دچــآر باید بود..

گیرم که هم نیابم، شادم به جستجویش!

دچــآر باید بود..

گیرم که هم نیابم، شادم به جستجویش!

۳۹۷ مطلب با موضوع «حرف‌هایی که باید گفته می‌شد» ثبت شده است


دنیای سوفی کتابی است مخصوص کسانی که می خواهند مسیر دانستن را آغاز کنند.

نویسنده ، تاریخ فلسفه را در قالب رمانی در 600 صفحه برایتان می گوید. از اساطیر یونانی شروع می کند تا به دوران خود ما می رسد.

هدف اولیه ی نویسنده برای نوشتن دنیای سوفی, فراهم کردن متن فلسفی ساده ای بوده که به درد شاگردانش بخورد. خواندن این کتاب محدودیت سنی ندارد. حتی یک نوجوان 15 ساله هم می تواند از خواندنش لذت ببرد...



Donyaye Sufi Book.Jpg


دنیای سوفی کتاب شاخص و معروفیه که احتمالا، بیشتر افراد کتابخوان خوندنش..شروع خوبی برای یادگیری و آشنایی با فلسفه ست و من فکر میکنم خوندنش برای هر فردی حتی اگه به فلسفه علاقه ای نداره لازمه..مخصوصا برای پدر و مادرها یا کسانی که میخوان پدر و مادر بشن و برای جواب دادن به سوالاتشون و از اون مهم تر ایجاد سوال در ذهن آماده و  تشنه ی یادگیری اون ها..
شاید خیلی بهتر بود اگر در نظام آموزش رسمی کشورمون به جای تعلیمات دینی و آموزش قران به بچه های دبستانی (که طبق عرف خود اسلام هنوز به سن تکلیف نرسیدند که بخوان در مورد اصول این دین تحقیق کنند تا اون ها رو بپذیرند یا نه تا در نهایت انتخاب کنند که میخواهند مسلمان یا صاحب دین دیگه ای بشن ) فلسفه و چطور فکر و تحقیق کردنو یاد میدادیم..
کاش همه چیز زودتر شروع میشد و جلوتر بودیم..

به هرحال  اگر می خواهید چیزهایی درمورد فلسفه یاد بگیرین طوری که خسته نشین این کتاب گزینه بسیار مناسبیه . چون که کتاب به صورت رمان و بسیار ساده نوشته شده ، در ضمن خسته کننده نیست و به قول سوفی شاید فیلسوف نشیم اما حداقل یاد میگریم که چه‌جوری فلسفی فکر کنیم  !



چشم را از دیگران بر بنـد و بر خود باز کن!
مرد شو جز همت مردانه پشتیبان مخواه...

{ احمد کمال پور }


http://s6.picofile.com/file/8222946226/7920ec1c789f2159972e4405a73a9710.jpg


+یکی از فامیل های مادرم بعد از دوره ی کارشناسی برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و بعد تونست اقامت بگیره و استاد دانشگاه بشه..همونجا هم با یک دختر مهاجر ازدواج کرد.

اولین باری که با همسرش به ایران اومدند خیلی تعجب کردیم چون هیچ چیز بنابر انتظارات پیش نرفت..

همسرش زیبا نبود..نه از لحاظ قیافه و نه لباس. هیچ قشنگی و آراستگی نداشت.. بستگی به محلی که ایستاده بودی ، سخت یا آسون ،همهمه چقدر زشته این! بین اعضای خانواده شنیده میشد !

داشتیم از سلیقه ی فامیلمون پاک نا امید میشدیم که بعد از چند دقیقه همه چیز تغییر کرد و فهمیدیم چقدر زود قضاوت کردیم..

اون زیبا بود. خیلی مهربون تر و گرم تر و دوست داشتنی  تر از خیلی از ما ایرانی ها..

با همون زبان فارسی دست و پا شکسته سعی میکرد با همه ارتباط برقرار کنه..حرف ها و حتی تعارفاتش اونقدر شیرین و صمیمانه بود که به دل همه مینشست..

جدا از این بحثا ارگیمار اون روز حرفی زد که فکر نمیکنم در اون جمع کسی شنیده باشه یا بهش توجهی کرده باشه..

"شما چرا کار نمیکنید ؟ انگار دارید داخل یک کیک شکلاتی زندگی میکنید..! "

خب ما هم که خوب متوجه نشدیم اول ولی بعد علی توضیح داد و اضافه کرد...ما در آمریکا روزی پونزده ساعت کار میکنیم !

"در خوش‌بینانه‌ترین برآورد، ساعت کار مفید در ایران 2 ساعت است و در کشورهای پیشرفته‌ی دنیا در بدبینانه‌ترین برآورد این رقم به 5 ساعت می‌رسد "

رفتم آمار سال 91 نگاه کردم..میدونید سرانه کار مفید در ایران حتی از افغانستان هم کم تره !


به نظر میرسه ما تا واقعا مجبور نباشیم کار نمیکنیم و این تقریبا از زمان دانش آموزی و دانشجویی شروع میشه...تا وقتی امتحانی در کار نباشه ، معمولا درس خوندنی هم در کار نیست..  خجالت آوره دانشجویی که کاری جز درس خوندن نداره همون درسو هم نخونه..(البته مراد درس خوندن صرف نیست ، هر فعالیت علمی.. )

همین روند ادامه پیدا میکنه و فکر میکنم در تمام مشاغل  شاید به جز تجارت های خصوصی که پای سرمایه شخصی وسطه همین وضع برقراره..(تا اونجا که من دیدم اون ها هم بیشتر کار نمیکنند ! بلکه سود شون با دوز و کلک و کم فروشی یا گرون فروشی بیشتر میکنند...)

غرض گفتن از کم کاری ایرانی ها  نیست..وضع همین و همین خواهد بود..وقتی نظام آموزشی رسمی و غیر رسمی توسط کسانی اداره بشه که به همین شکل و با همین اوضاع کار میکنند..( و اصولا تا وقتی بشه به همین شکل داخل کیک  شکلاتی زندگی کرد ، چرا که نه ؟ )


وقتی تصمیم به ترک چیزی گرفتی
هرگز به آن بازنگرد ..

حال چه بخواهد سیگار باشد
یا چای
یک آهنگ
یک آدم
یک احساس

هرچه..!
حتی یک " خودت"
که بوده و نباید باشد..

هرگز برنگرد
تو تنها برنخواهی گشت،
یک ترس مداوم پا به پای تو زندگی خواهد کرد..


{ نگین رزاقی }


http://s3.picofile.com/file/8222752668/1440887816605.jpg


+{ بگذر ز من..عارف }



هرگز حاضر نبستم به خاطر عقایدم بمیرم ، زیرا ممکن است عقایدم اشتباه باشند !

+برتراند راسل


روح‌های بزرگ همیشه با مخالفت خشن اذهان متوسط روبه‌رو شده‌اند. ذهن متوسط قادر نیست مردی را بفهمد که نمی‌پذیرد کورکورانه در مقابل پیش‌داوری‌های مرسوم تعظیم کند و در عوض نظراتش را دلیرانه و صادقانه بیان می‌دارد / آلبرت انیشتین



شوق ، انگیزه و هدف شما از زندگی کردن چیه ؟



نان از سفره و کلمه از کتاب،
چراغ از خانه و شکوفه از انار،

آب از پیاله و پروانه از پسین،
ترانه از کودک و تبسم از لبانمان گرفته‌اید،

با رویاهامان چه می‌کنید ؟

 
ما رویا می‌بینیم و شما دروغ می‌گویید ...

دروغ می‌گویید که این کوچه، بُن‌بست و

آن کبوترِ پَربسته، بی‌آسمان و

صبوریِ ستاره بی‌سرانجام است.


ما گهواره به دوش از خوفِ خندق و
از رودِ زمهریر خواهیم گذشت.

ما می‌دانیم آن سوی سایه‌سارِ این همه دیوار
هنوز علائمی عریان از عطر علاقه و

آواز نور و کرانه‌ی ارغوان باقی‌ست.

 

سرانجام روزی از همین روزها برمی‌گردیم
پرده‌های پوسیده‌ی پرسوال را کنار می‌زنیم

پنجره تا پنجره ... مردمان را خبر می‌دهیم
که آن سوی سایه‌سارِ این همه دیوار

باغی بزرگ از بلوغ بلبل و فهم آفتاب و
نم‌نمِ روشنِ باران باقی‌ست.


ستاره از آسمان و باران از ابر،

دیده از دریا و زمزمه از خیال،

کبوتر از کوچه و ماه از مغازله،

رود از رفتن و آب از آوازِ آینه گرفته‌اید،


با رویاهامان چه می‌کنید!

 

ما رویا می‌بینیم و شما دروغ می‌گویید ...
دروغ می‌گویید که فانوسِ خانه شکسته و

کبریتِ حادثه خاموش و

مردمان در خوابِ گریه‌اند،

ما می‌دانیم آن سوی سایه‌سارِ این همه دیوار،

روزنی روشن از رویای شبتاب و ستاره روییده است


سرانجام روزی از همین روزها

دیده‌بانانِ بوسه و رازدارانِ دریا می‌آیند

خبر از کشفِ کرانه‌ی ارغوان و

آواز نور و عطر علاقه می‌آورند.

 
حالا بگو که فرض

سایه از درخت و ری‌را از من،

خواب از مسافر و ری‌را از تو،

بوسه از باران و ری‌را از ما،
ریشه از خاک و غنچه از چراغِ نرگس گرفته‌اید،

با رویاهامان چه می‌کنید ؟


 
{ سیدعلی صالحی }


http://s6.picofile.com/file/8221717918/1423345066110298.jpg


 وقتی از آدم‌ها غمگین می‌شوم نمی‌توانم توی چشم‌هایشان نگاه کنم، نمی‌توانم حتی با آن‌ها دیالوگ‌های ساده‌ی روزمره را داشته باشم. این اخلاق بد را شاید از بابا به ارث برده‌ام که وقتی غمگین است، وقتی عصبانی‌ست، وقتی ناراحت است، وقتی قهر است، زمین را نگاه می‌کند، تلویزیون را نگاه می‌کند، هرجایی به غیر از چشم‌های آدم، به غیر از چهره‌ی آدم...

اما وقتی کسی شما را می‌کشد کنار و می‌گوید: «حرف بزن!» و مجبورتان می‌کند توی چشم‌هایش نگاه کنید دیواری فرو می‌ریزد. دیواری که نه اسمش را می‌دانم نه حس‌اش را. این‌جور وقت‌هاست که شهامت پیدا می‌کنم تا از دلخوری‌ام حرف بزنم. منِ مغرور، منِ خودخواه وقتی به حرف می‌آیم که کسی بازویم را می‌چسبد و محکم می‌گوید: «مشکل چیست؟»

من هیچ‌وقت شهامت این کار را ندارم. شهامت‌اش را ندارم که وقتی از کسی ناراحتم مستقیم توی چشم‌هایش نگاه کنم و بگویم «ناراحتم!» گله کنم یا علت ناراحتی‌ام را بیان کنم.

می‌گذارم و می‌روم. دورش خط می‌کشم. ساکت می‌شوم. نگاه نمی‌کنم و هر واکنش خاموش دیگر. این رفتار اشتباه هم شاید از آنجایی ریشه گرفت که فکر کردم آدم‌ها خودشان باید متوجه باشند که کجای رابطه ناراحتت کرده‌اند، کجای رابطه دلت را شکسته‌اند، کجای رابطه حرفی زده‌اند یا کاری کرده‌اند که تو را مجبور کرده‌اند ساکت شوی..


+هویج بنفش..



برنده بودن بسیاری از آدم ها در این دنیا مطلقاً ربطی به تلاش، عرضه و حتی استعداد خودشان ندارد. آنها فقط شانس حضور در تیم برنده را داشته اند.



تو حق نداری عاشقِ کسی بمانی که سالهاست رفته..

تو ، مالِ کسی نیستی که نیست

تو حق نداری اسمِ دردهای مزمنت را عشق بگذاری...


می‌توانی مدیونِ زخم‌هایت باشی

اما محتاجِ آنکه زخمیَت کرده ، نه.


دست بردار از این افسانه‌های بی‌ سر و ته
که به نامِ عشق،
فرصتِ عشق را از تو می‌گیرد

آنکه تو را، زخمیِ خود می‌خواهد

آدمِ تو نیست، آدم نیست !

و تو سال هاست حوای بی آدمی

تنها، حواست نیست....


{ افشین یداللهی }


http://s6.picofile.com/file/8219503442/1435758318558.jpg


+خیلی ها فکر میکنند شاعرانه ست یا اسمش را وفاداری میگذارنند. اما ماندن پای کسی که رفته چیزی جز حماقت نیست. چیزی که یکبار اتفاق می افتد زندگیست، نه عشق!


اینایی که میدونند کجا خودشون به نفهمی بزنند، جداً آدم های فهمیده ای هستند..



یکی از بدترین پس لرزه های یک رابطه تموم شده زمانی فرا میرسد که به روز تولد کسی که روزی دوست داشتش داشتی میرسی، یادت هست، میدانی در چه روزی قرار داری، اما چیزی نمیگویی.



حرفی اگر دارید رک به خود طرف بگویید..آدم به جای عکس پروفایل مسنجرهایش پیام اخلاقی نمیگذارد!



من باور دارم که پس از مرگ بدنم تجزیه می شود و هیچ چیز از جسم و جانم باقی نخواهد ماند. امروزه دیگر جوان نیستم ولی هنوز به زندگی عشق می ورزم. اما وقتی در مورد وحشت از نابودی حرف می زنند می خواهم از خنده روده بر شوم.
خوشبختی به این خاطر واقعی است که به پایان می رسد. اندیشه و عشق بخاطر اینکه ابدی نیستند ارزش خود را از دست نمی دهند..

‌‌+برتراند راسل


اگر آدم خوبی با تو بدی کرد ، چنان وانمود کن که نفهمیده ای . او توجه خواهد کرد و مدت زیادی مدیون تو خواهد بود..


همه چیز پیش تر گفته شده اما چون کسی گوش نکرده است دوباره برمیگردیم و تکرارش میکنیم ...

+ آندره ژید

میان قفسه های کتابخانه قدم میزدم. میان هزاران کتابی که میدانستم هیچگاه فرصت خواندن تمامشان را بدست نخواهم آورد. با خودم گفتم سخن تازه ای برای گفتن نیست. همه ی حرف ها را از پیش گفته اند. دیگر نباید چیزی نوشت. فقط باید خواند.


فاصله ی بیشتر آدم ها تا ظالم شدن، چیزی به جز داشتن قدرتش نیست..


بـت سـاختیم و در دل خندیدیم
بر کیـش بد، برهــمـن و بـودا را..!

{ پروین اعتصامی }



+اینکه ما معابد خود را محترم و مقدس میدانیم و معابد دیگران را جاهلانه، به این دلیل است که در معابد خود با احساسمان وارد میشویم ولی در معابد دیگران با عقلمان! (دکتر هلاکویی)