دچــآر باید بود..

حدیثِ جان مگو با نقش ِ دیوار

دچــآر باید بود..

حدیثِ جان مگو با نقش ِ دیوار

عینک ها (1)

جمعه, ۲۶ مرداد ۱۳۹۷، ۰۱:۵۱ ق.ظ


امروز میخوام در مورد فیلترهای نگاه صحبت کنم. بحث ها پراکنده و شاید نامربوط باشند. حاوی نظرات شخصی و بعضاً غیرقابل دفاع. به هر حال، به نظرم این فیلترها اغلب به شکلی از وسواس ختم میشن.


1.فیلتر املا:‌ وقتی دارم متنی رو میخونم اولین فیلتر نگاه من املای کلماته و خدا نکنه غلطی پیش چشم من بیاد. ذهن من تمام سالنو خاموش میکنه و نورو میندازه روی همون کلمه با املای غلط.

اینکه کسی املای درست بعضی از واژه ها رو ندونه به این معنی نیست که حرفهاش بی معنی یا بدون کاربردند. اما حتما میتونه نشونه ی چیزهای دیگه ای باشه. مثل مطالعه کم و سواد ناکافی.

به واکنش خودم که نگاه میکنم میبینم گاهی به خوندن ادامه میدم و گاهی هم از خوندن دست میکشم. بعضی اوقات صفحه چت رو میبندم و گاهی حتی آنفالو میکنم.

نتیجه گیری: ضمن ضرورت پاسداری از زبان پارسی، تعدیل عکس العمل و وسواس نداشتن اهمیت داره. به هرحال به هر فاکتوری باید دقیقا در جایگاه خودش اهمیت داد. ضمن توجه به نشانه ها، علت اشتباهات و البته وابستگی احتمالی جایگاه ها به هم.


2.فیلتر نگارش: باز هم اگه به مبحث نوشتار برگردیم مسئله دستور زبان و غلط های نگارشی پیش میاد. تا مدتی پیش و تا تذکر یکی از دوستان، من اشتباهیو مرتکب میشدم، به این صورت که بعد از علائم نگارشی مثل ویرگول یا نقطه،فاصله نمیذاشتم یا قبلشون فاصله میذاشتم !

انگار تا وقتی شکل درستو ندونی، این خطاها خیلی به چشم نمیاد. ولی از وقتی که متوجه اش میشی خیلی تو ذوق میزنه و زشت جلوه میکنه.

مثل مبحث نیم فاصله، که من متاسفانه هیچ آشنایی باهاش ندارم و در مقابل یادگیریش هم از خودم مقاومت نشون میدم. اما اونهایی که بلدند حساسیت عجیبی روی کاربردش دارند که برای ما نادونها غیرقابل درکه..ولی در چشم اونها پررنگ و مهم جلوه میکنه.

میدونم که متاسفانه، نوشته های من هنوز هم پر از خطاهای نگارشی، اشکالات تایپی وغلط های دستور زبانی هستند. اما نمیتونم منکر این باشم که اگاهی از خطاهای ظاهری دیگران حواس من رو از کیفیت محتوا پرت نمیکنه یا نظرم رو، حداقل در لایه های زیرین ناخودآگاهم، نسبت به کسی تغییر نمیده.

نتیجه گیری:‌ مشابه با فیلتر املا..


(فیلترهای شما؟)

ادامه داره...

  • موافقین ۷ مخالفین ۰
  • جمعه, ۲۶ مرداد ۱۳۹۷، ۰۱:۵۱ ق.ظ
  • Mohammad Mahdi ..

نظرات  (۱۵)

توی کامنتا اسم امیرخانی رو دیدم. تنها نویسنده ایه که میتونم بگم ازش متنفرم. اتقاقا بدون پیش فرض قبلی من او رو شروع کردم و حتی نتونستم تمومش کنم. 
پاسخ:
من او رو چند سال پیش خوندم. علارغم تعریف های زیاد اصلا خوشم نیومده بود. مصنوعی بود و تو ذوق میزد. مخصوصا اعتقادات مذهبی نویسنده که در لا به لای اثر نمایان شده...
من خیلی جدی روی املای کلمات حساسم وحتی تذکرهم میدم.دقیقا مثل شما حتی آنفالوهم می کنم یا ممکنه چنددرجه تنزل پیداکنه پیش چشم من...
واینکه کسی توی تایپش ازکلمات عزیزم،فدات شم یا مثل اینا به کارببره یاجون بذاره 
اصلا دوس ندارم حتی بااین چنین فردی حرف بزنم.
ولی فکرمی کنم جدی ترینش فیلتراملا باشه.
الان نوشتین هرزرفتن علامت تعجب،فکرکنم خودم خیلی وقت بود که سه نقطه روهرز می دادم.الان بهترشدم

ازخوندن نظرات لذت بردم.ازچیزهای مشترکی رنج می بریم گویا
پاسخ:
آره بحث جالبی شد. نقاط مشترک زیاده.
من می تونم از همه ی مواردی که توی پست و کامنت ها اشاره شده (حتی هکسره) چشم پوشی کنم ولی از "خخخخ" نمی تونم. 
با عرض معذرت احساس می کنم طرف داره اخ تف می کنه و یه جورایی یه توهین شخصی تلقی اش می کنم!
پاسخ:
می فهمم :)

سلام

"گذار و گزار" برا خودشون دنیایی دارن که مپرس و منم بعد این همه سال گاهی شک میکنم "سپاسگزار" بود یا "سپاسگذار"!

من راه تشخیصش رو میگم براتون.

اگه "گزار، گذار" به معنی اجرا کردن و انجام دادن باشه باید با "ز" نوشته بشه. مثل "سپاسگزار" یعنی کسی که سپاس را انجام داد. اگه "گذار، گزار" به معنی تاسیس کردن و وضع کردن باشه با "ذ" نوشته میشه مثل "قانونگذار" یعنی کسی که قانون وضع می کند.

حالا سوای املا و نگارش من رو دو چیز دیگم حساسم که دیگه برا خودم برند شخصیتی کردن!

یکی اینکه کفش ها جلو در باید مرتب و جفت باشن و دومی باید لباسایی که رو طناب پهن می کنی با خط اتو و مرتب پهن شه.

پاسخ:
سلام.

آره این توضیح رو از زبان فارسی دبیرستان خاطرم مونده :) ممنون بابت یادآوری.

خوبه آدم گهگداری به آدم عادت ها و حساسیت هاش نگاه کنه و متوجهشون باشه.
  • هالی هیمنه
  • در مورد اینکه گفتید نسبت به امیرخانی نفرت شخصی دارید... حقیقتاً بهتون حق می‌دم. اون مقدار از خودشیفتگی نمی‌تونه در وجود کسی نفرت ایجاد نکنه. خیلی کم پیش میاد که این لوس‌بازیا نازکش پیدا کنه. البته، من در حالی منِ او رو خوندم که هیچ شناختی نسبت به نویسنده‌ش نداشتم، و همین امر باعث شد از منِ او لذت ببرم. خیلی دقت کردم، پیش‌فرض‌ها و پیش‌داوری‌هامون نسبت به یه نویسنده، خیلی روی خوانشِ اثرش تاثیر می‌ذاره. شخصاً نظرم اینه که اگه کسی بخواد عیارِ نویسنده‌ای رو محک بزنه، باید بدونِ هیچ شناختی نسبت بهش اثرش رو بخونه ـ چیزی که کمابیش غیرممکنه. (نقل قولی که از داریوش آشوری آوردید، نکتۀ خیلی مفیدی بود. ممنون!)
    پاسخ:
    قطعاً. اغلب منجر به شیفتگی یا نفرت پیش از خوانش میشه. به هرحال شکلی از مسمومیت احساساته و محروم شدن از داشتن نقطه نظری مستقل نسبت به اثر.

    دقیقا منم روی این دو تا مورد خیلی حساس شدم. بخصوص روی هکسره. خیلی هم دلم میخواد بدونم دقیقا کجا باید نیم‌فاصله استفاده کنم ولی هنوز کامل یادش نگرفتم..
    پاسخ:
    من دلم نمیخواد نیم‌فاصله یاد بگیرم، چون سخت تر میشه تایپ کردن! :))
    منم تحمل چندین علامت سوال و علامت تعجب پشت سر هم رو ندارم! یا مثلا توی اینستاگرام اونایی که پست جدید می‌ذارن و تو استوری اعلام می‌کنن پست جدید و فلان! رو هم آنفالو می‌کنم! :) یا حتی اونایی نوشته‌های عجیبی تو bio می‌نویسن. فالو=فالو و ... یا حتی استفاده از بعضی کلمات مثل "راجب" به جای "راجع به"، یا ه کسره! خودمم نمی‌شه گفت همه جا همه چیو رعایت می‌کنم اما بعضیاش رو واقعا نمی‌تونم تحمل کنم :)
    +فعلا برای شروع تو مبحث نیم‌فاصله، "ها"ی جمع و "می"ِ ما قبل فعل‌ها رو رعایت کنین کافیه به نظر من :)
    پاسخ:


    مثال های محتوایی خوبی زدید. منم واقعا کاربرد "راجب" به جای "راجع به" روی مخمه. و همینطور هکسره...

    +انگار مدت‌ها آزارتون می‌داده و تازه تونستید ابراز کنید :)
    چشم‌هامو بستم که یاد نگیرم. :))
    در اصل، تمام این نظام ویرایشی نگارشی صرفاً برای بهتر شدن نحوۀ نوشتن ما درست شده و نه افزایش کیفیت محتوا. اما به مرور تاثیر می‌ذاره روی برداشت خواننده از مطلب. مثل همین قضاوت‌هایی که می‌کنیم و بهش اشاره کردی. ناخودآگاه ارزش مطلب پایین می‌آد، هرچقدر هم محتوا درست و مناسب باشه. مثل فوتبالیستی که بلده گل بزنه، اما پاس‌کاری و سانتر بلد نیست. قوانین بازی رو باید رعایت کرد به هر حال. 
    .
    بدترین چیز برای من، وقتیه که می‌بینم یکی ته جمله‌ش به جای یک علامت تعجّب، چهار تا می‌ذاره. مثلا برای این که میزان تعجب و تحیّر رو بیشتر نشون بده. در صورتیکه یک دونه‌اش هم حقّ مطلب رو ادا می‌کنه. یک جوریه که حس می‌کنم مخاطب رو خنگ فرض کرده و بلند می‌گه «اینجای جمله، شما باید خیلی تعجب کنی!»
    تشدید توی فارسی امروزی خیلی طرفدار نداره، اما من مریدش هستم :) کاربرد زیادش می‌ره روی اعصاب، اما برای هر کلمه، یک بار نوشتنش بد نیست.
    بزار و بذار هم مهم‌ان برام. گذار و گزار. چیزی که لرد گفت هم همینطور.
    .
    چند تا از دوستای خوب توی همین بیان هم هستن که ارزش خاصی برای قیافۀ متن‌هاشون قائل نیستن. از فاصلۀ عادی گرفته تا نیم فاصله و ویرگول و غیره و ذلک. اما باز هم کاراشون دوست داشتنیه.
    پاسخ:
    در کل اگه بخوایم نگاه کنیم تمام این نظام با هدف انتقال پیام ساخته شده و به غیر از اون مثال های اغراق آمیزی که میزنند، نظام ویرایشی نگارشی تاثیر اندکی روی این هدف داره.

    چقدر حرف و مثالتون درسته. "ناخودآگاه ارزش مطلب پایین می‌آد، هرچقدر هم محتوا درست و مناسب باشه. مثل فوتبالیستی که بلده گل بزنه، اما پاس‌کاری و سانتر بلد نیست. قوانین بازی رو باید رعایت کرد به هر حال. "

    خیلی وقت پیش متنی خونده بودم راجع به هرز رفتن علامت تعجب! انگار اینقدر زیاده روی صورت گرفته که این علامت تاثیر خودش رو پیش چشم از دست داده. به نویسنده ها توصیه شده بود فقط در موارد استثنایی از این علامت استفاده کنند.


