دچــآر باید بود..

چون همه وضعِ جهانِ گذران در گذر است ، مگذر از عالمِ شیدایی و شوریده سری ...

دچــآر باید بود..

چون همه وضعِ جهانِ گذران در گذر است ، مگذر از عالمِ شیدایی و شوریده سری ...

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «چگونه کتاب بخوانیم» ثبت شده است


فرق میان خواندن برای کسب اطلاعات و خواندن برای فهمیدن بسیار عمیق است . اولین تعبیر از خواندن ، خواندن چیزهایی شبیه مجلات ، روزنامه یا هرچیز دیگری ست که راجع به مسائل جاری حرف میزند . که بر طبق ذوق و استعدادی که داریم کاملا قابلا فهم است . اینگونه مطالب ممکن است بر معلومات بیافزایند ولی درک انسان را بهبود نمی بخشند . چون درک آدمی قبل از شروع به خواندن با آنها مساوی بوده است.
دومین تعبیر خواندن آن است که شخص بکوشد آنچه را که در آغاز اصلا نمی فهمد بخواند . در اینجا ، مطلبی که خوانده میشود ، از آغاز از سطح فکر خواننده بالاتر است . چنین رابطه ای بین دو چیز نابرابر باید امکان پذیر باشد والا چه در گفتار و چه در نوشتار افراد از یکدیگر نمیتوانند چیزی یاد بگیرند . منظور ما اینجا از " یادگیری " فهمیدن بیشتر است نه یادآوری اطلاعاتی که قبلا شبیه آن را به وضوح میدانسته اید .
هنگام خواندن اگر مطالب جدیدی که میخوانیم از نوع همان مطالبی باشد که از قبل میدانسته ایم ، مسلما در کسب این اطلاعات مشکلی نخواهیم داشت . این نوع خواندن تنها برای افزایش اطلاعات خواهد بود .
اما تحت چه شرایطی خواندن برای فهمیدن روی میدهد ؟
اول نابرابری ابتدایی در فهم است که نویسنده باید از نظر فهم بر خواننده برتری داشته باشد و کتابش باید دیده او را به خواننده ای که فاقد آن است ، انتقال دهد .
دوم اینکه خواننده باید بتواند تا حدی و گاهی اوقات به طور کامل بر این نابرابری غلبه کند . هرقدر این برابری بیشتر باشد ، برقراری ارتباط ساده تر خواهد بود .
ما از کسانی میتوانیم بیاموزیم که از ما بیشتر بدانند . باید آنها را بشناسیم و بدانیم که چطور باید از آن ها یاد بگیریم ...

چگونه کتاب بخوانیم / مارتیمر جی. آدلر - چارلز ون دورن


(اگر کتابی را نفهمید ) آنوقت چه میکنید ؟ میتوانید کتاب را نزد شخصی ببرید تا قسمت هایی را که نمی فهمید برای شما توضیح دهد ( این مرجع ممکن است انسان ، کتاب دیگر یا کتاب راهنما باشد ) یا ممکن است به این نتیجه برسید که موضوع کتاب به دردسرش نمی ارزد و از آن بگذرید و به دانسته های خود بسنده کنید .

در هر دو مورد ، شما آن خواندنی را که لازمه ی خواندن کتاب است انجام نداده اید .

این کار را فقط به یک شکل میتوان انجام داد . بدون هیچ کمک بیرونی و با کار کردن روی کتاب  . بدون هر نوع کمکی ، مگر تکیه به نیروی ذهن خود و با کار روی نوشته هایی که در پیش روی شما قرار دارد . به تدریج از فهمی محدود به ادراکی وسیع میرسید . با کمک تفکر و اندیشه بر روی کتاب میتوان به چنین مقام رفیعی از خواندن رسید و کتابی که درک و فهم را توسعه میدهد به چنین خواندنی نیاز دارد .

بنابراین هنر خواندن را اینچنین می توان تعریف کرد : جریانی است که فکر بدون کمک از منبع خارجی و با تمرکز روی مطالب نوشته شده با استفاده از نیروی خویش سبب ارتقاء خود شود.فکر از درک کمتر به ادراک بیشتر می رسد. اعمال مختلف و ماهرانه ای که باعث این ارتقاء می شوند هنر خواندن را تشکیل می دهند.


چگونه کتاب بخوانیم / مارتیمر جی. آدلر - چارلز ون دورن



در یک سو کتاب و در سوی دیگر عقیده شما قرار دارد . هنگام خواندن کتاب یا تمام مطالبی را که نویسنده باید بگوید می فهمید یا خیر ، در صورتی که فهمیده باشید ممکن است اطلاعاتی کسب کرده باشید والا به مقدار درک و فهم شما افزوده نشده است. اگر از اول تا آخر کتاب برای شما کاملا روشن باشد ، نظریات و عقاید شما و نویسنده یکی است ولی در دو قالب متفاوت قرار دارد.کتاب مطالبی را بیان می کند که از قبل آنها را می دانسته اید.
اکنون جانب دیگر را در نظر بگیریم ، ممکن است کتاب را اصلا نفهمیده باشید. فرض بگیریم که متوجه شده اید کتاب را اصلا نمی فهمید ، هر چند که متاسفانه کمتر این احساس در ما به وجود می آید. متوجه می شوید که کتاب دارای مطالبی بیش از آنچه شما می فهمید هست ، این کتاب ، کتابی است که فهم شما را افزایش می دهد.


چگونه کتاب بخوانیم / مارتیمر جی. آدلر - چارلز ون دورن



متوجه شدم کتاب خوندن برام تبدیل به سرگرمی شده..شاید باعث بیشتر شدن اطلاعاتم بشه اما افزایش درک قابل قبولی برام به همراه نداره..بدتر از اون این که بعد از مدتی تمام چیزهایی که خوندم از خاطرم میرفت..به طوریکه من حتی قادر نبودم 15 دقیقه در مورد کتابی که خوندم برای دیگران توضیح جالبی داشته باشم . چه برسه به استفاده از مطالب کتاب در صحبت هام..


تمام وسایلی راکه ذکر کردیم ( رادیو ، تلویزیون و ...) به شکلی درست شده اند که فکر کردن را غیر ضروری جلوه میدهند (گرچه این فقط ظاهر قضیه است)

بسته بندی و قالب ریزی افکار و نظریات و عرضه ی آنها به مردم یکی از رایجترین اموری است که امروزه توسط بهترین مغز ها انجام میگیرد. مطالب کاملا پیچیده - از بیان معانی ساده گرفته تا اطلاعات منتخب و دقیق علم آمار- برای بینندگان تلویزیون ، شنوندگان رادیو و خوانندگان مجله ها به شکلی ارائه می شود که آنها بتوانند با کمترین کوشش ، ساخت فکری خود را به وجود آورند .

اما اغلب این بسته بندی افکار چنان موثر است که بیننده ، شنونده و خواننده در ساخت ذهن خود اصلا نقشی ندارد. در عوض ، نظری که از قبل بسته بندی شده در ذهن او جای داده می شود ، مانند قرار دادن نوار کاست در ضبط صوت.

هر گاه نظر وی را جویا شویم با فشار دادن دکمه ای و عقب و جلو کردن نوار ، جواب از پیش تعیین شده را تحویل می دهد. او بدون هیچگونه فکری این کار را انجام می دهد.


چگونه کتاب بخوانیم / مارتیمر جی. آدلر - چارلز ون دورن



امروز برخی معتقدند که خواندن ضرورت پیشین را ندارد . رادیو و به خصوص تلویزیون بسیاری از وظایف چاپ را برعهده گرفته اند . دقیقا مانند حرفه ی عکاسی که وظایف دیگر هنرهای ترسیمی را تا حدود زیادی بر عهده گرفته است .

تلویزیون ، بعضی از این وظایف را مسلما به خوبی انجام میدهد . مثلا ارتباطی که انسان از طریق چشم با حوادث خبری برقرار میکند ، روی او تاثیر عمیق تری میگذارد .

قدرت رادیو در پخش خبر و صرفه جویی در وقت به هنگام انجام کارهای دیگر مانند رانندگی قابل ملاحظه است . اما شاید بتوان به صورت جدی سوال کرد که با پیدایش وسایل مدرن ارتباط جمعی ، دانش ما از دنیایی که در آن زندگی میکنیم بیشتر شده است ؟


چگونه کتاب بخوانیم / مارتیمر جی. آدلر - چارلز ون دورن