دچــآر باید بود..

من در عشق ایستاده ام...نه افتاده در عشق...

دچــآر باید بود..

من در عشق ایستاده ام...نه افتاده در عشق...


همه همه همه به طرز مضحکی خودشونو سرگرم چیزهای مختلف کردند تا از پوچی و بی معنا بودن زندگی فرار کنند..
یکی در لذتهای دم دستی یکی در ثروت و قدرت یکی در دوستی و عشق یکی در هنر یکی در عرفان یکی در مسافرت و دنیاگردی  یکی در صبح تا شب کار کردن یکی در ازدواج کردن و تشکیل خانواده یکی در انتظار و به آسمون خیره شدن و یکی در توهمات ماورایی ..همه در حال فریب دادن خودشون هستند و چه بسیار کسانی که حتی به همین خودفریبی هم آگاهی ندارند
اما در تمام طول تاریخ چند نفر جرات کردند که از تمام این سرگرمی های بی معنی دست بکشند .. زل بزنند و خیره تماشا کنند..چشم در چشم این پوچی ؟ چند نفر ؟



نظرات خود را به فرد دیگری گفتن و اصلاح اشتباهات وی کاری است مهم. این کار نشانه ی دلسوزی است. اما شیوه ی انجام این کار بسیار دشوار است.ساده است پیدا کردن نکات خوب و بد یک نفر و نظر خود را درباره آن بیان کردن.
مردم اغلب فکر می کنند با گفتن چیزهایی که دیگران آن را ناخوشایند می شمارند یا گفتن آن را سخت می پندارند کار خوبی انجام می دهند.
 این کار چیزی جز عقده گشایی نیست. پیش از ایراد گرفتن از کسی باید ابتدا در نظر گرفت که ایا آن شخص ظرفیت پذیرش آن نکته را دارد یا خیر. باید ارتباطی صمیمی با او برقرار ساخت و اطمینان حاصل کرد که آن شخص همیشه به کلام تو اعتماد می کند. بهترین راه صحبت کردن با او را جست و جو کن و به دنبال راهی باش که تو را به خوبی درک کند.
چنان رفتار کن که اشتباه خود را چنان پذیرد که گلوی مردی تشنه آب را پذیراست. بدین سان نظر تو اشتباه او را اصلاح خواهد ساخت. چگونه انتظار داری با سرافکنده ساختن یک فرد از او انسان بهتری بسازی؟

+هاگاکوره | یاماموتو چونه تومو


http://bayanbox.ir/view/5742243930152528513/20170223-130349-Medium.jpg


تازگی ها تابای پارک ها رو با ارتفاع خیلی کمی درست میکنند..طوری که که فقط بچه ها میتونند ازشون استفاده کنند..من فکر میکنم تاب برای بزرگ ترهاست..بچه ها که همینطوری هم حالشون خوبه..

تابای اینجا خیلی خوبه..با هر سن و قدی میتونی روشون پرواز کنی..رو به آبی دریاها..


+{Ennio Morricone- Childhood and Manhood}



در نهایت آنچه به آن باور داریم و از آن دفاع می‌کنیم و در روح و جان ما نفوذ می‌کند،‌ بیشتر از اینکه ناشی از یک مکانیزم استدلال منطقی باشد، ناشی از یک مکانیزم روانی با هدف حفظ آرامش و امنیت ذهنی است.

به نظر می‌رسد تغییر باورهای عمیق،‌ پیچیده‌ترین شکل یادگیری است و آخرین مرتبه‌ی انسانیت.


وقتی هیچ کس ما را دوست ندارد
شروع می‌کنیم
مادرهایمان را دوست بداریم

وقتی هیچ کس برایمان نمی‌نویسد
به یادِ دوستان قدیمی می‌افتیم

و کلمه‌ها را می‌گوییم
فقط بدین خاطر که سکوت ما را می‌ترساند
و هر حرکتی خطرناک است

در پایان اما اتفاقی به پارک‌های وحشی می‌رسیم
و همراه با ترومپت‌های غمگینِ ارکستر‌های افسرده
ضجه می‌زنیم.


{ گین نادی ایگیا }



خرافاتی نباشیم؛ دنیا دار مکافات نیست و الزاما قرار نیست هرکسی تاوان کارهاشو پس بده..اگه بازخوردهای دنیا عادلانه یا به شکلی معنادار بود ، بشر داستان آخرت رو نمی‌ساخت .



http://s1.picofile.com/file/8286990734/20170125_172328_Medium_.jpg



هر بار خواست چــــای بریزد نمانده ای

رفتی و باز هم به سکوتش نشانده ای


تنها دلش خوش است به اینکه یکی دوبار

بــا  واسطــه  سلام  برایش  رسانده ای !


حالا صدای او به خودش هم نمی رسد

از بس که بغض توی گلویش چپانده ای


دیدم دوباره شهر پر از جوجه فنچ هاست

گفتند باز روســـــری ات را تکـــانده ای !


می رقصـــی و برایت مهم نیست مرگشان

مشتی نهنگ را که به ساحل کشانده ای


بدبخت من ، فلک زده من ، بد بیار من...

امروز عصر چــــای ندارم...تو مانده ای :)


{ حامد عسکری }



http://bayanbox.ir/view/402690389412609944/photo-2017-01-25-22-29-34.jpg


+{ Pouran -Viroon Beshi Ey Del }



بچه که بودم بزرگ تر بودم.آن روزها که برای انجام کاری در ذهن کودکانه ام از معادله و چهار عمل اصلی استفاده نمیکردم، قلب بود و غریزه و احساس، خورشید گونه مهر میورزیدم، نگاه نمیکردم به جایگاه کسی، کرم درخت حیاطمان را دوست داشتم، قورباغه نگه میداشتم، آنقدر دوستش داشتم که وقتی رفت زیر کمد از شهربازی انصراف دادم و دنبالش گشتم، وقتی یکی از فنچ هایم از قفس پرید جفتش را آزاد کردم، انگار قلبم بود که در آسمان میرفت.
بچه که بودم در خوشی هایم میخندیم و در ناراحتی هایم گریه میکردم، آن روزها که نقاب بر چهره نداشتم، آن روزها را میگویم، میدانی؟


دیدار یار غایب  ، دانی چه ذوق دارد ؟

ابری که در بیابان ، بر تشنه‌ای ببارد !


{ سعدی }


+تنها چیزی که ایران به دنیا اومدنو برام قابل تحمل میکنه اینه که دیگه لازم نیست برای خوندن سعدی فارسی یاد بگیرم :)