دچــآر باید بود..

حدیث جان مگو با نقش دیوار

دچــآر باید بود..

حدیث جان مگو با نقش دیوار

فرصت

سه شنبه, ۲۹ اسفند ۱۳۹۶، ۱۱:۳۲ ب.ظ


به دلایلی تقریبا پنج ماهه که حالم خیلی خوبه و حداقلش این بوده که روزای کمتری صبح ها بعد از بیدار شدن دشنامی نثار زندگی کردم. این رو گفتم که روشن باشه حرف هایی که در ادامه میزنم متاثر از حال بد نیست...ناشی از یک سری واقعیات تو زندگی خودمه...

من آدم مناسبتی نیستم...و نوروز، تنها جایگاهی تو تقویمه که واقعاً دوسش دارم. جاییه که خواسته یا ناخواسته آدمو به فکر کردن و انجام یک سری کارها وا میداره که اغلبشون هم مثبت اند...حتی اگه جز آداب و رسوم باشند و فکر و تصمیم شخصی پشتشون نباشه ( یادم باشه بعدا راجع به تیک ِ فرهنگی هم بنویسم)

اونایی که منو میشناسند میدونند چقدر آدم سخت گیری هستم در ارتباطاتم..حتی در دنبال کردن یک صفحه هم حساسیت فکر شده ای دارم...چون برام مهمه که چی وارد زندگی و ذهنم میشه. حتی اگه به وسعت چند کلمه باشه.

همین الان وبلاگ چند نفر رو باز کردم که بهشون بگم با هر میزان از آشنایی، چقدر دوسشون دارم یا چقدر قابل احترام هستند برام. صادقانه شاید من ِ ریزبین ِ جزئی نگر  ِ حساس ِ درونگرا حتی بعضی از نوشته ها یا جنبه های وجودشون رو هم دوست نداشته باشم اما تک تک شون برام قابل احترام اند چون احساس میکنم آدم های درست و اصیلی پشت این کلمات هستند.

در نهایت فقط به یک نفر تبریک گفتم و باقی صفحاتو بستم. نمیدونم چرا ولی هر جمله ای بی معنی به نظر میرسید..تبریک گفتن یا آرزو کردن...متاسفانه ما جادوی تاثیر واژه ها رو در اثر استفاده مکرر از دست دادیم و هر حرفی با هر میزان پشتوانه عاطفی خالی به نظر میرسه...

من با خیلی هاتون تا به حال حتی یک کلمه هم مستقیماً صحبت نکردم اما دوست داشتم بدونید حضورتون در زندگیم، به هر اندازه ای که بوده، برام ارزشمنده... تبدیل به بخشی از داستان زندگیم شدید و با شخصیت منحصر به فردتون جایگاه مخصوص به خودتون رو در ذهنم حک کردید...

از همتون ممنونم، به خاطر تمام چیزهایی که ازتون یاد گرفتم و از همه مهم تر..برای شکل بودنتون.


آقایون و خانوم ها:

(سپهرداد  پریا  آیبک امیرحافظ  الهام  سوگند  فاطمه  رعنا  بهنام  آفتاب  bio .k  کازیوه نرگس  پیمان  بلوط  مهدیار  Mission Blue امیرحسین زهرا  مهشاد هستی  حورا صبا مرضیه )


  • موافقین ۱۲ مخالفین ۰
  • سه شنبه, ۲۹ اسفند ۱۳۹۶، ۱۱:۳۲ ب.ظ
  • Mohammad Mahdi ..

نظرات  (۲۰)

من چرا این پست رو ندیدم؟
چقدر ذوق زده شدم که منو تو لیستت داشتی. در گوشی بهت بگم که تو دو سه ماه گذشته هی خواستم بیام بهت بگم که واقعا از خوندن پستات و تلنگری که به درکم از مسائل میزنن لذت میبرم. 
کیف میکنم که با هر سختی‌ای که هست خودتو به چالش میکشی و مهمتر از همه برای ما مینویسی. 
پاسخ:
حیف نمیشه احساساتی که در صورت نمایان میشه رو تایپ کرد...
همینقدر بگم خوشحالم که از یکی از وبلاگ نویس های مورد علاقه ام این حرفا رو شنیدم.
سلام. صادقانه حالم اونقدری خوب نیست که خیلی ابراز احساسات کنم ولی دروغ چرا حس خوبی بهم داد که اسم خودم رو توی این لیست دیدم. خوشحالم که بودنم حداقل برای یه نفر جالب بوده. ممنون از اینکه بیانش کردی. واقعا ممنون...
پاسخ:
سلام...
اینجوری نبینمت بهنام....

سلام

دارم فکر میکنم چه عیدی خوبی برا دوستای وبلاگی داشتین. خوشحالی و لبخندشون رو منم حس کردم. ایده خیلی خیلی خوبی بود.

شاه نشین چشم من تکیه گه خیال توست/ جای دعاست شاه من، بی تو مباد جای تو...

پاسخ:
سلام...

هزار سلطنت دلبری بدان نرسد

که در دلی به هنر خویش را بگنجانی...

باور کنید من از وقتی که پست شما رو دیدم دارم سعی میکنم یک جمله بندی کنم از حرف هایی که قرار بزنم ولی فقط همون چند تا کلمه رو تونستم بنویسم
اصلا حس تبدیل به کلمات نمیشد 
چندین بار اومدم و پستتون رو خوندم و هربار وقتی اسم خودم رو دیدم اصلا فکر نمیکردم که من باشم مرسی واقعا مرسی خیلی خیلی احساس خوبی هست
پاسخ:
درسته...گاهی کلمات اونقدر سر به راه نیستند که بتونند احساس و منظور ما رو تمام و کمال بیان کنند...
ولی من بعد از خوندن پیامتون پر از لبخند شدم :)
خیلی خوشحالم که حس خوبی بهتون منتقل شد...بهترین حال رو براتون آرزو میکنم...
برای من شامپاینِ نان الکل لطفا :))
جای آقامهدیار هم خالی.

یک وقتی ۹۲ بود یا کمی قبل و بعد میخوندمتون تولیدات فکریتون خوشحالم میکرد
اون موقع ببشتر شعر و عکس بود
حالا موضوع مکتوباتتون نیست برام
دوست دارم حال نویسنده اینجا خوب باشه حتی اگر ننویسه
و ته دلم دعا میکنم کمتر به خودش سخت بگیره و حال خوش بسازه دمادم.

پاسخ:
نه دیگه برای شما چای زعفرونی میارم :)
آره جای مهدیار خالی... دیگه اینستاگرامر شده...

یاد اون دوران بخیر...
واقعا...کاش کمتر به خودش سخت بگیره....
این پست بهم حس خیلی خیلی خیلی خوبی داد. میدونی تو یکی از معدود ادمایی هستی که من به خاطر وجودشون خوشحالم حتی اگر ارتباطی وجود نداشته باشه. شاید باورت نشه ولی فکر این که هستی باعث شد این شهرو بیشتر دوست داشته باشم. اهل آرزوی خوشبختی کردن نیستم ولی خب صادقانه میگم که تو حال من اثر خوبی داشتی تا الان و ازت ممنونم. 
پاسخ:
راستشو بخوای جرقه ی این پست با خوندن اون پست 29 اسفند تو رخ داد..دلم میخواست چیزی بگم و دوست داشتم حالت بهتر باشه اما وقتی حرف از مشکلات واقعیه نمیتونم از کلمات استفاده کنم چون بنظرم بی انصافیه.. و البته بی فایده هم هست...نمیدونستم چی بگم...

منم اون روز لبخند شدم وقتی فهمیدم اینجایی ..گاهی وقتا که از آب و هوا یا بارون و ... صحبت میکنی احساس خوبی پیدا میکنم از اینکه اینقدر نزدیکیم...
دوست داشتم بدونی که حال و احساس و شکل بودنت برام مهمه...خوشحال میشم وقتی خوب باشی...و اینکه حس خوبی پیدا کردم وقتی فهمیدم این پست به یکی از هدف های اصلی ش رسید :)

سلام

قوربانام.

نمیدونم چرا هوس کردم ترکی بنویسم! ما که فعلا ستاد اسکان مهمانان نوروزی هستیم شما رو نمیدونم!

من که پارسال خوش شانس بودم. یکیش پیدا کردن شما. یه "دچار" زدم و رسیدم به شما.

استادم همیشه تاکید میکنه به فرمایش حضرت امیر: اگه امروزت بهتر از دیروز باشه مسلما برات عیده. دعا کنیم برا همه مون اینجوری باشه. امین

چند بیت خوب عیدی من به شما. میدونم با خوندنش خوش به حالتون میشه.

چون که بی رنگی اسیر رنگ شد/ عیسی یی یا موسی یی در جنگ شد

ای بسا هندو و ترک همزبان/ ای بسا دو ترک چون بیگانگان

پس زبان محرمی خود دیگر است/ همدلی از همزبانی بهتر است... 

