دچــآر باید بود..

نومید شو ز هر که توانی و هرچه هست..

دچــآر باید بود..

نومید شو ز هر که توانی و هرچه هست..

عملیات حرارتی پیشگرم

جمعه, ۲۶ خرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۰۰ ق.ظ


یکی از استادامون همیشه میگفت: حق دارید با حال داغونی که ناشی از اصلا نخوابیدن تو شب امتحانه، بیاید سرجلسه ولی دیگه با بلند گفتن جلوی من بهش افتخار نکنید چون هیچ ارزشی نداره.

البته امکان پاس کردن اون درس با مطالعه شب امتحانی و یا حتی خوندن تو فرجه میسر نبود. مثل اکثر قریب به اتفاق درسامون اول نیاز به فهمیدن، بعد جا افتادن و مرحله ی آخر رسیدن به توانایی حل مسئله داشت که فقط تو یه بازه بلندمدت میتونستی به همه ی اینها برسی..

من بعد از دوترم تونستم اون درسو پاس کنم و دقیقا با روش پیش بردن تدریجی همه چیز. چیزی که بعدش موند برام نه مطالب و مفاهیم خود اون درس که درک این مسئله بود که برای رسیدن به بعضی از چیزها باید "به موقع " زمان بذاری و تلاش کنی. یعنی واسه موفقیت یه پارامتر مهم تر از تلاش داریم که زمانه..تو اصول مدیریت میخونی با منابع محدود اگه زمان کافی نداشته باشی پروژه قطعا به تعویق می افته و این، اینجا، یعنی FAIL شدن تو امتحان.

تو زندگی موقعیت ها و فرصت هایی برات پیش میاد که شبیه همین امتحانه. مهم نیست شب امتحان چقدر دلت میخواد قبول شی یا چقدر براش تلاش میکنی، اگه از قبل خودتو آماده نکرده باشی نمیتونی از اون فرصت استفاده کنی تا به چیزی که میخوای برسی.

مثلا: با یه موقعیت شغلی فوق العاده ای مواجه میشی ولی مهارتای لازم براشو نداری

یا به یه آدم ایده آل که مناسب یه رابطه بلندمدته برخورد میکنی ولی در برابرش احساس کم بودن میکنی و به هیچ جا نمیرسی

فرصتا تو زندگی مثل امتحان ضرب الاجل دارن نمیتونی بهش بگی وایستا وایستا تا من خودم کامل آماده کنم..میان و میگذرن..اون شغل نصیب یک نفر دیگه میشه و اون شخص دلخواه هم میره با یکی دیگه. چون نمیتونی از کسی یا چیزیکه بهتره از توئه انتظار داشته باشی برات صبر کنه..چون نمیکنه.

تازه تو زندگی شرایط سخت تره..مثل امتحان نیست که تاریخش مشخص باشه و نمیدونی کِی، چی برات اتفاق می افته..

و تمام فرق آدمها به اینه که چه زمانی وقت گذاشتن و براش آماده شدن..


  • موافقین ۱۰ مخالفین ۰
  • جمعه, ۲۶ خرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۰۰ ق.ظ
  • Mohammad Mahdi Aghasi

نظرات  (۱۲)

  • مــیـمـ‌‌‌‌ ‌‌‌‌
  • به موقع زمان بذاری و تلاش کنی!
    اوهوم همینطوره
    ولی هیچکس نبود که اون درسو شب امتحان خونده باشه و پاسش کرده باشه؟
    یعنی میخوام بگم هیچ راه سومی نیست هیچوقت؟
    پاسخ:
    همیشه استثناهایی وجود داره..مثلا تو این مورد اگه نبوغ رو به تلاش اضافه کنیم میتونیم از سهم زمان کم کنیم ولی من در مورد شرایط خاص مثلا نابغه ها یا متقلب ها صحبت نمیکنم..
    راه سوم ممکنه باشه ولی چرا آدم باید همچین ریسکی رو قبول کنه..به نظرم چشم به راه این راه سوم بودن آدمو به ذلت میکشونه..
  • مــیـمـ‌‌‌‌ ‌‌‌‌
  • نوابغ و متقلب ها
    اوهوم درسته
  • هلیکس بانو
  • روزانه هات رو، خوب می نویسی :)
    لذت بردم.
    پاسخ:
    ممنون :)
    کاملاً درسته،ممنونم که با بیانی شیوا یادآوری کردی.
    پاسخ:
    خواهش میکنم :)
    چون با عجله نوشتم به نظرم خیلی هم شیوا و جالب نشده

    سلام

    شما چقدر زود بزرگ شدین...

