دچــآر باید بود..

پختگی جو ، در یقین منزل مکن

دچــآر باید بود..

پختگی جو ، در یقین منزل مکن

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «روانشناسی» ثبت شده است


اخلاق بردگی یعنی همین چیزی که ۹۰ درصد مردم به‌ آن معتقدند؛ اخلاقی که می‌گوید در مهمانی‌ها و جمع فامیل لبخند بزن، اگر عصبانی می‌شوی، خوددار باش و فریاد نزن، وقتی دخترعمویت بچه‌دار می‌شود برایش کادو ببر، وقتی دوست‌ت ازدواج می‌کند به‌ش تبریک بگو، وقتی از همکارت خوش‌ت نمی‌آید، این را مستقیم به‌ش حالی نکن، برای این که دوست‌ت، همسرت، برادرت ناراحت نشوند خودت را، عقاید و احساسات‌ت را سانسور کن، برای به دست آوردن تأیید و تحسین اطرافیان، لباسی را که دوست داری نپوش، اگر لذتی بر خلاف شرع و عرف و قوانین جامعه‌ی بشری است آن را در وجودت بکُش و به خاک بسپار، فداکار، مهربان، صبور، متعهد، خوش‌برخورد و خلاصه، همرنگ و همراه و هم‌مسلک جماعت باش.

اما «اخلاق اربابی» کاملاً متفاوت است. افرادی که به اخلاق اربابی پایبندند، از نظر روان‌شناسی، آدم‌هایی هستند که به بالاترین حد از بلوغ روانی رسیده‌اند و قوانین اخلاقی را نه از روی ترس از خدا و جهنم و قانون و پلیس و همسر و پدر و مادر و نه به طمع پاداش و تشویق اجتماعی، که بر مبنای وجدان خودشان تعریف می‌کنند.
البته وجدان شخصی این افراد، مستقل، بالغ، صادق و سالم است، اهل ماست‌مالی و لاپوشانی نیست، صریح و بی‌پرده است و با هیچ‌کس، حتی خودشان تعارف ندارد. بزرگ‌ترین معیار خالقان اخلاق اربابی برای اعمال و رفتارشان، رسیدن به آرامش و رضایت درونی است. اخلاق اربابی مرزهای وسیع و قابل انعطافی دارد و هرگز خشک و متعصب نیست.
برای توده‌هایی که مقید و مأخوذ به اخلاق بردگی هستند، اخلاق اربابی، گاهی زیبا و تحسین‌برانگیز، گاهی گناه آلود و فاسد، و در اکثر مواقع گنگ و نامفهوم است.
یونگ می‌گوید: افرادی که به اخلاق اربابی رسیده‌اند، تاوان این بلوغ را با تنهایی و طردشدگی پس می‌دهند. آن‌ها به رضایت درونی می‌رسند ولی همیشه برای اطرفیان‌شان، دور از دسترس و غیر قابل درک باقی می‌مانند.



بعضی ها در اثر گلوله میمیرند ،

و جمعی دیگر در شعله های آتش میسوزند


اما اغلب آن ها ، اینچ اینچ ،

در کارهای بی اهمیت محو میشوند..


+رابرت آبراهامز...




یونگ بر واژه ای به نامِ «فردیت» تاکید داشت که مختصری از معنایِ آن رابرایتان باز گو می کنیم. این واژه می تواند معنا و مفهومِ عمیق تر و پر محتوا تری را از موفقیت و رضایتمندی ارائه دهد که در اغلبِ موارد فاصلۀ بسیار زیادی با تعاریفی دارد که تاکنون در ذهنِ ما نقش بسته است. از منظرِ یونگ نهایتِ خرسندی و رضایتمندیِ انسان زمانی اتفاق می افتد که بتواند «خودِ منحصر به فرد» و یکتایش را به گونه ای زندگی کند تا در نهایت آشتی و صلحی بینِ اضداد و وجه هایِ مختلفِ روانش را شاهد باشد.
حفظ تعادل و برقراری توازن در بخش هایِ مختلفِ روان در روانشناسی تحلیلی از مهمترین اهداف محسوب می شود.هدفی که بدونِ تحملِ رنج به دست نمی آید اما قطعاً رنجی است مقدس که به گنجِ «آگاهی» منتهی می شود. در این مسیر باید بسیار شکیبا باشیم.مسیرِ روانشناسیِ تحلیلی مسیری است تدریجی آهسته و پیوسته و صد البته عمیق و ژرف و بی انتها.باید بی نهایت صبور باشیم ولیکن در حرکت و پویایی مدام و پیوسته ای قرار داشته باشیم . به تعبیری شاعرانه چون راه روی راه بری...! فردیت یافتن نهایتاً می تواند ما را در مسیری قرار دهد که آن را می توان قرار گرفتن در «مدارِ خود شدن» و یا «خود بودگی» نامید.زندگی کسی که در مدارِ خود شدن می گردد سرشار از معنا ست و چنین فردی در میانِ تلاطم ها و آشفتگی هایِ طبیعیِ زندگی قلبی آرام و مطمئن دارد و آرامشی عمیق و ژرف را در دل می پروراند. خود شدن همان چیزی است که ما در طبیعت به وفور شاهدش هستیم. هیچ بذر و دانۀ پرتقالی تمایل به سیب شدن ندارد و هیچ سیبی شیفتۀ پرتقال شدن نیست.جزء جزء عناصری که در طبیعت حضور دارند به خوبی می دانند که چگونه با پذیرشی کاملِ وجودِ بی همتایِ خودشان را زندگی کنند این فقط انسان است که باید مدام به خود یادآوری کند که در واقع کیست و چه می خواهد ؟!