پاسخ:
چقدر بیت دوم زیباست....

ببخشید سلام....
:) گاهی بعضی چیزها رو فقط به زبان مادری میشه گفت....
آره واقعا خوش به حالم شد....یکی از قشنگ ترین عیدی هایی بود که امسال گرفتم. ممنونم.

نه خداروشکر! کسی نیومده...از مهمونی که با علاقه دعوت نشده فراری ام...مخصوصا مهمونی که موندگار بشه! :))

این چند بیت و این آهنگ هم عیدی من مختص شما .... :)


رسیدم در بیابانی که عشق از وی پدید آید

بیابد پاکی مطلق در او هر چه پلید آید

چه مقدارست مر جان را که گردد کفو مرجان را؟

ولی تو آفتابی بین که بر ذره پدید آید

هزاران قفل و هر قفلی به عرض آسمان باشد

دو سه حرف چو دندانه بر آن جمله کلید آید

یکی لوحیست دل لایح در آن دریای خون سایح

شود غازی ز بعد آنک صد باره شهید آید

غلام موج این بحرم که هم عیدست و هم نحرم

غلام ماهیم که او ز دریا مستفید آید

هر آن قطره کز این دریا به ظاهر صورتی یابد

یقین می‌دان که نام او جنید و بایزید آید

درآ ای جان و غسلی کن در این دریای بی‌پایان

که از یک قطره غسلت هزاران داد و دید آید

خطر دارند کشتی‌ها ز اوج و موج هر دریا

امان یابند از موجی کز این بحر سعید آید

چو عارف را و عاشق را به هر ساعت بود عیدی

نباشد منتظر سالی که تا ایام عید آید....

+{Triolet - Sarkhoshan Waltz}

نوروزتون مبارک باشه آقا مهدی...
خیلی وقته توی بلاگ غیر فعال شدم متاسفانه و الان باز مثل همیشه نشسته بودم واسه خودم دلایلش رو بکاوم!! اما بی اغراق ، بی هیچ تعارفی ، هر وقت هم که بیام به پنل کاربری ام ، دوبلاگ را باز میکردم که حتما بخوانم... یکی اش بلاگ شما و دیگری دوستم پرهام... تا جایی که چشمانم یاری کند آن دقایق را صرف نوشته های شما میکنم و از این جهت خوشحال میشوم..

و واقعا خوشحال شدم که منم بین اون کسایی بودم که میخونیشون :) یکم تشویق شدم باز بنویسم :))
پاسخ:
عید شما هم مبارک الهام خانوم :)

لطف دارید به من و اینجا :)

امیدوارم بلاگر و نویسنده باقی بمونید چون یه شکل از جستجوگر بودنه که شاید تو پلتفرمهای دیگه قابل تکرار نباشه...


سلام
آیا لازمه که بگم با دیدن اسمم در لیستت چه قدر خوشحال شدم؟!^_^
از بین تمام کلمات پستت اصیل کلمه ای بود که با دیدنش چشمام برق زد. هنوز فکر نمی کنم بتونم این صفت رو به خودم نسبت بدم چون راه بسیار زیادی مونده تا رسیدن به این کلمه. ولی همینقدر که انگیزه و انرژی بگیرم برای پیشرفت بیشتر خودش کلیه! ممنون خیلی زیاد.
سال نو و عید هم مبارک. به امید حال خوب تو سال جدید=)

پاسخ:
سلام
خوشحالم که حس خوبی بهت منتقل کرد :)
ببخشید دیگه از یوزرنیمت استفاده کردم اسمتو نمیدونم :))

امیدوارم اون آدمی که میدونی و میخوای رو بسازی و حتی اونی رو که تو ذهنت نیست اما شایسته اش هستی...
سال نو تو هم مبارک :)
شبیه میهمانی شده کامنت های این پست
به میزبانی شما
منم گویا دعوت هستم :))
پاسخ:
توصیف بامزه ای بود :)
آره بدون شما صفا نداشت...

( شامپاین ها را باز میکند :d )
ممنون از محبتت :-)
خواننده های زیادی ندارم اما ازونجایی که کیفیت واسم از کمیت مهم تره با داشتن خواننده هایی مثل تو هنوز انگیزه نوشتن دارم.
در ضمن کنجکاو شدم که به وبلاگ هایی که اسم بردی حتما سری بزنم
پاسخ:
خواهش میکنم...واقعیت بود با چاشنی محبت :)
ممنونم از لطفت که منو اینجوری میبینی...

خوش به حالشون :)
هربار اومدم اینجا رو خوندم با حال خوش خارج شدم
نوع نوشته ها و حرفها دلنشین ترین بود
پاسخ:
ممنونم علی جان...
ممنونم به خاطر مهربونیت...

عیدت مبارک...امیدوارم سال پرباری در پیش داشته باشی :)
مهدی جان تو مسلما جز ادم حسابی ترین ادمایی هستی که تا حالا باهاشون اشنا شدم. دیگه فکر کنم خودت بدونی چقدر قبولت دارم و چقدر خوشحالم از داشتن رفیقی مثل تو..
خیلی خیلی ممنون از لطف بی اندازت که همیشه شامل حال من شده. و متقابلا ممنون از تو بخاطر همه چیز :-)
پاسخ:
من اگه بخوام کسی رو تو ذهنم بیارم برای انرژی گرفتن و  انجام کارهای بیشتر به تو فکر میکنم....خیلی برام جالب و هیجان انگیزه که با تمام مشغله هایی که به واسطه رشته ای که توش درس میخونی داری اینقدر حواست به رشد شخصیتت هم هست و چنین سخت کوشی خیلی خیلی برام تحسین برانگیزه :)
موفق و پر از حس خوب باشی دوست عزیزم :)

سلام

عیدتون مبارک

سال خوبی داشته باشین.

پاسخ:
سلام
عید شما هم مبارک آرزو جان :)

ممنونم به خاطر تمام چیزهایی که بهم یاد دادی...پر رنگ ترینشون اون کامنت بلند در مورد مولانا بود...امیدوارم پر از لبخند و حال خوب باشی امسال.
مرسی 
سال نوتون مبارک سال خوبی داشته باشید 
پاسخ:
ممنون :)
ابرازِ احساساتِ بدونِ سد :)
پاسخ:
لودرت کو؟ :))
سرچشمه‌ی یکی از تصمیمای مهم زندگیم می‌رسه به اینجا؛ پستی که مربوط به معرفی کتاب "امکان" بود، و این فقط یکی از ده‌ها تیتر پررنگ از "دچآر باید بود" توی ذهنمه که باعث شد بیشتر فکر کنم و یاد بگیرم.  

مرسی :) 
پاسخ:
عمیقاً خوشحالم که برات این شکلی بوده....

خواهش میکنم :)
^_^

قبلا خیلی به وجد می اومدم. مثلا پنج شیش سال پیش. اون موقع ها هر وبلاگ نویس جدیدی که پیدا میکردم میتونست کلی ذهنم و مشغول کنه. الان خیلی از همون ادما برام معمولی یا حتی بدتر، کسل کنتده شدن. اتفاقا چند وقت پیش به عنوان ادای دین برای یکی شون یه گردنبند چوبی پست کردم. هیچ وقت باهاش ارتباطی نداشتم بعد اون گردنبندم سعی نکردم رابطه ای و ادامه بدم. فقط همون ادای دین بود. الان خیلی سخت تر کسی میتونه ذهنم و درگیر کنه. و ناخوداگاهم بخواد هی شخصیتشو از پشت کلمات و از وبلاگش حدس بزنم. اینجا یکی از اون جاهاس:)
مرسی واس این پست. وبلاگمو دوست ندارم. ولی سعی میکنم از این روند رو به زوالم دست بر دارم. سال نوت کلی زیاد مبارک یا به خوشی یا همچین چیزایی :)
پاسخ:
آرزو میکنم هرچه دیر تر دچار احساس " هیچ چیز برایش تازگی نداشت" بشی...شاید اجتناب ناپذیر باشه ولی به هرحال.. :)

ممنونم از لطفت...
امیدوارم تو هم روزهای خوبی رو سپری کنی...
  • پیمان محسنی کیاسری
  • محمد‌مهدی جان، خیلی ممنونم که من رو هم تو لیستت داشتی.
    بسیار خوش‌حالم کردی. جملاتی که تو این نوشتت به کار بردی انقدر بزرگه که حس می‌کنم فقط از لطف تو هست که شنیدمشون.

    باز هم ممنون، عیدت‌ هم مبارک.
    پاسخ:

    باعث افتخاره حضورت پیمان جان...
    حیلی خوشحالم که سال قبل باهات آشنا شدم و امیدوارم امسال بیشتر از گذشته در ارتباط باشیم...

    عید تو هم مبارک :)
  • اسماعیل غنی زاده
  • شاد باشید :)
    پاسخ:
    متشکرم :)
    همینطور شما...
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی