دچــآر باید بود..

حدیث جان مگو با نقش دیوار

دچــآر باید بود..

حدیث جان مگو با نقش دیوار

نرفتن به صندلی عقب

پنجشنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۷، ۰۹:۵۱ ب.ظ


دارم تمرین می‌کنم همونطور که در درونم راحتم رفتار کنم و باشم. تعارف نمی‌کنم و اگه چیزی بخوام درخواست می‌کنم. اگه دلم نخواد کاریو انجام بدم، انجامش نمی‌دم و سعی می‌کنم کاری به مصلحت‌ کوتاه‌مدت و آداب‌اجتماعی نداشته باشم. مثلاً اگه دلم نخواد صحبت کنم یا اصلاً جوابی نداشته باشم خیلی راحت در برابر دیگران سکوت می‌کنم و حرفی نمی‌زنم ( تا اینکه صرفا واکنشی نشون بدم که اون‌ها ناراحت نشن.)

اینکار‌ها، حداقل برای خودم، شکل بی‌احترامی به دیگران رو نداره و مسئله رعایت صداقت و احترام گذاشتن آشکار و بی‌پرده به خودم و اولویت دادن به لذت یا آسایش شخصیمه.

مشخصه که همیشه هم اینقدرها ساده نیست و جاهایی بوده که موفق نبودم. مثلا یه دفعه روی صندلی جلو تاکسی نشسته بودم تا اینکه یه خانوم میانسال چادری بهم گفت: "پشت دونفر آقا نشستن سختمه میخوام جلو بشینم". و من نتونستم بگم نه. درحالیکه در نگاه من این درخواست‌ها یا شکل سوء‌استفاده از جنسیت دارند یا از عقب‌ موندگی تربیتی ناشی می‌شن.

به هرحال دلیلش برام خیلی بی‌‌معنی و سفیهانه بود و تازه اگه معنی‌ای هم داشت باز تکون نخوردن از جام راحت ترین انتخاب بود. اما در برابر نگاه بقیه مسافرها و راننده معذب شدم و نتونستم بگم نمی‌خوام. انتخاب ساده‌تر (نه راحت‌تر!) تبدیل شد به رفتن و نشستن روی صندلی عقب.


  • موافقین ۵ مخالفین ۴
  • پنجشنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۷، ۰۹:۵۱ ب.ظ
  • Mohammad Mahdi ..

نظرات  (۸)

یه عوض کردن صندلی چقدر فلسفه داشت. فکر کنم انقدر تو بحر همه چیز رفتن هم در واقع به شدت به همون آرامشی که دنبالشی آسیب می‌زنه.
ضمن این‌که برای حال خوب به نظرم گاهی لازمه احترام مطلق و صرف به خودم (این خود مقدس!!!) به هر قیمتی رو کنار بذارم و از کمک‌هایی که بی‌هزینه می‌شه به دیگران کرد دریغ نکنم.
فارغ از این‌که تو تاکسی تعداد آقایون مریض واقعاً قابل توجهه، فرض کنیم اون خانم اصلا یه مریض روانی بوده. من بودم اون کاری رو می‌کردم که تو اون چند لحظه اون آدم احساس امنیت کنه. کمکی که برای من هزینه‌ای نداره (جز به زحمت افتادن حضرتِ منِ مقدس!)

سلام

به نظر من یکی از بزرگترین خیانت ها به خودمون جنسیتی کردن اخلاقه. اخلاق مقوله ای هست که اگه آلوده به جنسیت بشه فاسد میشه. اینکه کدوم رفتار مناسب یه زن و کدوم مناسب یه مرده از نشانه های آلوده شدنه. تو همین مثال تاکسی مشکل اصلی اینه: "تجاوز به حریم یک انسان" بعضا ممکنه این متجاوز یه زن باشه. به عنوان مثال اینکه خانومی سوار تاکسی میشه و یه ساک بزرگ دستشه و سنگینی نصف ساک رو پای مرد کناریش می افته مصداق تجاوزه چون راحتی و حق یه نفر دیگه رو گرفته که برا راحتیش هزینه داده. شاید به نظر بیاد مقایسه ساک و تماس جسمی درست نیست ولی به هر حال هر دو مخل آسایشه با این تفاوت که یکی در فرهنگ و دین ما تابو هست و اون یکی نیست. به نظر من اصل اینه که ما تمرین کنیم حدود اجتماعی رو بشناسیم و این ربطی به جنسیت نداره.

استادی دارم که وقتی اخلاق رو جنسیتی می کنم همیشه تاکید می کنه غلط، غلطه و فرقی نمی کنه فاعلش کی باشه.

