دچــآر باید بود..

چون همه وضعِ جهانِ گذران در گذر است ، مگذر از عالمِ شیدایی و شوریده سری ...

دچــآر باید بود..

چون همه وضعِ جهانِ گذران در گذر است ، مگذر از عالمِ شیدایی و شوریده سری ...

شگفتی زندگی...

سه شنبه, ۲۷ مهر ۱۳۹۵، ۱۱:۳۶ ب.ظ


لئونارد ( رابرت دنیرو ) : باید به همه بگیم ، باید به اونا یادآوری کنیم ، باید بهشون یادآوری کنیم که چقدر خوبه .

دکتر سِیر ( رابین ویلیامز ) : چی چقدر خوبه لئونارد ؟

لئونارد : روزنامه ها رو بخون ، چی نوشته ؟ فقط بدی ، همه اش بدی . مردم فراموش کردند زندگی چیه ، فراموش کردند زنده بودن به چه درد میخوره . باید به اونا یادآوری کنیم که میتونن چه چیزهایی داشته باشند و ممکنه چه چیزهایی رو از دست بدند . اون چیزی که من احساس میکنم ، لذت زندگی ، هدیه زندگی ، آزادی زندگی شگفتی زندگی...



Awakenings - 1990


http://bayanbox.ir/view/6329045268621592345/ddb4c4148caa264fae697c2b2783f1ac.jpg


+ دیدن رابرت و رابین کنار هم جالب بود..موقع تماشای فیلم به طرز جوگیرانه ای دلم میخواست مشغول این کار بودم ! از اون شغلایی که حس زندگی کردن بهت میده..حس زندگی دادن..هرچند گاهی باید طاقت تماشای پژمردن گل هات هم داشته باشی..

Awakenings فیلم خوبی بود... و تبدیل به یکی از تجربه های الهام بخش زندگیم شد..


  • موافقین ۸ مخالفین ۰
  • سه شنبه, ۲۷ مهر ۱۳۹۵، ۱۱:۳۶ ب.ظ
  • مهدی ...

نظرات  (۲)

  • .: جیرجیرک :.
  • هرچقدر هم بازیگر محور بودن برای انتخاب فیلم رو غیر حرفه ای در نظر بگیرن و داد سخن بدن که پس فیلمنامه ی قوی؟ کارگردانِ کار بلد؟... 
    بعضی از بازیگرا روحِ خودشون رو وارد اثر می کنن و مهم نیست تمامیت کار چقدر خوب یا بد از آب در میاد، این اطمینان رو به مخاطب میدن که در ازای تماشای نقش اون ها چیزی برای آموختن خواهد بود و رابین ویلیامز یکی از همین آدم هاست. هست چون هنوز هم به واسطه ی آثارش میشه زندگی رو بهتر دید و درک کرد. 

    مرسی از این معرفی خوب :)
    پاسخ:
    اتفاقا داشتم به این موضوع فکر میکردم..هرکدوم از بازیگر ها هم ممکنه به شکل متفاوتی اینکارو بکنند..جانی دپ با عجیب غریب کردنش..جک نیکلسون با دیوانه وار بودنش..رابرت دنیرو و آلپاچینو و براندو یا ویلیامز هم به شکل مخصوص خودشون..

    خواهش میکنم :)
    دیالوگی که درباره ی یادآوریِ لذت بردن از زندگیه خیلی به جاست ...
    + یکی از تاثیرگذارترین جملاتِ کمدی الهی دانته تا اینجا برای من مربوط به این قسمته:
    سرود هفتم دوزخ - جایگاه خشمگینان - مردابِ استیکس :
     ویرژیل (شاعر بزرگ خالق انئید و راهنمای دانته در سفرش به دوزخ ) : " بنگر پسرم! در این نقطه ارواحی را میتوان دید که در زمانِ حیاتشان تسلیمِ خشم و غضب بودند ...
    مایلم قطعا بدانی که در زیر همین آب کثیف ، ارواحی مدفون اند که میگویند : ما در هوای ملایم ، زیرِ نور خورشید ، پیوسته اندوهگین و عبوس و خشمگین بودیم و هرگز لذتی از روشنایی و هوای مطبوع نبردیم و قلبمان از دودی تیره و سیاه انباشته بود ... و اگنون در این گِل و لای سیاه و کدر ، در اندوه و ماتم نهفته ایم ... آنها به زحمت این گفته را از حلق بیرون می دهند و یارای بازگو کردن مقصودشان را به روشنی و آشکاری ندارند ..."

    ++ برای من که در اکثر موقعیت ها در حال غر زدن بودم  و منتظر بودم لحظه ای که توش حضور دارم تموم شه تا برسم به قسمتِ دوست داشتنی زندگی (!) واقعا این تلنگر لازم بود ، که به خودم یاد آوری کنم بهترین لحظه همین لحظه ایه که داره میگذره ...

    پاسخ:
    قشنگ بود..ممنون که برام نوشتینش :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی