دچــآر باید بود..

پختگی جو ، در یقین منزل مکن

دچــآر باید بود..

پختگی جو ، در یقین منزل مکن


چون به هر فکری که دل خواهی سپرد
از تو چیزی در نهان خواهند برد

پس بدان مشغول شو کان بهترست
تا ز تو چیزی برد کان کهترست..


{ مولانا }



به طرز خنده دار و غیرقابل باوری من این شکلی بودم و خب هستم هنوز، تا حدودی..


http://bayanbox.ir/view/9178924352321372936/Little.Miss.Sunshine.2006.720p-012240-2017-07-27-23-39-42.jpg


http://bayanbox.ir/view/4334278199559623348/Little.Miss.Sunshine.2006.720p-012245-2017-07-27-23-39-50.jpg


http://bayanbox.ir/view/7384725218657796012/Little.Miss.Sunshine.2006.720p-012447-2017-07-27-23-41-56.jpg


http://bayanbox.ir/view/8385636946126145144/Little.Miss.Sunshine.2006.720p-012490-2017-07-27-23-37-27.jpg


http://bayanbox.ir/view/4785966190513562821/Little.Miss.Sunshine.2006.720p-012579-2017-07-27-23-42-01.jpg


http://bayanbox.ir/view/3833865288626154405/Little.Miss.Sunshine.2006.720p-012473-2017-07-27-23-37-26-1.jpg


Little Miss Sunshine/2006



هر عملی، ممکن است پیامدهای پیش بینی نشده ی فراوانی داشته باشد. حال اگر کسی به دلیل برخی از پیامدهای غیرقابل پیش بینی یک عمل، اصل آن عمل را مذموم بشمارد یا به خاطر اجتناب از پیامدهای آن عمل، اصل عمل را بایکوت کند دچار مغالطه ی "افتادن در سراشیبی شده" است.

اینکه آیا این نتایج پروا شده از آن، رخ خواهد داد یا نه، درواقع امر در قدم اول معین نمی‌شود؛ این اظهارنظر که تغییری در آن جهت، ماشه زنجیره‌ای از عکس‌العمل‌های فاجعه‌بار را خواهد کشید، چیزی است که معمولاً تضمینی برای آن فراهم نیست. لیکن، این استدلال در دفاع از وضع موجود (Status Quoْ) فراخوانده می‌شود. آنچه در این موارد درواقع نیاز است تا معین شود، احتمالی است که موجب رخ ‌دادن (یا رخ ندادن) نتایج مورد پروا می‌گردد.
بایستی دقت شود که حکم یک عمل، با حکم پیامدهای آن عمل یکسان نیست. می توان یک عمل را مجاز شمرد اما برای اجتناب از پیامدهای نامناسب آن عمل، تمهیداتی غیر از بایکوت کردن اصل عمل، در نظر داشت.

مثال 1: ما با اصل اجرای کنسرت موسیقی در شهرها، مشکلی نداریم. اما چه کسی تضمین می کند برگزاری کنسرت در شهرها، موجب برخی رفتارهای غیرمتعارف از سوی مردم نشود!
اصل عمل: اجرای کنسرت موسیقی.

یکی از پیامدهای احتمالی عمل: رفتار غیر متعارف از سوی برخی مردم

مثال 2: دغدغه ی ما ورود زنان به ورزشگاه نیست؛ دغدغه ی ما شعارهای زننده و خلاف عفتی است که توسط برخی از تماشاگرنماها سر داده می شود. آیا شما مناسب می دانید که زن و دختر خودتان در ورزشگاه ها، این الفاظ رکیک را بشنوند؟!- بهتر است زن ها وارد ورزشگاه نشوند تا الفاظ رکیک تماشاگران به گوششان نخورد.
اصل عمل: ورود زنان به ورزشگاه.

یکی از پیامدهای ممکن عمل: استعمال الفاظ رکیک توسط تماشاگرها



یه جایی از فیلم Toni Erdmann هست که پدر برای اینکه فقط چند لحظه بیشتر کنار دختر پرمشغلش باشه به محل کارش میره، منتظر میمونه و بعد از اومدن دخترش عینک آفتابی میزنه و به صورت ناشناس و به شکلی مضحک همراه هیئت همراهش حرکت میکنه..فقط برای اینکه چند لحظه بیشتر نزدیکش باشه..بعد از رد شدن دخترش از گیت هم، میره یه گوشه، روزنامشو در میاره و از دور به تماشا کردنش میشینه..بعد از تماشای این سکانس وحشتناک نتونستم  جلوی بیرون اومدن دوباره ی این سوالو بگیرم..این دوست داشتن اجباری به چه دردی میخوره..فایده این عشق دست و پا گیر چیه..


http://bayanbox.ir/view/3395580635952221383/Toni-Erdmann-2016-1080p-BrRip-5.1CH-Ganool-30NAMA-028070-2017-06-24-23-54-43-Medium.jpg



 اینکه چقدر و با چه کیفیتی وقت میذاری برای یک نفر صادقانه ترین شکل ابراز علاقه است..



کامو آنقدرها هم به عقل اعتماد ندارد که سیستم فلسفی بسازد یا سیستمی را قبول کند. با این همه این قول او را نباید از یاد ببریم که در انتقاد از فلاسفه ی منکر عقل میگوید: " من از عقل بیزارم. یعنی نمیتوانم شک های خود را تحمل کنم."

پس در واقع انتقاد های او در این زمینه، متوجه راسیونالیسم(خردگرایی) است نه عقل.

کامو بحث در مورد ماورای این جهان را محال و بی ثمر میداند و فلسفه حقیقی اش این است که میداند یک ربع بعد از مرگ دیگر حیات نخواهد داشت.


+چند نامه به دوست آلمانی (با مقدمه ای درباره افکار و آثار کامو) | آلبر کامو | رضا داوری | دفتر مطالعات دینی هنر | 99 صفحه


+میخوام یه روزی رئیس جمهور بشم..
-خب، از این خبرها نیست

+اما اون (فرانک آندروود) گفت که میتونم ..

+گوش کن پسر. بهت دروغ گفت..حقیقت اینه که، هیچوقت نمیتونی رئیس جمهور بشی..مثل همون بسکتبالیست هاییه که پوسترش رو تو اتاقت داری..،میگن که هرکاری بخوانی میتونی بکنی .میتونی سوپراستار باشی..اما با قد 2 متر به دنیا امدن و اگه قدشون بالای دو متر نبود..بگو به چی میرسیدن؟ هیچی..نصف شون حتی نمیتونن یه کتاب بخونن..نه، پسر، اینجا جای من و تو نیست
خوبه که آرزو داشته باشی. اما تا وقتی که رویا نباشن..اگه اجازه بدی کسی بهت دروغ بگه تقصیر خودته..


House.of.Cards.S03E08


http://bayanbox.ir/view/5968926478608471146/House.of.Cards.S03E08.WEBRip.DD5.1.x264-DDLV-047247-2017-07-09-23-41-30-Large.jpg


I want to be President one day.
Well, that's never gonna happen.
But he said I could be.
Listen up, boy.He lied to you.The truth is, you ain't never gonna be President.
It's just like them basketball players you got posters of.
They say you can do anything, be a superstar, too.
But they were born to be 7 feet tall, and if they wasn't, tell me what would they have? Nothing.
Half of 'em can't even read a damn book! No, boy, this place ain't for you and me.
It's good to have dreams.Just so long as they're not fantasies.
You let anybody sell you that shit, it's your own damn fault, do you hear me

+یه جایی آخر همون قسمت فرانک میگه..
تخیل شکلی از شجاعت ـه..فکر میکنم تو زندگی همه چیز در مورد تشخیص درست حدود و مرزهای واقعیت هایی که ( اینجا تفاوت dream و fantasy )  باهاشون مواجه ایم..


تونی اردمان معلم بازنشسته‌ی موسیقی است. قلبش دیگر به‌خوبی سابق کار نمی‌کند، سگ پیرش نابینا شده و رو به مرگ است. تونی اردمان در آلمان جدی و خشک که زیاد شوخی و خندیدن به ریش دنیا سرش نمی‌شود، مدام درحال به سخره گرفتن زندگی با همه‌ی ارزش‌های مقبول و پسندیده و درست است و «باید این‌گونه باشد»(عشق آلمانی‌ها!) تونی اردمان دوست دارد خودش را به شکل و هیبت‌های دیگر درآورد. کلاه‌گیس به سر بگذارد و دندان مصنوعی ترسناک در دهان کند، صورتش را نقاشی کند و خود را آدم دیگری جا بزند...


http://www.asset1.net/tv/pictures/1024/341/movie/toni-erdmann-2016/Toni-LB-1.jpg


از ازدواج سابق‌اش دختری دارد سی‌وچندساله، مشاور در یک شرکت مشاوره‌ی بزرگ و چندملیتی که جاده صاف‌کن «تولید و سودآوری بیشتر» کارخانه‌ها و شرکت‌های نفتی‌اند و به خاک سیاه نشاندن هزار هزار کارگر و کارمند. دختری که هیچ‌وقت وقت ندارد، همیشه درحال تلفن‌های کاری است، کت‌وشلوارهای سرد و بی‌روح کاری می‌پوشد، مربی استخدام می‌کند که چطور «جدی‌تر، قاطع‌تر، برنده‌تر» باشد و به ماموریت‌های کاری در گوشه‌وکنار دنیا می‌رود تا «تخصص‌اش» را بفروشد: چطور سودآوری را بیشتر کرده و «جهانی‌تر» شویم و فوج فوج آدم بیکار کنیم. تونی به بخارست می‌رود تا دخترش را اتفاقی ببیند. آن‌چه می‌بیند زنی است غرق در جاه‌طلبی شغلی و تنها، و خسته، و غمگین و بدون هیچ چیزی که «دلخوشی واقعی» و زندگی به‌دور از بیزینس و حساب‌وکتاب و «نتورکینگ» باشد. دختری که نه واقعا می‌خندد، نه شوخی سرش می‌شود و نه مجالی برای خودش باقی گذاشته که یک دقیقه آن ماسک مداوم بیزینس را کنار بگذارد و خودش باشد. زندگی که حتا به‌رغم ناخن کبود و آسیب‌دیده پا، مجبوری کفش پاشنه‌بلندت را پا کنی و لنگ بزنی و درد و خون را قایم کنی تا «پرزنتیشن کاری» را بی‌نقص ارائه کنی...تلاش تونی برای نزدیک شدن دوباره به دخترش بی‌فایده و مایوس‌کننده است. پدر خداحافظی می‌کند، سوار تاکسی به مقصد فرودگاه می‌شود تا به آلمان برگردد...اما تونی دوباره سر شوخی‌اش می‌گیرد با جدیت دنیای عبوس و استرس‌آور...کلاه‌گیس‌اش را به سر می‌کشد و دندان‌های مصنوعی را در دهان می‌گذارد و خودش را در هیبت بیزینس‌من آلمانی در بخارست درمی‌آورد یا حتا جایی خود را سفیر آلمان در بخارست جا می‌زند. مثل برق هرجا که دخترش حضور دارد، سروکله‌اش پیدا می‌شود.نقش بازی می‌کند و خودش را به آدم‌های زندگی کاری دختر نزدیک می‌کند. اینس ابتدا جا می‌خورد و عصبانی می‌شود از این مسخره‌بازی تازه‌ی پدر، بعد تصمیم می‌گیرد پا به پای پدر بیاید و نقش بازی کند و...بالاخره این بازی به نتیجه‌های دیگر می‌رسد...فیلم ۳ ساعت تمام ما را روی صندلی سینما میخکوب و مجذوب کرد. خانم مارن آده، کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس این فیلم درجه‌یک می‌گوید برای خلق شخصیت تونی اردمان، پدرش را در ذهن داشت. پدر او هم دوست داشت نقش آدم‌ها و شخصیت‌های دیگر را بازی کند، پدر او هم روحش را به «سیستم» و «موفقیت شغلی» نفروخته بود. فیلم که یکی از بالاترین امتیاز های ممکن را دارد، در حین روایت پر جزئیات رابطه‌ی پیچیده یک پدر و دختر، کاملا سیاسی است با پیامی روشن: گرفتار و بیچاره و اسیر سیستم و سرمایه‌داری شدی؟ دست‌کم روانت را نفروش و Don't lose your humor...

+فرناز سیفی


http://bayanbox.ir/view/7853962372082283249/Toni-Erdmann-2016-1080p-BrRip-5.1CH-Ganool-30NAMA-207406-2017-06-25-11-01-54-Large.jpg


از نگاه من دیدن این فیلم خیلی سخته و صبر زیاد و حوصله پولادین میخواد..فکر میکنم تجربه ی تماشای یک درام طولانی روی پرده ی سینما خیلی متفاوت با تماشای اون در خونه و یک نمایشگر معمولیه..شوخی ها بی مزه ان و فیلم به اندازه ی سه ساعت حرف نداره..



ما هرگز نمی دانیم که می رویم
آن هنگام که در حال رفتن هستیم
به شوخی درها را می بندیم
و سرنوشت که ما را همراهی می کند
پشت سر ما به درها قفل می زند ،

و ما دیگر ، هرگز نمی توانیم به عقب برگردیم .

{ امیلی دیکنسون }



این ماه آثاری از Krzysztof Kieślowski تماشا میکنم

یا همون کریشتوف کیشلوفسکی خودمون :)


http://bayanbox.ir/view/7530630383552842591/kieslowski.jpg

 

Mike Nichols

http://bayanbox.ir/view/920118128282343984/photo-2017-07-21-11-46-56.jpg


و اصغر فرهادی

http://bayanbox.ir/view/3542918502132996534/19113.jpg


سریال Dekalog (10فرمان) رو میبینم


http://bayanbox.ir/view/2989961327757366896/main.jpg


فصل 4  House of Cards

http://bayanbox.ir/view/1912149306970424305/house-of-cards-season-4-poster-by-noplanes-d9s0k1u.jpg


فصل اول South Park


http://cdn1.thr.com/sites/default/files/2016/07/south_park_still_h_2016.jpg

و فصل هفتم Friends

http://bayanbox.ir/view/6596963507983157640/photo-2017-07-23-01-04-28.jpg


به آلبوم های Radiohead گوش میدم


http://bayanbox.ir/view/921855531100199534/DC-WTC-Radiohead.jpg


Olafur Arnalds


http://bayanbox.ir/view/3871651130277830092/Olafur-Arnalds.jpg


BBC Radio 2: Your Hundred Best Tunesِ

CD 1 & 2

برترین 100 آهنگ موسیقی کلاسیک به انتخاب کاربران رادیو بی بی سی


و بانو مرضیه

http://bayanbox.ir/view/4632644183422656908/photo-2017-07-22-21-12-35.jpg


کتاب ها :

خودشناسی با روش یونگ | مایکل دانیلز  | انتشارات آسونه | اسماعیل فصیح

جنگ، چهره‌ی زنانه ندارد | سوتلانا الکساندرونا الکسیویچ | عبدالمجید احمدی
دین برای خداناباوران | آلن دوباتن | کامبیز توانا    تا فصل 5


آلبر کامو

  1. یادداشت ها/ آلبر کامو ; مترجم خشایار دیهیمی
  2. افسانه ی سیزیف آلبر کامو
  3. راستان/آلبر کامو ;ترجمه سپیده نوروزی
  4. چند نامه به دوست آلمانی (با مقدمه ای درباره افکار و آثار کامو) | آلبر کامو | رضا داوری | دفتر مطالعات دینی هنر | 99 صفحه


فروغ فرخزاد

  1. مجموعه اشعار فروغ فرخزاد
  2. اولین تپش های عاشقانه قلبم: نامه های فروغ فرخزاد به پرویز شاپور / به کوشش کامیار شاپور
  3. فروغ جاودانه/ به کوشش عبدالرضا جعفری.


انگلیسی :

The Great Gatsby Novel by F. Scott Fitzgerald  Chapter 1,2



تماشای مستند Marina Abramovic: The Artist is Present 2012


http://bayanbox.ir/view/2233390465077384810/photo-2017-07-23-00-01-12.jpg


و مستند خانه سیاه است

http://dl.ir-dl.com/user30/movie/c-TheHouseIsBlack.jpg


مجموعه عکس های Richard Avedon رو میبنیم و در مورد آثارش میخونم


https://www.gagosian.com/__data/71c3170dc1d1568a9f459a591b6a0296.jpg


و نقاشی های Pablo Picasso رو تماشا میکنم


https://s3.amazonaws.com/visualnews-wp-media-prod/wp-content/uploads/2016/02/25160000/picasso.jpg


موضوعی که این ماه در موردش میخونم و مینویسم خودشناسیه

و دوره ی خودشناسی رو در متمم میگذرونم..

مباحث مربوط به یادگیری رو تکمیل میکنم
و آشنایی با مغالطاتو تا درس 15 پیش میبرم