؟

خرد را چه سود؟
هنگامی که جاهل، نانی به چنگ می آورد
که همگان را بدان نیاز است..

به جای خود نیک بودن

بکوشید چنان سامانی دهید

که نفس نیکی ممکن شود
یا بهتر بگویم
دیگر به آن نیازی نباشد.

به جای خودآزاد بودن بکوشید
چنان سامانی بدهید، که همگان آزاد باشند
و به عشق ورزی به آزادی نیز
نیازی نباشد

به جای خود خردمند بودن بکوشید
چنان سامانی دهید، که نابخردی
برای همه و هرکس
سودایی شود بی سود.


{ برتولت برشت }



خطی کشیدم
تا اینجا

هرگز از اینجا جلوتر نمی‌روم

------------------------

وقتی جلو رفتم
خط تازه‌ای کشیدم
و خط دیگری...


خورشید درخشید
و همه‌جا آدم‌ها را دیدم
عجول و عبوس


و هر کسی خط کشید
همه جلوتر رفتند.


{ تون تلگن }



هرگز وجودِ حاضرِ غایب شنیده ای؟
من در میانِ جمع و دلم جای دیگرست!

این بیت مشهور و زیبای سعدی را لابد شنیده اید و احتمالا بارها آن را متناسب با لحظه ها و حال و هوای زندگی خود در موقعیت های مختلف یافته و زمزمه کرده اید. اساسا مهمترین ویژگی یک شعر خوب، همین ویژگی و قابلیت زمزمه گری آن است. شعر خوب، شعری است که بتوان آن را زمزمه کرد، و با این زمزمه به شناخت روشن تری از جهان درون و آنچه در اطراف و عالم پیرامون او می گذرد، دست یافت.

از همین رهگذر است که شعر، راهی به سوی شناخت را فراهم می آورد و از آن مهم تر با خلق و بسط آرامش ناشی از هماهنگیِ آهنگین و موسیقایی اش، کارکردی تسلّابخش و درمانگرانه می‌یابد و واجد سویه ها و ابعاد روان شناختی می‌شود. به عبارتی، جان مان را سبک بال و تازه، و حال ما را خوب و خوش می کند؛ آیینه ای می شود تا در آن آینه به تصویر نیکوتر و شفاف‌تری از خویش و دیگری، با ابهام و تیرگی و پریشانی و آشفتگی کمتری دست یابیم.

این پرسش که یک شعر خوب بایستی واجد چه عناصر و ویژگی های فنّی، عاطفی و زیبایی شناختی باشد تا سزاوار ترنّم و ترانه و آواز و زمزمه شود به عوامل مختلفی بستگی دارد که پرداختن به آن ها مجال دیگری می طلبد اما بی شک در این میان، موسیقی در گسترده ترین تلقی و شامل ترین نگاه، حرف اول را می زند و نقش نخست را بر عهده دارد.

برگردیم به بیت زیبای سعدی. وجود حاضرِ غایب! چه تعبیر شگفت و چه تصویر متناقض نمای زیبا و دقیق و درستی! وجودی که هم حاضر است و هم غایب! در واقع وجودی که به ظاهر حاضر است و در معنا غائب. جسم اینجاست اما جان جای دیگری است. این اولین درسی است که به عنوان تظاهر می آموزیم، تظاهر به حضور داشتن در جایی که نیستیم. چه دوگانگی و شکاف هولناکی!

هرچه این فاصله و انشقاق کمتر شود به نظر می رسد به تجربه آنچه اصطلاحا‌ "خوشبختی" خوانده می‌شود، نزدیک تریم. در این تلقی، خوشبختی همان "حضور قلب" تام و تمام داشتن است. درست مثل وقتی که چون کودکان مشغول بازی هستیم. در بازی، انشقاق بین جسم و جان به کمترین حد خود می‌رسد. از همین روست که بازی وجود ما را غرق لذت و سرشار از شادی می‌سازد.

هنر نیز همچون عشق و بازی و مستی و نیایش، کارکرد اصلی اش این است که روح را به جسم باز گرداند و فاصله این دو را به صفر برساند. بی‌جهت نیست که مولانا خطاب به مطرب مجلس سماع خود می‌فرماید: مطربا نرمک بزن تا روح بازآید به تن!

موسیقی، که از شریف ترین و عالی ترین هنرهاست، روح را به جسم و شاید هم جسم را به روح باز می‌گرداند و شکاف میان آن دو را از میان بر می‌دارد. بگذارید سخن آخر را از زبان "کریستین بوبن" دوست‌داشتنی بشنویم:

"به اعتقاد من، هنرمند یعنی همین؛ کسی که جسمش در یک جا و روحش در جایی دیگر است و تمام تلاشش این است که فضای خالی این دو را با کشیدن نقاشی، یا نوشتن با جوهر، و حتی سکوت پُر کند؛ بنابراین همه ی ما هنرمندیم و از هنر زندگی کردن بهره مندیم، با این فرق که میزان به کارگیری ذوق و اشتیاق، در افراد مختلف متفاوت است؛ ذوق و اشتیاقی که همان مفهوم عشق را داراست."

+ایرج رضایی