    پاسخ:
    سلام. چطور؟

    لذت بردم.

    ارزش زمان و برنامه ریزی رو با یه مثال عینی که معمولا برا همه مون اتفاق افتاده خیلی قشنگ شرح دادین.

    ممنونم

    پاسخ:
    خواهش میکنم.
    موافقم .
    من همیشه تو زندگیم ترسیدم از آماده نبودن !! 
    وبهمین خاطر سعی کردم خودمو برای داشتن یا رسیدن به چیزا ویا موقعیت هایی که دوسدارم آماده کنم...آماده ی استفاده ازفرصت هایی که میدونم مطلوب خواهد بود برای من.



    +بعلاوه که هیچوقت نتونستم شب امتحان درس بخونم ونمره ی خوبی بگیرم

    پاسخ:
    good for you :)
    من حتی به آماده بودن برای چیزای که دوسندارم هم معتقدم...
    یا یسری واقعیت ها...مثلا جوری زندگی کنم ولذت ببرم از زندگیم
    که روزی که مرگ بسراغم میاد ، کمترین افسوس رو بخورم..یاکلا حسرت نخورم...
    یا آماده ی این باشم که اگه چیزی که دوسداشتم رخ بده ، رخ نداد از نظر روحی
    داغون نشم ...
    یجورایی افزایش توان روحی وانعطاف هس ...این انعطاف و توان روحی
    باعث میشه همیشه دربرابر هرشرایطی یه آمادگی نسبی داشته باشی ...
    حتی اگه اون اتفاق خوشایند نباشه برات..
    پاسخ:
    آره دقیقا آدم باید واسه موقعیت ها ناخوشایند زندگی هم آماده بشه..
    واسه من هنوز خیلی هاشون پیش نیومده اما سعی میکنم با نگاه کردن به زندگی دیگران شناساییشون کنم..

    مثلا مشکلاتی که پدرها با بچه هاشون دارن، مشکلات زوجها، حسرت های میانسالها و..
    خیلی بعیده مثلا پدر بشم ولی همونطور که گفتی خوب که آدم یه آمادگی نسبی در مورد بیشتر مسائل داشته باشه، آخه سر بزنگاه کار خاصی از دستت بر نمیاد..
  • زهرا یگانه
  • اینجور مقدمه ها حتی اگر طولانی باشن و بعضاً طاقت فرسا، به اندازه ی متن و اتفاق اصلی ارزشمندن.
    پاسخ:
    امیدوارم :)
    همیشه چیزایی که تو زندگی یاد میگیری رو بیا بنویس
    چون واقعا زمان کمه ادم همه چیز رو خودش یاد بگیره
    پاسخ:
    باشه :)
    حالا همین حرفایی رو که به زیبایی بیان کردی رو اگه یکی دیگه مثلا استاد یا مشاور یا هرکس دیگه ای میگفت نمیتونستی دقیقا درکش کنی بعضی چیزا رو لازمه خودت بهش برسی و با تمام وجود تجربه شون کنی ...
    خوبیه تجربه ای که داشتی این بود که تاوانِ عدم آمادگیت فقط یه نمره زیر ده بود و حالا که مساله رو به اتفاقات و موقعیت های بزرگ تر تامیم دادی یه تجربه ی عالی رو به قیمتِ نسبتا پایینی بدست آوردی که خیلی ارزشمنده :)
    پاسخ:
    دقبقا همینطوره..چون بین شنیدن و درک کردن فاصله هاست..

    بابا کی گفته فقط یه نمره زیر ده بود، کی گفته یه قیمت نسبتا پایین، ترم بعدش هفتاد هشتاد تومن پیاده شدم :)
    اوخ اوخ راست میگی بی انصافا حتی واسه حذف تکدرس هم پول میگیرن چه برسه به اینکه درسی رو دوباره مجبور باشی برداری!:/
    پاسخ:
    فقط یه ترم برای حذف درس از ما پول گرفتن، بعدش دیگه نه.فقط برای دوباره برداشتن باید پول بدی :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">