دچــآر باید بود..

حدیث جان مگو با نقش دیوار

دچــآر باید بود..

حدیث جان مگو با نقش دیوار

evidence-based

سه شنبه, ۲۰ شهریور ۱۳۹۷، ۱۱:۱۸ ب.ظ


+همانطور که قصه های پیچیده امروزی برای رشد تصورات و درک بهتر جهان امروز مورد نیاز است، آیا امکان دارد که قصه‌های سفسطه آمیز موجب سلب تفکرات منطقی شوند؟ آیا در طول تاریخ کسانی را داشته‌ایم که با ساختن چنین داستان‌هایی ذهن‌ها را راکد و عقب‌مانده ساخته باشند؟

-دکتر سرگلزایی: بله، دقیقاً همینطور است؛ بسیاری از عقاید و نظام‌های باور که کاملاً غیرمستدل هستند تنها به واسطهٔ این مورد پذیرش قرار گرفته‌اند که در قالب قصّه های احساس برانگیز، جذّاب یا دلچسب بیان شده‌اند. قصه‌گویان بزرگ سرنوشت انسان ها را شکل می‌دهند.

اغلب ایمان‌ها قصه محورند، نه قرینه‌ محور (evidence-based).


  • موافقین ۸ مخالفین ۱
  • سه شنبه, ۲۰ شهریور ۱۳۹۷، ۱۱:۱۸ ب.ظ
  • Mohammad Mahdi ..

نظرات  (۶)

@هالی هیمنه، مطمئن نیستم تا کجا میشه به بحث ادامه داد دوست من چون طولانی خواهد شد. متاسفانه با قوانین بلاگ‌ها اشنایی چندانی ندارم، درهر حال با اجازه از MohammadMahdi عزیز
اگر این مقوله رو فردی درنظر بگیریم، کمک که هیچ، به نظرم شدیدن هم میتونه مضر باشه و اگه فرد به اندازه کافی قوی نباشه مستعد پذیرش مشکلات فوق العاده‌ جدی از افسردگی و بی‌میلی به زندگی تا خشونت و در مواردی حتا جرم و جنایت و هزار مورد دیگه مواجه بشه،
برای همین از عبارت «تمام انسان‌ها» استفاده کردم.به اکثریت یک جامعه نیاز داریم.
واقع‌بینی و پوچی برای من دو دوست جدا ناشدنی هستن،به نظرم بیشتر کشورهایی که رگه‌هایی از نظم،پیشرفت، اخلاق‌مداری و غیره رو در اونها شاهد هستیم بصورت نسبی و کم‌وبیش با این واقع‌بینی و پوچی تعامل داشته‌ و دارند حتا اگه به این صورت که ما درباره‌اش بحث می‌کنیم و با این عناوین، مستقیم  و با این هدف اون رو در جامعه‌شون پیاده نکرده باشن.بنظرم باید برنامه منسجمی برای پیاده کردن این نگرش در جامعه تعیین بشه و در همین حین اهداف این پذیرش هم به جامعه تزریق بشه، اگر اینکار صورت نگیره یا انتخاب‌شون درست نباشه در اون صورت دقیقن با جامعه‌ای مواجه میشیم که شما فرمودین، جامعه‌ای که دغدغه‌های سطحی پیدا میکنه به زوال میره و ممکنه تا ساده‌ترین مفاهیم انسانی رو هم از دست بده، این مسئله‌ای که درباره‌اش بحث می‌کنیم شدیدن دو وجهیه به صورتی که میتونه یکی از بهترین الترناتیوها برای تبدیل جامعه -حتا دنیا- به ایده‌ال‌ترین شکلی که میتونیم تصور کنیم باشه و یا وضعیت‌مون رو به مراتب نسبت به وضعیف فعلی خراب‌تر کنه. انتخاب با خودمون خواهد بود اما به نظرم با توجه به تلاشِ «مغز انسان» برای بقا و زندگی مورد اول بسیار محتمل‌تره!
@MohammadMahdi @AliR3za
من هنوز قادر به درکِ این مسئله نیستم؛ اینکه پذیرشِ پوچی چه کمکی می‌تونه به آدم بکنه. اگه فقط مسئله گریز از احساسِ گناه و مسئولیت باشه، و اینکه آدم در اون صورت می‌تونه خیلی بی‌خیال‌تر و خوش‌تر زندگی کنه، از اون طرف احتمالِ اینکه به افسردگی‌های طولانی مدت دچار بشه هم کم نیست ـ ولی این موضوع چندان هم وحشتناکی نیست.

یعنی در کل نمی‌تونم چنین جامعه‌ای رو تصور کنم. درکِ من از چنین جامعه‌ای خیلی سطحیه. یکی از تصوراتم از این جامعه اینه که افراد در اون دغدغه‌های خیلی کم‌اهمیت ـ و حتّی پوچ ـ دارند. یعنی اگه بخوام خیلی ساده‌تر بگم، اینه که با پذیرش پوچی توسط تمام افراد یک جامعه، انگار ضدقهرمان و تمامِ چالش‌های داستانی رو از داستانِ زندگیِ افراد بیرون بکشی. یک داستانِ غیرِجذابِ بی‌تقابل. پایانِ زندگانی. من تصوم اینه و نمی‌دونم تا چه حد درسته.
@Mohammad Mahdi @هالی هیمنه، البته اگه از دید معناگرایانه بخواییم به موضوعات نگاه کنیم خصوصن اگه مسئله را تا بدو وجود دنبال کنیم در انتها با همون پوچی محضی مواجهیم که برای گریز ازش دست به هرکاری زدیم و می‌زنیم.(حتا شاید یکی از علل بوجود اومدن این ایمان‌های قصه‌محور گریزی بیش به‌خاطر فرار از پوچی نباشه) بنظرم دور شدن تمام ِانسان‌ها از این ایمان‌های قصه‌محور و قبول این پوچی کمک دوچندانی بهمون می‌کنه و گذرِ این زندگی و وجودِ اتفاقی و بی‌معنا رو برای هممون بهتر و راحت‌تر.
پاسخ:
به نظر من هم خیلی کمک کننده ست.
مورد چهارمش چقدر جالب بود.
ممنون.
ترجمهٔ Evidence-based، «مبتنی بر شواهد» نمی‌شه؟
من تا حالا کلمهٔ «قرینه محور» رو نشنیدم.
پاسخ:
من کلام رو عینا نقل کردم...

قرینه

(قَ نِ) [ ع . قرینة ] (اِ.) 1 - زوجه . 2 - علامت واثر. 3 - شبیه . 4 - علامت و نشانه ای که دلیلی باشد برای پی بردن به چیزی

من زیاد به این موضوع فکر می‌کنم که حالا اومدیم تمامِ این ایمان‌های قصه‌محور رو کاملاً از بین بردیم، گذشتۀ نه چندان کوتاهی از زندگیِ بشر رو تهی از معنا کردیم، بعدش چی؟ بعدش قراره چی بشه؟ تنها به خاطر اینکه قدرت از دستِ یک عده به دستِ دیگری بیفته؟ همین؟ البته منظورم وضعِ فعلیِ جامعۀ ما نیست؛ کلی گفتم. و در آخر هم به نتیجۀ درستی نمی‌رسم.
پاسخ:
همش سرگرمیه دیگه...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی