گاهی تصور میشه بعضی از ابزارها مثل گفتگو، همیشه مفیدند، یا حداقل استفاده ازشون ضرری نداره. اما واقعیت اینه مثل جعبه ابزاری که هرکدوم از وسایل داخلش ممکنه یه جایی بدرد بخورند و یک جای دیگه نه، گفتگو کردن هم ممکنه در جایی کارکرد داشته باشه و در جایی دیگه نه.
یه مثال خوبش وقتیه که میخواید در مورد یک وضعیت صحبت کنید و طرف مقابل در استمرار اون شرایط ذینفعه. تا وقتیکه نفع اون آدم در حفظ اون شرایطه، گفتگو به جایی نخواهد رسید و کمترین فایدهای هم نخواهد داشت. به زبان عامیانه میشه گفت اون فرد برای نفهم بودنش، حقوق خوبی میگیره.
جالبه که این یک قضیه دوطرفهست، یعنی میشه با تغییر دادن فرضها هم به نتایج مشابه رسید. در واقع اگر کسی طرفدار استمرار شرایط بدی هست، حتما و قطعا، بدون هیچ استثنایی ذینفعه و از رنج و آسیب دیگران سود میبره و مثل نمونه قبل گفتگو با اون هیچ ثمری نداره. اون آدم با نفعی که میبره، پیش از اون، انتخابش رو انجام داده.
اما شاید سوال باشه چرا بعضی از این آدمها عاشق گفتگو و رهنمون دادن هستند. احتمالا تو بازی فوتبال دیدید گاهی بعضی از بازیکنها خودشون رو از عمد به زمین میندازن تا وقت تلف کنند. هدف بعضی از این آدمها از این گفتگوهای بیثمر با شما چیزی همین وقت تلف کردن و بینتیجه موندن بازی نیست.
اما... ما که میدونیم خیلی کارهای مهمتری توی این دنیا هست.
- ۱ نظر
- ۲۹ دی ۰۴ ، ۲۱:۲۱