پاسخ:
سلام.
بله. نگاه فارغ از جنسیت داشتن در بسیاری از زمینه ها حائز اهمیته.
دقیقا..حدود اجتماعی پذیرفته شده بر اساس عقل سلیم نه باقی معیار ها!
من برای علم اخلاق و فلسفه اخلاق زیاد اعتباری قائل نیستم ولی رشد اخلاقی که بهش اشاره کردم یه مبحث کاملا روانشناختیه 
ببین من موافقم که اهمیت دادن/ندادن به دیگران یه انتخاب شخصیه و هیچوقت نگفم همه باید به دیگران اهمیت بدن. تو میتونی به اون خانوم نه بگی و جلو بشینی و من هرگز قضاوت بدی نکنم ولی درباره‌ی دامن زدن به یه فرهنگ مریض یکم باهات مخالفم.
اول بگم که درک میکنم منظورت چیه و قبول دارم که وقتی من صندلیمو به یه آقا بدم و برم عقب بشینم اون فرهنگ غلطو تکرار کردم و به استمرارش کمک کردم. 
اما از نظر من درمان، چه درمان شخص و چه درمان اجتماع، شرایط خودشو داره. من فکر میکنم بدون آگاهی دادن و بدون رضایت فرد بخوایم تو موقعیتی قرارش بدیم که مضطرب بشه، با این دلیل که مشکل داره و نیاز به تراپی، کار درستی نیست و کمکی هم بهش نمیکنه. من جاهایی که احساس میکنم میتونم تغییری ایجاد کنم سعی خودمو میکنم. مثلا بارها شده تو همین تاکسی دو تا آقا عقب نشستن و یکی رفته جلو و من ازش نخواستم که بیاد عقب (هیچوقت از کسی نخواستم جاشو عوض کنه)، هیچوقت کیفمو نذاشتم کنارم یا نچسبیدم به در... . خیلی جاها مثلا با دوستم سوار تاکسی شدم (یا تو‌موقعیتای دیگه) و احساس کردم بعد از چند بار رفتار من براش الگو شده و دیگه اون اضطرابو نشون نمیده. اینارو نمیگم که از خدمات خودم به جامعه تعریف کنم :)) قضیه اینه که تو میتونی جاتو عوض نکنی و توجیهت این باشه که دلم نخواست و من ازت دفاع کنم. ولی تغییر دادن جامعه، یا افراد، راه و روش خودشو داره.
پاسخ:
چه جالب..نمیدونستم راجع بهش...درباره رشد اخلاقی. دوست دارم بیشتر بدونم در موردش.

نگاهت رو درک میکنم...ولی به نظرم تو هم با عوض کردن جا کمک خاصی نمیکنی. در بهترین حالت کارت شبیه دادن مسکن میمونه.
اما بقیه رفتارهات درست و موثراند. { بارها شده تو همین تاکسی دو تا آقا عقب نشستن و یکی رفته جلو و من ازش نخواستم که بیاد عقب (هیچوقت از کسی نخواستم جاشو عوض کنه)، هیچوقت کیفمو نذاشتم کنارم یا نچسبیدم به در... . خیلی جاها مثلا با دوستم سوار تاکسی شدم (یا تو‌موقعیتای دیگه) و احساس کردم بعد از چند بار رفتار من براش الگو شده و دیگه اون اضطرابو نشون نمیده}
موقعیت تغییر صندلی تو تاکسی موقعیت خیلی جالبیه. از یک طرف درخواست نسبتا ساده‌‌ی انسانی وجود داره که هزینه‌ی چندانی برای کسی که روی صندلی جلو نشسته نداره، در حالی که پیش فرضش اینه که در صورت مخالفت هزینه‌ی بالایی برای درخواست کننده داره ( سواستفاده و تجاوز جنسی از طرف آقایونی که روی صندلی عقب نشستن). از طرف دیگه هم توهین به آقایونی که عقب نشستن به حساب میاد و هم کسی که جلو نشسته کاملا برای صندلیش محق به حساب میاد. مهمتر از همه این که با پذیرش این درخواست ما مهر تأییدی می‌زنیم به ادامه‌ی این روند تجاوز به حریم خانم‌ها ( که واقعا به صورت گسترده هنوز وجود داره و بیشتر هم می‌شه). مثل فردی که فوبی سگ یا آسانسور داشته باشه و به همین دلیل همیشه از مواجه شدن با سگ‌ها یا آسانسور خودداری کنه. نتیجش صرفا باقی موندن و تشدید شدن اون فوبیه. (البته منظورم این نیست که نگرانی خانم‌ها ترس نابجاست، منظورم تشدید شدن ترس در صورت مواجه نشدن باهاشه). 

پاسخ:
واقعا لذت بردم از خوندن کامنت شما و این نگاه و تحلیل منطقی.
:/
اون مثال تاکسی رو موافق نیستم واقعا...
عقب‌موندگی تربیتی؟ عملا مبنا رو دارید مبانی تربیتی مدنظر خودتون در نظر می‌گیرید و هرکس باهاتون موافق نبود می‌شه عقب‌مونده و این واقعا توهینه. مثلا من می‌تونم کار اون خانم رو نشونه چیزی بدونم که قشر مذهبی بهش می‌گن حیا و شما رو که این حیا رو درک‌ نمی‌کنید عقب‌مونده تربیتی بدونم یا به قول همون قشر مذهبی بی‌غیرت؟ به نظرتون کارم‌ درسته؟
بخشی از اونچه نوشتید رو قبول دارم ولی بخش دیگش صرفا توجیه راحت‌طلبی و فرار از وظایف و مسئولیت‌های اجتماعیه.
سوءاستفاده از جنسیت هم درست نیست. مثلا من اگه آقایی در شرایط مشابه چنین خواسته‌ای ازم داشته باشه قبول می‌کنم. اون برای خودش حدودی داره و یه کار کوچولوی بی دردسر من کمک می‌کنه اون آدم به حدود مدنظرش (که ضرری هم برای کسی نداره) عمل کنه. چرا اینو ازش دریغ کنم؟ به نظرم یه شهروند مسئول این طوری عمل نمی‌کنه.
پاسخ:
آره تفکیک جنسیتی و نر و ماده دیدن انسان ها مخلوطی از عقب موندگی ذهنی و تربیتیه. 
اینکه یه انسان بالغ نتونه از خودش دفاع کنه هم مصداق عقب موندگی تربیتیه‌.
منم از چند سال پیش دارم این کارو تمرین میکنم. اگر جای تو بودم کاری رو میکردم که تو کردی. از نظر من مسئله قضاوت دیگران نیست. برای شخص من اینجوریه که ترجیح میدم راحت باشم و کسیو معذب نکنم. مثلا از همون چند سال پیش تصمیم گرفتم اگر کسی خوراکی بهم تعارف کرد و دوست داشتم بخورم، همون بار اول بگیرم و تعارف نکنم باهاش. اما کم کم به این نتیجه رسیدم که اگر کسی بهم چیزیو تعارف نمیکنه، بهش نگم که دلم میخواد (حتی اگر دلم بخواد)، چون این احتمال وجود داره که اون آدم به دلایل مختلف از کار من معذب بشه (از یه دل نخواستن ساده تا چیزای جدی‌تر مثل فوبیای میکروب). اینو به عنوان مثال گفتم چون شاید بتونه موقعیت تاکسی رو یکم واضح تر کنه (البته میدونم داستانا بی‌ربطن) ولی واقعیت اینه که اگر من جای تو بودم و یه آقا ازم میخواست عقب بشینم (که خیلیم پیش اومده)، با وجود این که جلو راحت ترم، قبول میکردم چون نمیخوام به خاطر این که لول راحتی من یه درجه نیاد پایین کسیو معذب کنم. چون میتونم درک کنم خیلی از خانوما توی تاکسی به شدت مضطرب میشن (شاید تجربه بدی داشتن و شایدم نه).
یه کامنت زیادی طولانی دیگه :)) ولی خب تهش اضافه کنم که طبق تجربه خودم، وقتی شروع میکنم چیزاییو تو خودم تغییر بدم که سال ها جامعه بهم دیکته کرده، اوایل خیلی افراطی میشم و همه‌ی تمرکزم روی خودمه که یه جورایی حقم خورده نشه ولی وقتی اون اضطراب manipulate شدن از بین میره، متوجه میشم که انعطاف بیشتری نشون میدم و به بقیه هم فکر میکنم. تو بحث رشد اخلاقیم این قضیه مطرحه که دیگه جاش نیس ادامه بدم :))
پاسخ:
زیر پایه های اخلاق که سسته. به خاطر این که بیشتر شبیه قرار دادهای اجتماعی میمونه. پس بحث رشد اخلاقی هم منتفیه. چون یک مفهوم من درآوردی و بی معنیه.

اینکه به دیگران فکر کنیم یا نکنیم هم که یه انتخاب شخصیه. اگه این کمک نا آگاهانه باشه حتی به وسواس جنسیتی هم دامن میزنه تو این مسئله...و حتی در زیرمجموعه اخلاق هم کار نیکی نیست!
از تو بعیده که داوطلبانه کمک کنی به ریشه دارتر شدن این فرهنگ اشتباه...

در مورد مثالها..به نظرم در اکثر موارد یک نفر صاحب حقه..و اون یک نفره که باید معذب نشه...در مثال غذا همونطور که گفتی صاحب غذا...در مورد هر کرسی و صندلی، صاحب ِ حتی موقتی جایگاه...

طرف دیگه اگه گرسنشه یا مشکل داره خودش باید فکری به حال خودش بکنه...البته اهمیت دادن یا ندادن به دیگران هم یه انتخاب شخصیه.

+من اوضاع مریض جامعه رو درک میکنم...جرایم جنسی فراگیره..هشتگ me_too پر از تجربه های نگفته بود. ولی این اضطراب نیاز به تراپی و مقابله داره نه عوض کردن صندلی!
نه حجاب نه تفکیک جنسیتی راه حل این مسائل نیست.
اون ذهنیت مریض هم باید از ذهن مردها و زنهای مذهبی شسته بشه.

موافقم
کارت درسته ادامه بده
بعضی مواقع باید جلوی یه سری چیزا بایستیم
هر چقدر هم سخت باشه
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی