دچــآر باید بود..

کو تا یکی این طور و آنهمه اخت پیدا بشود..

پنجشنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۵، ۱۰:۴۷ ب.ظ


خوب، گاهی آدم می خواند، رمانی نیمه تمام دارد، می رود خانه چای دم می کند، سیگاری زیر لب می گذارد، تکیه به بالشی می دهد و نرم نرم می خواند. خوب، بدک نیست. برای خودش عالمی دارد، اما بدبختی این است که هر شب نمی شود این کار را کرد. آدم گاهی دلش می خواهد بنشیند و با یکی در مورد کتابی که خوانده است حرف بزند، درست انگار دارد دوره اش می کند. اما کو تا یکی این طور و آنهمه اخت پیدا بشود؟!

خواهید گفت، پیدا می شوند. بله، می دانم. من هم داشتم، یکی دوتا. آنقدر با هم اُخت بودیم که اگر یکی نمی آمد، سروقت به پاتوقمان نمی رسید دلشوره میگرفتیم. خوب، معلوم است، یکی زن می گیرد، یکی سفر می رود، یکی می رود مذهبی می شود، یکی هم غیبش می زند، خودکشی می کند، دست آخر وقتی خوب زیر و بالای کار را می بینی، متوجه می شوی که آدم ها بیشترشان، نمی توانند تا آخر خط تاب بیاورند..


+ بره گم شده راعی | هوشنگ گلشیری

  • موافقین ۸ مخالفین ۰
  • پنجشنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۵، ۱۰:۴۷ ب.ظ
  • Mohammad Mahdi Aghasi

نظرات  (۳)

کو تا پیدا بشود
و
بماند...
یکی مذهبی می شود ... یکی خودکشی می کند... 
چه جالب این دو تا رو آورده کنارِ هم ...
پاسخ:
هرکس به شکلی :)
و عشق، مرکب حرکت است، نه مقصد حرکت. تا این عشق با تو چه کند.  
پاسخ:
دل به زبان نمیرسد ، لب به فغان نمیرسد / کس به نشان نمیرسد..تیر خطاست زندگی..
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">