دچــآر باید بود..

ای رنج من، فرزانه شو و آرام بگیر..

دچــآر باید بود..

ای رنج من، فرزانه شو و آرام بگیر..

اگه میتونستی فرار کنی کجا میرفتی؟

جمعه, ۱۴ مهر ۱۳۹۶، ۰۱:۳۵ ب.ظ


http://s8.picofile.com/file/8308337050/photo_2017_10_06_12_27_11.jpg


  • موافقین ۹ مخالفین ۰
  • جمعه, ۱۴ مهر ۱۳۹۶، ۰۱:۳۵ ب.ظ
  • Mohammad Mahdi Aghasi

نظرات  (۱۲)

  • مهدیار دلکش
  • سوییس
    هایدی میشدم با بزغاله‌هام
    پاسخ:
    منم پدربزرگ میشدم :)
  • اسماعیل غنی زاده
  • ایرلند
    پاسخ:
    دلیل خاصی داره؟
    ایسـلند !

    سرزمـینی که تـوش مرزی بیـن رویا و واقعـیت وجـود نداره .


    پاسخ:
     Route 1 !
    آدم بمیره و تو اونجا رانندگی نکرده باشه و اون آهنگا رو نشنیده باشه؟ نباید
  • اسماعیل غنی زاده
  • خوشگله...آب و هواش خوبه...کیفیت محیط زندگی بالاست
    پاسخ:
    باعث شدی برم یه خرده راجع بهش بخونم :)
    پسر عجب مشاهیری داره


    اسپانیا :)
    تو چی ؟
    پاسخ:
    آخ آخ بارسلون  هرچند دیگه تقریبا جز اسپانیا نیست

    عربستان سعودی :))
    بی خیال بابا همین شمالِ خودمون آب و هواشم بهتره :)))
    پاسخ:
    ولی من به آزادی نیاز دارم :)))
  • -دایناسو ر-
  • درسته دوست دارم زندگی اسکیمویی‌ها و فضانورد‌ها رو تجربه کنم اما اگر قرار به فرار باشه، جایی میرم که هیچ انسانی نباشه؛ اکثرا می‌گم دوست دارم برم تو یه جزیره زندگی کنم. 
    ولی خب اشتباهه. نمی‌شه انکار کرد که آدم‌ها، واکنششون، رفتارشون و در کل زندگیشون جذابه.
    پاسخ:
    منم همیشه دوست داشتم تو یه جزیره تنها زندگی کنم ( البته با همین امکانات :)
    اما مطمئن نیستم اون موقع زندگی ام چه شکلی میشد و چه کارهایی میکردم..

    هر جایی که بتونم یه  «مهندس شیمی» به درد بخور بشم، کاری و فیلدی که عاشقشم. نمیدونم حتی همین کشورهای اطراف خلیج فارس، فقط قدر زحمتمو یکی بدونه. 
    پاسخ:
    خیلی بده آدم زحمت بکشه و نتیجه اش رو نبینه...
    نیستی
    پاسخ:
    خوبی؟
    دوتا گزینه دارم:
    1. آردا
    2. جهان موازی هری پاتر
    به احتمال زیاد دومی رو انتخاب می کنم. کم تر ناشناخته است و گمونم زندگی کردن کنار الف ها یه کم کسالت آور باشه بعد از مدتی!
    پاسخ:

    هردو شون هیجان انگیزند من ولی دموناتا رو ترجیح میدم :)

    +وبلاگتو چرا پاک کردی؟
    آره!! دموناتا هم خوبه! حالا اگه نمیشد همیشه اونجا بمونم دوست داشتم وقایع جلد بک و فاجعه ی اسلاتر رو تجربه کنم^_^

    + افتادم رو (تو؟) دور باطل! هی وبلاگ میزنم مدتی توش می نویسم و ولش می کنم. دنبالت کردم. آدرس جدیدم اومده برات حتما. 
    پاسخ:
    فاجعه اسلاتر :)))) خیلی فجیع بود چطور میتونی :)

    +حیف اون همه نوشته خوب نبود پاک کردی؟
    همین مجمع ماه زدگانی؟
    نمی دونم چرا از فاجعه ی اسلاتر خوشم اومده بود. الان کلی از جزئیات رو یادم رفته ولی اون موقع ها دوسش داشتم:)

    نوشته ها و نظراتم پاک نشده هنوز دارمشون. گرچه فکر نمی کنم اون قدر ها هم خوب بوده باشن. 
    نه آدرس توی این نظرم هست. 
    پاسخ:
    فاجعه اسلاتر خیلی هیجان انگیز و غافلگیرکننده بود..به نظرم خشونت زیادی هم داشت..منم خیلی دوسش داشتم و جزئیات زیادی هم ازش یادم نیست..حیف وقت نیست دوباره بخونمشون..

    به شکل متفاوتی خوبی..یکی از معدود بلاگرایی بودی که من میخوندم..ممنون واسه آدرس..
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">