دچــآر باید بود..

حدیث جان مگو با نقش دیوار

دچــآر باید بود..

حدیث جان مگو با نقش دیوار

Diazepam

پنجشنبه, ۱۷ آبان ۱۳۹۷، ۱۲:۰۰ ق.ظ


داریوش آشوری در برنامه پرگار گفته بود خواندن مولوی، چندان تفاوتی با خوردن قرص والیوم ندارد. این حرف خشم برخی از هم وطنان میهن‌پرست‌مان را که نه شعر می‌خواندند و نه داروی آرام‌بخشی مصرف می‌کردند برانگیخت. 


+ همانطور که می دانید والیوم، داروی مسکن و خواب‌آور است که برای تسکین اضطراب، اختلالات خواب و اختلالات هراس تجویز می‌شود. 

  • موافقین ۵ مخالفین ۰
  • پنجشنبه, ۱۷ آبان ۱۳۹۷، ۱۲:۰۰ ق.ظ
  • Mohammad Mahdi ..

نظرات  (۶)

چه خوب. اینا از ابیاتی بودن که منم دوستشون دارم.

یه سوال:

شما تو زندگیتون نقطه عطف داشتین؟

اگه آره اگه خصوصی نیست میتونم بپرسم کی و چی بوده؟

پاسخ:
بله. داشتم. 2 بار. یک سال پیش. و پنج سال پیش. می ‌تونم به شما بگم،‌ اما دوست ندارم در منظر عام بیانشون کنم.

غزلیات حافظ رو خیلی دوست دارم. همیشه تا اسم حافظ میاد فی الفور این دو بیت به ذهنم میاد:

من پیر سال و ماه نیم، یار بی وفاست/ بر من چو عمر میگذرد، پیر از آن شدم.

شاه نشین چشم من تکیه گه خیال توست/ جای دعاست شاه من، بی تو مباد جای تو

یا

الا ای پیر فرزانه، مکن عیبم ز میخانه/ که من در ترک پیمانه، دلی پیمان شکن دارم

...............

تو ابیات و اشعاری که شما انتخاب می کنین یه چیزی برام جالبه. حتی اشعاری که انتخاب می کنین جنبه فلسفی شون قوی تره، بر عکس من که جنبه عاشقانه شون.

من کاره ای بودم اداره مملکت رو می دادم دست شما.

پاسخ:
اتفاقا من چنین تصویری ازتون نداشتم. یعنی پرداختن به جنبه عاشقانه یا احساسی. حداقل اینجا بروز نداده بودید.

اداره مملکت؟؟‌ :)


بیت مورد علاقه من اینه:
حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جوی/ که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را


و این دو بیت...

لطیفه‌ایست نهانی که عشق از او خیزد...
که نام آن نه لب ِ لعل و خط زنگاری‌ست

جمال شخص نه چشم است و زلف و عارض و خال...
هزار نکته در این کار و بار دلداری‌ست....

سلام

"چنین گفت زرتشت" رو چند ماه پیش از نمایشگاه کتابی که تو سازمانمون گذاشته بودن خریدم. با ذوق چند صفحه رو انتخابی خوندم ولی احساس غریبی کردم باهاش. انگار این کتاب اونی نیست که من قبلا جملاتی از اون رو تو پست های شما خونده بودم. امروز به مترجمش نگاه کردم و موضوع حل شد. نمیدونم چرا موقع خریدنش فکر نکرده بودم که این کتاب ممکنه مترجمهای زیادی داشته باشه!

دوست دارم یه داستان از مثنوی بنویسم که خودم خیلی دوستش دارم.

موضوع داستان حدیثی هست از حضرت پیامبر(ص) که می فرمایند:"بپرهیزید از باد پاییزی که با تن شما آن می کند که با درختان و غنیمت شمارید باد بهار را با تن شما آن می کند که با درختان". عوام ظاهر حدیث رو میگیرن همیشه و شاید در مقام انکار هم باشن ولی مولانا تلقی زیبا داره از این حدیث. مولانا میگه منظور از باد بهار همنشینی با نیکان هست و منظور از باد پاییز همنشینی با اغیار و هر دو تاثیر تربیتی دارن بر شخصیت انسان... . 


 

پاسخ:
سلام.
چه بد. من هم از کتاب‌های قدیمی ای که با ترجمه نامناسب خریدم ناراحتم.

داستان قشنگیه. حافظ هم در اون بیت مشهورش گفته:‌ بیاموزمت کیمیای سعادت؟ ز همصحبت بد جدایی جدایی...
راستش متوجه کلامش نشدم.
  • سِـــــــد جَــــــواد
  • واقعا هم همینه
    عوام به قصد قدم زدن در معنا که نمیخونند 
    میخونند که با قافیه و فرم آروم شن
    نیچه توی زبان فارسی مدیون این مرده... 
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی