دچــآر باید بود..

پختگی جو ، در یقین منزل مکن

دچــآر باید بود..

پختگی جو ، در یقین منزل مکن

۳۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «موسیقی» ثبت شده است


احساس خالی بون برام چیز جدیدی نیست.یه مدته متوجه سیر و دوره تکرارش هم شدم و میدونم هزینه ی منفی سبک زندگیه که انتخاب کردم اما این آگاهی هم چیزی از رنجش کم نمیکنه .
سه شنبه که دانشگاه بودم ، بعد از تموم شدن یکی از کلاسا با تمام وجود احساسش کردم..هیچ جایی نبود که دلم بخواد و برم هیچ کاری نبود که دوست داشته باشم انجام بدم..هیچ چیز نمیتونست حالمو خوب کنه..خالی بودم..از زندگی.. بدون ذره ای انرژی..
اون لحظه فقط دلم میخواست نباشم..به شکلی وجود و حضور نداشته باشم..
حالم خوب نبود و نیست..میگردم و راهی نمیبینم..میشه تا حمله ی بعدیخودتو سرگرم کنی..یا بعدش در موردش با دوستات حرف بزنی،برای چند ساعتی هم حالتو بهتر میکنه اما وقتی چاره ای واقعی نیست چه فایده ای داره..و بعد از یکی دوبار حتی بی خیال حرف زدن ازش میشی..
وقتی متوجه فریب شده باشی دیگه نمیتونی ازش چشم برداری..نمیتونی نمیتونی نمیتونی..


+{Satar-Hamsafar Mara Daryab}


تلخ کنى دهان من ، قند به این و آن دهى ؟
نم ندهى به کشت من ،  آب به این و آن دهى ؟

{ مولانا }


+این آهنگ از فریدون فرخزاد عزیز رو مدت ها پیش آپلود کرده بودم اما اینجا قرار ندادم..چرا ؟ مسخره ست اما نمیخوام چیزی که دوسش دارم مورد دوست داشتن واقع نشه !

حالا که پابند تو هستم میگریزی..پابند ِ لبخند تو هستم میگریزی ؟

+{ Fereydoon Farokhzad - Migorizi }



بیشتر اونجایی که میگه : " نه همزبان دردآگاهی..

{Mohamad Reza Shajarian - Bihamzaban }



بر کنده ی تمام درختان جنگلی
نام ترا به ناخن برکندم
اکنون ترا تمام درختان
با نام می شناسند

نام ترا به گرده ی گور و گوزن
با ناخن پلنگان بنوشتم
اکنون ترا تمام پلنگان کوه ها
اکنون ترا تمام گوزنان زردموی
با نام می شناسند

دیگر
نام ترا تمام درختان
گاه بهار زمزمه خواهند کرد
و مرغ های خوشخوان
صبح بهار

نام ترا
به جوجه های کوچک خود یاد خواهند داد

ای بی خیال مانده ز من ، دوست
دیگر ترا زمین و زمان
از برکت جنون نجیب من
با نام می شناسند

ای آهوی رمنده ی صحرای خاطره
در واپسین غروب بهار
نام مرا به خاطر بسپار..

{ منوچهر آتشی }


+{Anathema - Untouchable, Pt. 1 }

 

بیدار شو
تا از پی ات روان شوم
تنم بی تاب تعقیب توست
می خواهم عمرم را با عشق تو سر کنم
از دروازه ی سپیده
تا دریچه ی شب
می خواهم با بیداریِ تو رویا ببینم..

{ پل الوار }


http://bayanbox.ir/view/4728021328374392610/e4d0d19f67ac8fe8fab4c8314002a412.jpg


+حس می‌کنم تنهایی ستاره را..این همه ستاره‌ی تنها ؟ یکی به یکی نمی‌گوید بیا..هر یک..از آسمانه‌ی خویش..چونان چشم پرنده ، درخشان..از آشیانه‌ی تاریک..(منوچهر آتشی )

+{Sormeh - Elegy }


وقتی خود را در عمق باکرگی زمین و میان انبوه بی‌تفاوت شاخص‌های مسکّن وجود می‌یابم: رها از کار و واحد درسی و ماشین و بوق و ترافیک و استاد و موسیقی صحنه‌ای و اندیشه‌ی تغییر جهان و دوستان خوشمزه و دشمنان بدمزه و پول و شهوت معتاد و انقلاب و فکر و زِر و گُه و باکتری‌های درون و… و… و… در آن نهایت… در آن نهایت ناب بی‌هیچ پنداری… شاید در عمق یک جنگل. در ته یک رودخانه. باز این وسوسه‌ی احمقانه برایم می‌ماند، که در آن حالت ناب، حداقل از نوشتن درباره‌ی آن نابیّت دست برندارم و این وسوسه‌های ماندن و شدن و صعود معنایی کردن، این‌هاست که مرا در این لجن‌زار مُزمن، به زور نگه می‌دارد.


+ دُرّاب مخدوش | محسن نامجو

+{Namjoo-Tango }


You got your special someone
But between me and him, guess who
Will spend their whole life waiting
For someone just like you ?


+{Adam Levine - No One Else Like You }

+I wished when I'm listening to this amazing song someone was in my mind .But there was none.


واقعا خوش به حال اوناییکه از همون سن کم شور و شوق زندگیشونو پیدا کردن.حالا با یه قلم سحرانگیز یا یه صدای خوب یا دستای چیره تو نواختن یه ساز..


http://bayanbox.ir/view/3171784567513157049/DSC-0115.jpg

+نگاه داره چه حالی میکنه...داشتم کلیپ دوتا خواهر نوازنده رو میدیدم و با یادآوری کلیپ های یانی به خواهرم میگفتم آهنگسازا و نوازنده ها چه حال خوبی دارن..گفت بیشتر هنرمندا همینن..تو ندیدی فقط .

{
Yanni - Truth Of Touch}


Wherever you are
You know that I adore you
No matter how far
Well, I can go before you
And if ever you need someone
Well, not that you need helping
But if ever you want someone
Know that I am willing..




این ماه آثاری از Wong Kar wai رو میبینم..


http://bayanbox.ir/view/1020352975303328299/0013729e4a9d08ee4d9d15.jpg


 Alex van Warmerdam


http://bayanbox.ir/view/8021857475763084181/alex1.jpg


و بهمن فرمان آرا..


http://bayanbox.ir/view/410333850355517971/cinemacinema-ir-306.jpg



فصل اول Black Mirror دوباره تماشا میکنم


http://bayanbox.ir/view/4622792755986051462/black-mirror-season-3-poster.png



  فصل 6 Game Of Thrones 


http://www.foxforcefivenews.com/wp-content/uploads/2016/07/got6_poster_one_digital-copy.jpg



و فصل اول سریال Friends


http://bayanbox.ir/view/252652756804296718/photo-2017-03-11-23-15-26.jpg



به آثاری از Andrea Bocelli


http://bayanbox.ir/view/1038388017407791662/C6PliyQXMAAVzLq.jpg



 Adam Hurst


http://bayanbox.ir/view/2747271396681209799/a1629492452-16.jpg


و یلدا عباسی گوش میدم


http://bayanbox.ir/view/7452271480392831612/kuwat1-1.jpg


کتاب ها


روانشناسی :

تئوری انتخاب | ویلیام گلاسر | نورالدین رحمانیان


فلسفه :
 هاگاکوره | یاماموتو چونه تومو | سیدرضا حسینی


رمان :

ساعت ها | مایکل کانینگهام | مهدی غبرایی

بالاتر از هر بلندبالایی | جی.دی.سلینجر | شیرین تعاونی

کلیدر | محمود دولت آبادی | جلد اول


کتاب انگلیسی :

َAnimal Farm | George Orwell


داستان کوتاه :
مترجم درد ها | جومپا لاهیری | امیرمهدی حقیقت

مجموعه آثار هوشنگ گلشیری


راه و رسم زندگی :

از سکس تا فرا آگاهی | اوشو | محسن خاتمی

تمرین نیروی حال | اکهارت تُله | هنگامه آذرمی


مهارت ها و اطلاعات :

مغالطات | علی اصغر خندان

شیعی گری | احمد کسروی

در پیرامون اسلام | احمد کسروی


علم :

جهانی از عدم | لاورنس کلاوس | سیامک عطاریان


شعر :

تو خواب عشق میبینی، من خواب استخوان | اورهان ولی | احمد پوری
میترسم بعد از مرگ هم کارگر باشم | سابیر هاکا



سکوت ، تم تکرار شونده ی آثار کیم کی دوک است..نوعی اعتراض به جهان خشن و تیره و تاری که امنیتی در آن وجود نداره . او زبان را عامل سوء تفاهم در چنین دنیایی میبیند..کم دیالوگ بودن فیلم هایش به هیچ وجه شعاری و سطحی نیست ، ادا در نمی آورد و به خوبی ثابت میکند تصاویر برای بیان تمام حرف ها کافی اند..

http://bayanbox.ir/view/127495838114196274/3Iron-2004-BluRay-720p-LFilm-022650-2017-01-12-14-31-53.jpg
 
در مورد فیلم 3-IRON یا Empty House : شخصیت اصلی فیلم مانند یک سایه میان مردم زندگی میکند..بدون هویت . او بدون اجازه وارد خانه های خالی میشود و مدتی در آنها زندگی میکند . در ابتدا دزد به نظر میرسد اما بعدا متوجه میشیم دنبال چیزهای دیگری میگردد . او در خانه های دیگران غذا میپزد ، لباس هایشان را میشورد ، لوازم خراب را تعمیر میکند و آلبوم عکسها را ورق میزند..اون به دنبال پذیرفته شدن است..یک خانواده میخواهد و نشانه ی این خواسته عکس گرفتن کنار عکسهای دسته جمعی تمام خانه ها و خانواده هاست..

http://bayanbox.ir/view/1606343858632210670/3Iron-2004-BluRay-720p-LFilm-042301-2017-01-12-14-47-28.jpg


اما بعد از افتادن به زندان ، همان شخصی که روزی دنبال پذیرفته شدن بوده ، یاد میگیرد چطور از دید مردم مخفی شود . این تغییر شخصیت او نیست یا نشانه ی پی بردن به اشتباه..تنها راهی ست برای رسیدن به خواسته هایش..بودن در یک خانواده کوچک ، هرچند اگه در آن هم با دیگری شریک باشد..


http://bayanbox.ir/view/224216049021942333/3Iron-2004-BluRay-720p-LFilm-119601-2017-01-12-15-52-12.jpg

خانه های خالی در واقع استعاره از قلب های خالی ست..قلب هایی که به امید شکسته شدن قفل های روزمرگی  و پوچی به دنبال واژه ی گمشده ی عشق میگردند..
بازی زن داستان حیرت انگیز است..با چهره ی سرد و خاموش اما پر از احساس ، اول فیلم پر از غم و تنهایی و رنج است ، بعد مملو از انتظار و دلشوره و دلواپسی و در نهایت سرشار از محبت ، سرخوشی و عشق..او در پایان پاداش صبر و انتظارش را میگیرد..

http://bayanbox.ir/view/7102854180483267015/3Iron-2004-BluRay-720p-LFilm-121265-2017-01-12-15-53-22.jpg

در ابتدای قصه یکبار پسر بعد از درست کردن ترازو روی آن میرود و ما وزنش را میبینم ، یک بار هم دختر در میانه های فیلم..اما در آخر فیلم وقتی با هم به روی ترازو میروند ، عقربه های ترازو یک دور کامل میزند و روی صفر می ایستد..آنها به نوعی کامل کننده ( محوکننده ؟ ) هم هستند..شاید در جهت عکس..و برخلاف جریان جامعه ای که در آن زندگی میکنند . اما چه اهمیتی دارد ؟
آن ها شاید رسما به هم متعلق نباشند..اما وقتی کنار هم قرار میگیرند ، یکی میشوند و حضور مادی و جسمانیت از میان میرود..و تنها همین است که اهمیت دارد .


http://bayanbox.ir/view/872905024575661370/2b34962e15c282097d3064d735de7fbd.jpg

پر رنگ ترین تصویر
کیم کی دوک شاید اینجا باشد :
تنها جایی که میتوانی معشوق را ببینی زمانی ست که خودت را میبینی..

در سکانسی زن پس از احساس حضور پسر در خانه از رخت خواب بلند میشود..شروع به جست و جو میکند ولی او را نمی یابد..اما میداند چشم پسر همواره به دنبال اوست..پس به سمت آینه میرود و آنگاه که خود را میبیند ، حضور او را هم مینگرد و این جاست که تنها جمله اش را در تمام فیلم خطاب به او میگوید : " دوستت دارم " ..



یک زندگی کم است..
برای آن‌که تمام شکل‌های دوستت دارم را
با تو در میان بگذارم..

می‌خواهم هر صبح که پنجره را باز می‌کنی
آن درخت روبه‌رو من باشم، فصل تازه من باشم
آفتاب من باشم، استکان چای من باشم
و هر پرنده‌ای که نان از انگشتان تو می‌گیرد..

یک زندگی کم است برای شاعری که
می‌خواهد در تمام جمله‌ها دوستت داشته باشد..


شعر خوندن برای من بیشتر از اون که یادآور خاطره ای باشه یا امید به تجربه کردن موقعیت و حسی مشابه ، چشیدن احساساتی که نمی خوام یا نمیتونم که تو زندگی واقعی تجربه شون کنم..

اصلا چطور میشه کسی رو اینقدر دوست داشت که همچین تصویری تو ذهنت بیاد..شاعر چی کشیده که بخشی از احساسی که تجربه کرده ، فقط بخشیش تبدیل به همچین بیتی شده..


حسدم کُشد که ترسم ز پِی اَش دویده باشد
به رَهش به روی هر کس چو عرق دویده بینم !

{ شهیدی قمی }


http://bayanbox.ir/view/5742243930152528513/20170223-130349-Medium.jpg


تازگی ها تابای پارک ها رو با ارتفاع خیلی کمی درست میکنند..طوری که که فقط بچه ها میتونند ازشون استفاده کنند..من فکر میکنم تاب برای بزرگ ترهاست..بچه ها که همینطوری هم حالشون خوبه..

تابای اینجا خیلی خوبه..با هر سن و قدی میتونی روشون پرواز کنی..رو به آبی دریاها..


+{Ennio Morricone- Childhood and Manhood}



هر بار خواست چــــای بریزد نمانده ای

رفتی و باز هم به سکوتش نشانده ای


تنها دلش خوش است به اینکه یکی دوبار

بــا  واسطــه  سلام  برایش  رسانده ای !


حالا صدای او به خودش هم نمی رسد

از بس که بغض توی گلویش چپانده ای


دیدم دوباره شهر پر از جوجه فنچ هاست

گفتند باز روســـــری ات را تکـــانده ای !


می رقصـــی و برایت مهم نیست مرگشان

مشتی نهنگ را که به ساحل کشانده ای


بدبخت من ، فلک زده من ، بد بیار من...

امروز عصر چــــای ندارم...تو مانده ای :)


{ حامد عسکری }



http://bayanbox.ir/view/402690389412609944/photo-2017-01-25-22-29-34.jpg


+{ Pouran -Viroon Beshi Ey Del }



این ماه آثاری از کیم کی دوک رو میبینم


http://bayanbox.ir/view/4547558337457449471/4779ce3247fe01125f3e6adf5e6c3fd8.jpg


و دارن آرنوفسکی..


http://bayanbox.ir/view/3903880236688084076/0949623360a8cd7b1ddb6a143b837f02.jpg



فصل اول سریال Lie To Me  رو تماشا میکنم


http://bayanbox.ir/view/8026377147565185038/9635343c31a4aae3367393f32178ecde.jpg



و فصل هشتم Big Bang Theory


http://bayanbox.ir/view/3909692706473031380/18e1584d0df1af4ceaecb43389fdda7f.jpg


به آهنگ های Anathema Band گوش میدم...


http://bayanbox.ir/view/2772603656600970656/595fb70029cbc21e9003dfffa77e95e2.jpg


و مامک خادم..


http://hossein.id.ir/blog/wp-content/uploads/2011/07/55819.png


زمانی که تا عید مونده رو میخوام به تموم کردن کتاب های نیمه تموم یا شروع نکرده کتابخونه ام و کتاب های قرض گرفته شده بگذرونم..برای سال جدید باید یه برنامه منظم تر بچینم..


روانشناسی :

Totem & Taboo | فروید | محمدعلی خنجی


رمان :

کافکا در کرانه | هاروکی موراکامی | مهدی غبرایی

شازده احتجاب | هوشنگ گلشیری

مسیح باز مصلوب | نیکوس کازاتزاکیس | محمود سلطانیه

وقتی نیچه گریست | اروین دیوید یالوم


داستان کوتاه :

مجموعه آثار هوشنگ گلشیری


راه و رسم زندگی :

از سکس تا فرا آگاهی | اوشو | محسن خاتمی

نیروی حال | اکهارت تُله | هنگامه آذرمی

تمرین نیروی حال | اکهارت تُله | هنگامه آذرمی


مهارت ها :

چگونه کتاب بخوانیم | مارتیمر جی. آدلر - چارلز ون دورن

هفت عادت مردمان موثر | استفان کاوی | محمدرضا آل یاسین



برایت عطر باغ و میوه های جنگلی را
عشق بازی در شنبه های لبریز از عشق
یکشنبه های آفتابی
و دوشنبه های خوش خُلق را آرزو میکنم.

برایت یک فیلم با خاطرات مشترک
نوشیدن شراب با دوستانت
و یک نفر که تو را بسیار دوست دارد آرزو می کنم.

برایت شنیدن واژه های مهربان
دیدن زندگی درحال عبور
رویت شبی با ماه کامل
و مرور یک رابطه ی دوستانه ی عمیق را  میخواهم

برایت خنده های بی حساب مانند کودکان
گوش سپردن به پرنده وقتی می خواند
و نشنیدن خداحافظی را آرزو میکنم

سرودهای عاشقانه
دوش گرفتن زیر آبشار
خواندن آوازهای نو
انتظاری عاشقانه در ایستگاه قطار
و یک مهمانی پر از صدای گیتار برایت آرزو می کنم.

یافتن خاطرات یک عشق قدیمی
داشتن شانه های صمیمی
کف زدن های شادمانه
بعد ازظهرهای آرام
نواختن گیتار برای او که دوستش داری
شرابی سفید و یک دنیا عشق را

برایت آرزو می کنم .

{ کارلوس دروموند د آندراده }


http://bayanbox.ir/view/3622825687180123218/IMG-20161106-181907.jpg

ترجمه: مسعود درویشی

+{Andy Williams - Walk Hand In Hand }



برون کردی مرا از دل چو دل با دیگری داری

کجا یادآوری از من؟ که از من بهتری داری


چه محتاجی به آرایش؟ که پیش نقش روی تو

کس از حیرت نمی‌داند که بر تن زیوری داری


من مسکین سری دارم، فدای مهرتست، ار چه

تو صد چون من به هر جایی و هر جایی سری داری


نشاید پر نظر کردن به رویت، کان سعادت را

مبارک ناظری باید، که نیکو منظری داری


نثار تست سیم اشک من، لیکن کجا باشد؟

بر توسیم را قدری، که خود سیمین بری داری


شکایت کردم از جور تو یاران را و گفتندم:

برو بارش به جان می‌کش، که نازک دلبری داری !


چو فرهاد، اوحدی، دانم که روزی بر سر کویت

ببازد جان شیرین را، که شیرین شکری داری..


{ اوحدى }


+هععععی روزگار...

{ Richard Anthony Aranjuez - Mon Amour}



{Matt Monro - The Music Played }


An angry silence lay, where love had been
سکوتی تلخ مترنّم بود، آنجا که عشق بود

An in your eyes a look, I've never seen
و در چشمان ات نگاهی که پیش از آن ندیده بودم

If I have found the words, you might have stayed
شاید اگر کلمات را می یافتم، تو می ماندی

But as I turn to speak, the music played
ولی چون خواستم سخن بگویم، موسیقی آغاز شد

As lovers danced their way,around the floor
آن هنگام که عاشقان در هر سو رقصان بودند

I sat and watched you walk, towards the door
من نشسته بودم و تو را می نگریستم که به سویِ در می روی

I heard a friend of yours,suggest you stayed
شنیدم که یکی از دوستانِ جمعتان تو را به ماندن خواند

And as you took his hand, the music played
و آن هنگام که تو دست اش را گرفتی، موسیقی آغاز شد

Across the darkened room, the faintest sight I saw
در فروغ ِ لرزان ِ آن اتاق، در منظره ای موّاج

He'd been something more,than friends before
دیدم که او برایت بیش از اینهاست، بیش از دوستانِ پیشین 

While I was hurting you, by clinging to my pride
آن هنگام که تو را با غرورم می آزردم

He had been waiting,and I drove him,to your side
او مترصّد بود، و من بودم که او را سوی ات راندم

I couldn't say the things, I should have said
باید راز ِ دل با تو می گفتم

Refused to let my heart,control my head
ولی نگذاشتم که قلب ام بر خِرَدم حکم رانَد

But I was made to see,the price I paid
و حال محکوم شدم به این دیدن، تاوانی که پرداختم

And as he held you close, the music played
و آن هنگام که تو را در آغوش کشید، موسیقی آغاز شد

And as I lost your love, the music played
و آن هنگام که عشق ات را از کف دادم، موسیقی آغاز شد...



http://bayanbox.ir/view/5607913858739963281/Le-Notti-Bianche-1957-720p-BrRip-x265-30nama-30NAMA-109573-2016-12-15-14-20-20.jpg




زنی را می‌خواهم
که مانند درخت باشد
با برگ‌های سبزی که در باد می‌رقصند

آغوشش
چون شاخه‌های درخت باز باشد
و خنده‌اش
از تاریکی‌های زمین الهام گرفته
در سرانگشت‌هایش پراکنده شود

زنی را می‌خواهم چون درخت
که هر طلوع و غروب
از افقی بگریزد

در حالی که از اسارت خود در خاک گریه می‌کند ..


{ بیژن جلالی }


+{Kamran Rasoolzadeh - Zan }