دچــآر باید بود..

من در عشق ایستاده ام...نه افتاده در عشق...

دچــآر باید بود..

من در عشق ایستاده ام...نه افتاده در عشق...

۶۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دیالوگای محشر» ثبت شده است

+Maybe you could finally talk to her, Hank...You can finally show her all the things..we built for her and sing her the songs...
-Manny! Shut up! You don't know the real world.
What if they meet you and they don't see what I see? What if they don't...

+why you don't want talk to her ?

-Because I'm scared.Okay? Because I'm just a scared, ugly, useless person...

+But maybe everyone's a little bit ugly.Yeah, maybe we're all just ugly,dying sacks of shit,
and maybe all it'll take is one person to just be okay with that, and then the whole world will be dancing and singing ,and everyone will feel a little bit less alone...

+Swiss Army Man (2016)


Buses are for people who don't know each other.
They read books. They listen to music.
- And we all sing songs together, right?
- No! No, no, no, the other people...will stare at you if you sing,
so you listen to your own music.

- Oh.
- Here.stare out the window.
-Oh. And I watch the world go by.
 when I get back home, I am gonna ride the bus every day.

-Manny, this is just the beginning.
Every day, you ride the bus and count the minutes, hoping you'll see her again.
-Oh, my God.

She smiles,..and you feel a strange tingle up the back of your neck.
Something carnal inside of you...causes your body to break out in sweats.
You feel like the luckiest man in the world.

She sits alone, just like every other day, and looks out the window..lost in her thoughts.
You know that look...She's just as alone as you are.
But she doesn't have to be...You could talk to her.
Tell her you'd love to sit next to her..today and every other day
because life is short, and no one deserves ...to ride the bus alone.

-I want this to stop.
- It's not working?
- No.
She's too beautiful.I can't talk to her now.
What if I say something stupid? I'll just wanna die.

+She's right there..You're not gonna do anything? What would you do?
+I would...I would probably wait, and watch her get off the bus
and go home and eat...a whole box of pizza by myself.

+Swiss Army Man (2016)


I mean, before the Internet, every girl was a lot more special...

+Swiss Army Man (2016)


+مردا همیشه همینو میگن ..که برمیگردن ..من هم همیشه همینو به همه ی زنا گفتم..

- بدون اینکه حرفتو باور داشته باشی؟ - من که باور نمی‌کنم - تو فقط می‌خوای خودتو بدتر از اون چیزی که هستی نشون بدی...

Le notti bianche 1957




 Captain Fantastic (2016)

+What are you reading?
+I didn't assign that book.
- I'm skipping ahead.
- It's interesting.

- Interesting!
- Illegal word!
- Dad, Kielyr said "interesting"!

+Interesting is a non-word.You know you're supposed to avoid it. Be specific.
- It's disturbing.
+More specific.
-Can I just read?
+After you give us your analysis thus far.
-There's this old man who loves this girl,and she's only 12 years old...
+that's the plot.
-Because it's written from his perspective, you sort of understand and sympathize with him, which is kind of amazing because he's essentially a child molester.
But his love for her is beautiful.But it's also sort of a trick because it's so wrong.
You know, he's old, and he basically rapes her. So it makes me feel...ohh..I hate him.
And somehow I feel sorry for him at the same time.
+Well done.

Captain Fantastic (2016)


این دیالوگ به یه مشکل همیشگی من اشاره میکنه..دقیق و واضح نبودن..یکی از نشونه هاش وقتی ظاهر میشه که میخوام یه کتاب ، فیلم یا آهنگی که ازش خوشم اومده معرفی کنم واژه ای برای توصیف ندارم جز جالب !( استفاده کردن از  خوب ، عالی ، محشر و ... هم تفاوتی ایجاد نمیکنه )
دلایل زیادی وجود داره که توانایی توصیف رو از ما میگیره ..اما این در نهایت چه نتایجی رو به شکل میده ؟ فکر میکنم سطحی دیدن ، شنیدن ، خوندن و حرف زدن..و در نهایت فراموش کردن چیزهایی که فکر میکنیم فهمیدیم .
وقتی دقیق نباشی نمیتونی چیزهاییو که دیدی ، حرف هایی که خوندی و تمام احساساتی که اینها در تو برانگیخته به درستی برای خودت تحلیل کنی(چه برسه برای دیگران) و در نتیجه خیلی ساده ازشون عبور میکنی و میری سراغ آثار بعدی..بدون اینکه قبلی ها تاثیر و تغییر مثبت قابل ارائه ای در تو ایجاد کرده باشن..توصیف و توضیح دادن برای دیگران میتونه یه تمرین باشه برای اینکه متوجه بشیم چه مقدار فهمیدیم و اینکه
اون موضوع هنوز چقدر برای خودمون جای کار داره..
دقیق بودن و توصیف کردن با کلمات مناسب..همه ی اینا باعث بهتر تماشا کردن دنیا ،
که همون هدف نهاییه ، میشه ..فقط وقتی بهتر ببینی میتونی دقیق تر توصیف کنی ..

The man who said "I'd rather be lucky than good" saw deeply into life. People are afraid to face how great a part of life is dependent on luck. It's scary to think so much is out of one's control. There are moments in a match when the ball hits the top of the net, and for a split second, it can either go forward or fall back. With a little luck, it goes forward, and you win. Or maybe it doesn't, and you lose.

‏Match Point (2005)-Woody Allen

 آدمی که میگه «من ترجیح میدم خوش شانس باشم تا اینکه خوب باشم» بطور واقعی زندگی رو فهمیده. مردم از روبرو شدن با این موضوع که بخش بزرگی از زندگی وابسته به شانس هست وحشت دارن.آخه این ترسناکه که فکر کنی خیلی از چیزها غیر قابل کنترلند.

توی بازی (تنیس) لحظاتی هست که توپ میخوره به بالای تور  و تو کسری از ثانیه میتونه به جلو  یا به عقب بیوفته. با کمی خوش شانسی توپ میره جلو و شما برنده میشین

و یا این اتفاق نمیوفته و می بازین..


می دانم نمی دانی
چقدر دوستت دارم
و چقدر این دوست داشتن همه چیزم را
در دست گرفته است

می دانم نمی دانی
چقدر بی آنکه بدانی می توانم دوستت داشته باشم
بی آنکه نگاهت کنم
صدایت کنم
بی آنکه حتی زنده باشم

می دانم نمی دانی
تا بحال چقدر دوست داشتنت
مرا به کشتن داده است..

{ حافظ موسوی }


+فقط میخوام بدونی ...همین که دور و برت بودم بهترین اتفاق زندگیم بود ...(Drive)

+{Shigeru Umebayashi - Trishna Waltz}

لئونارد ( رابرت دنیرو ) : باید به همه بگیم ، باید به اونا یادآوری کنیم ، باید بهشون یادآوری کنیم که چقدر خوبه .

دکتر سِیر ( رابین ویلیامز ) : چی چقدر خوبه لئونارد ؟

لئونارد : روزنامه ها رو بخون ، چی نوشته ؟ فقط بدی ، همه اش بدی . مردم فراموش کردند زندگی چیه ، فراموش کردند زنده بودن به چه درد میخوره . باید به اونا یادآوری کنیم که میتونن چه چیزهایی داشته باشند و ممکنه چه چیزهایی رو از دست بدند . اون چیزی که من احساس میکنم ، لذت زندگی ، هدیه زندگی ، آزادی زندگی شگفتی زندگی...

Awakenings - 1990


+ دیدن رابرت و رابین کنار هم جالب بود..موقع تماشای فیلم به طرز جوگیرانه ای دلم میخواست مشغول این کار بودم ! از اون شغلایی که حس زندگی کردن بهت میده..حس زندگی دادن..هرچند گاهی باید طاقت تماشای پژمردن گل هات هم داشته باشی..

Awakenings فیلم خوبی بود... و تبدیل به یکی از تجربه های الهام بخش زندگیم شد..

+ چرا خودت هیچ وقت ازم دعوت نکردی؟
-...من، آه .. آخه فکر نمیکردم تو این رو بخوای..

+خودت چی می‌خواستی؟
-من فقط می‌خوام تو خوشحال باشی..

+متوجه نیستی، چارلی؟  نمی‌تونم این رو احساس کنم ...حرف قشنگ و خوبیه، ولی نمیشه دست رو دست بذاری و ...زندگی همه رو بر زندگی خودت مقدم بدونی  و فکر کنی این عشق محسوب میشه..من نمی‌خوام عشق دست‌نیافتنی کسی باشم..

The Perks of Being a Wallflower 2012


+ چرا بعضی از آدم‌های خوب زوج اشتباهی رو انتخاب میکنن؟
-فکر میکنم ما عشقی رو می‌پذیریم که تصور می‌کنیم لایقش هستیم

+می‌تونیم کاری کنیم بفهمن لایق عشق بیشتری هستن؟
-می‌تونیم سعیمونو  بکنیم..

The Perks of Being a Wallflower 2012


سعدی اگر عاشقی ، میل وصالت چراست ؟

هر که دل دوست جست ، مصلحت خود نخواست...

{ سعدی }


+راه نمیداد..راه ندادنشم دوست داشتم..

+لانتوری و مغالطه ی انگیزه و انگیخته..

اگه تو راه درست زندگی کنیم ، هرکاری که انجام بدیم میشه یه اثر هنری...

حتی شلواری که میپوشیم یا فقط جوری که تختمون رو درست میکنیم

این مشکل همه ی دنیاست..سعی نمیکنیم روی هرچیزی که انجام میدیم خلاق باشیم .




Claire: If we live our lives the right way, then every single thing we do becomes a work of art.


+ حالا که من و کیث با هم زندگی میکنیم متوجه شدم خیلی سازگار شدم...

- چرا ؟

+ چون اگه نباشی همه چیز به هم میریزه و هیچ تصوری هم نمیتونی داشته باشی که این چقدر میتونه بزرگ باشه..مثل یه مذاکره ی دائمی میمونه ، هیچوقت نمیتونی راحت باشی . فکر میکنی این فقط یه وضعیته یا همیشه اینجوریه ؟

- نمیدونم . شاید این چیزیه که بهش میگن ، ارتباط..دائما کاریو بکنی که دقیقا دوست نداری انجام بدی..



هر کس بخاطر ظلمی که بهت کرده، مستحق مجازاته ...

اگه ببخشیش، اونو از حقش محروم کردی !

DogVille - Lars von Trier - 2003


+"تکبر بخشش" به معنای بخشش کسانی است که سزاوار بخشش نیستند و مجازات حق آن‌هاست و از این رو بدترین نوع تکبری است که پدر گریس می شناسد . پدر گریس به او می گوید که نباید دیگران را به سبب آن چه خودش را به خاطر آن نمی بخشد، ببخشد و باید مجازات را اعمال کند ؛ این که بخشش گریس یک عمل اخلاقی و انسانی نیست بلکه تنها به سبب تکبر اوست..

+ چرا آدما باید بمیرند ؟

- که زندگی مهم بشه..

Six Feet Under Second Season Episode 1

نیت : بالاخره من زنی رو پیدا کردم که میخوام بهش متعهد بشم ، اما اون کاملا غیرممکنش میکنه..

مادر : فکر میکنی تصادفیه ؟

نیت : این حرفت چه معنی قراره بده ؟

مادر : شاید اگه اون راحت ترش میکرد ، تو اینقدر مشتاق نبودی...

Six Feet Under First Season Episode 12

دو نوع از انسان وجود داره و فقط دو نوع... اونی که منتظر می مونه تا توی جای درستش قرار بگیره و اونی که با پاهاش روی صورت دیگران میره !

They all deserve to die
Tell you why, Mrs. Lovett . Tell you why
Because in all of the whole human race, Mrs. Lovett
  There are two kinds of men and only two

There's the one staying put In his proper place
...And the one with his foot In the other one's face

+Sweeney Todd: The Demon Barber of Fleet Street


           Dont you know, silly man...
           Half the fun is to plan the plan?

          +Sweeney Todd: The Demon Barber of Fleet Street


بعضی وقت‌ها داشتن یه دوست واقعی ارزش‌اش به اندازه‌ی بیش‌ترین ثروت دنیاست ، حتی اگه اون دوست احمق باشه...

+بارکد - مصطفی کیایی