    +بزار و بذار- گذار و گزار برای من هم اهمیت دارند.
  • هالی هیمنه
  • برای من تحملِ حتی‌یی که «حتا» نوشته می‌شه، بخصوص در نوشته‌های غیرمحاوره‌ای و حتی ادبی، مثل نیشتری می‌مونه که به قلبم فرو می‌شه. در مورد کلماتی که با الف و تنوین (مثلاً، حتماً) تموم می‌شن و به صورتِ آوایی‌شون نوشته می‌شن (مثلن، حتمن) هم یک نوع انزجار خاصی احساس می‌کنم. نمی‌دونم چیه، ولی این کار رو یه سنت‌شکنیِ مذبوحانه و کریه می‌دونم. خیلی روی این مورد حساسیت دارم یعنی! ولی همیشه تحمل می‌کنم.

    یادمه حینِ خوندنِ «من او»ی امیرخانی، نیم‌فاصله‌هایی که به هیچ کلمه‌ای رحم نمی‌کردن هم خیلی آزارم می‌داد! نیم‌فاصله هم حد و اندازه‌ای داره دیگه. یه جور فیس و افادۀ اضافی می‌دونم روشِ امیرخانی رو.

    (حالا که حرف از نیم‌فاصله شد، یه چیزی می‌خواستم بگم. اینکه بیشتر افراد بخاطرِ سختیِ نیم‌فاصله انداختنه که از خیرش می‌گذرن. مثلاً من خودم نمی‌تونم با شیفت+اسپیس نیم‌فاصله بندازم و تا مدت‌ها این کار برام سخت بود، ولی یه راه حل براش پیدا کردم. الان با Shift+Z نیم‌فاصله می‌ندازم؛ خیلی راحت:  vrgl.ir/HOams)

    امیدوارم در مورد محتوا هم فیلترهاتون رو بگید. به نظر من فیلترهای محتوایی یکمی پیچیده‌تر باشن..
    پاسخ:

    آقا خواستم بگم دقیقاً! من هم از حتی به شکل حتا متنفرم. در مورد کلمات با الف و تنوین هم، اگرچه خودم روی تنوین گذاشتن تنبلی میکنم اما از شکلی که تنوین رو به «ن» تغییر میده خوشم نمیاد.

    توصیه داریوش‌‌‌ آشوری:
    به جای آنکه تنوین را به «ن» تغییردهید به ساختار زیبای قیدسازی درفارسی بازگردید.
    تقریبن: کمابیش. لزومن: ناگزیر.

    «من او» رو خوندم و نسبت به امیرخانی نفرت شخصی دارم. بیشتر اون تکرارها و صفحات خالی برای من آزاردهنده بود.
    من هم راستش به خاطر سختی رعایت کردنش یاد نمی گیرم. :))

    درسته. فیلترهای محتوایی خیلی پیچیده ترن. میتونم راجع فیلترهای شخصیم بگم، اما پیدا کردن مثال های جهان شمول کار آسونی نیست.

    +خیلی ممنون به خاطر لینک.
    میتونیم با سایت خوابگرد سواد نگارشی و املایی خودمون رو افزایش بدیم :)
    http://khabgard.com/category/زبان‌گرد/نگارش-و-ویرایش/
    پاسخ:
    ممنون برای پیشنهاد مناسبتون. کاش میشد کامنت رو پین کرد :)
    امان از نیم‌فاصله و اعتیاد همراهش! الان دیگه پیامک‌هام یا حتی نوشتن تقدیم‌نامه‌ها روی کاغذ رو هم سعی می‌کنم با رعایت نیم‌فاصله بنویسم! و جالب این که همه این حساسیت فقط در عرض چند ماه ایجاد شده.
    پاسخ:
    آره جهالت آسون تره. :)))
    منم اینجوری بودم. اتفاقا داشتم متنتو میخوندم یهو متوجه شدم نیم فاصله رعایت نکردی بعد که دیدم خودت نوشتی خندم گرفت. اوایل دانشگاه رفتم به یکی از بچه هایی که تو چت هکسره رو رعایت نمیکرد توضیح دادم کل مبحثو :)) من قبلا خیلی رو این چیزا حساس بودم ولی الان دیگه گیر نمیدم حتی خودمم اکثر اوقات غلط مینویسم. فقط وقتایی که دارم کار میکنم یا متن علمی ای چیزی مینویسم رعایت میکنم. قضیه ام اینجوری شد که با یکی انقدر صمیمی شدم که دیگه غلطاشو ندیدم و انقدر راحت شدم که غلطای خودمم دیگه مهم نبود. به نظرم مثلا موقع چت کردن یا تکست دادن سخت نگیر :)) چون آدم اذیت میشه اینطوری.
    + احسنت خودشناسی!
    + ساعت سه و‌نیم صبحه و فکرم کار نمیکنه که فیلترام چیان. فردا بهش فکر میکنم.
    پاسخ:
    منم گیر نمیدم. ولی دوست دارم بدونند که در چشمم اهمیت داره، تصمیم با خودشون.


    +خوبه. اگه خواستی بگو، دوست دارم نظرتو بدونم.

    سلام

    خوبین؟

    هر سه موردی که نوشتین برا من وسواس گونه هست. بعد نقطه "را" گذاشتن. پیشوند رو به فعل چسبوندن مثل "می شود" و  بعد وقتی تو تایپ "می" آخر سطر می مونه و "شود" میاد اول سطر. فرق ویرگول و نقطه ویرگول رو ندونستن و بعد علائم، فاصله زدن و نیم فاصله که این آخری رو به هر کی می رسم تو کامپیوترش تنظیم میکنم و ...

    تو بحث نگارش اگه نوشته دلی باشه زیاد سختگیر نیستم ولی امان از روزی که مثلا نامه اداری مشکل نگارش داشته باشه. یا با اصلاح عودت میدم یا به نویسنده زنگ میزنم که نوشته شما گره داشت، اطناب داشت و حشو داشت. حتی وقتی گوشی رو میذارم غر می زنم که چرا هیشکی مثل من اعتراض نمی کنه؟ نمیشه گفت متوجه نمیشن ولی چرا بی تفاوتن؟ چند نفر دیگه از رو غلط، غلط یاد می گیرن و این پروسه هیچوقت تموم نمیشه.

    .........................................

    چند روز بود میخواستم بپرسم چرا اون بیت از مخزن الاسرار. "هر چه درین درب نشانت دهند/ گر نستانی به از آنت دهند" نوشته بودین "حداقل در ساحت اندیشه درسته" خیلی لذت بردم. انگار غیر خودتون هیشکی رو بیت فکر نکرد. بهترین مصداقی بود که برا این بیت خوندم.

    متشکرم

    پاسخ:
    سلام
    متشکرم. خوبم. شما بهترید؟


    به نکات خوبی اشاره کردید. امیدوارم بتونم حداقل در نوشتار خودم اصلاحشون کنم. ممنونم.

    .......
    بگذار شکرها را، بگذار قمرها را...

    من خودمم خیلی حساسم روی غلط املایی
    یه دوستی داریم ادعای رتبه برتر بودن داره ولی یه کلمه ساده مثل ظریف و استثنا رو اشتباه مینویسه

    +آدمایی که خیلی ایموجی میفرستن هم بدم میاد ازشون خو یکی بفرس کافیه دیگه 😑
    وسواس من بیشتر رو همین زیاد ایموجی فرستادنای الکیه یعنی ببینم طرف اینجوریه حتی دوست خودم که متاسفانه ایموجی چرت و پرت زیاد میفرسته و قوربون صدقه های الکی میره ممکنه بلاکش هم بکنم
    یه فیلتری که برای من خیلی اهمیت داره، فیلتر رسمی نوشتنه و منظورم گفتاری/ نوشتاری نیست. منظورم نشون‌دادن احساسات با هزار شکلک و علامت و تکرار حروفه. مشاهده کنین:

    "جییییغ آخخخخجون عزیززززم مرسییی :شکلک بوس: (ده‌تا) :شکلک قلب: (شیش‌تا) فدات شم!!!!!!!!!!"

    هرچی رو می‌شه تحمل کرد غیر این‌ آخری.
    پاسخ:
    آره دقیقا! :)))
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی