دچــآر باید بود..

چون همه وضعِ جهانِ گذران در گذر است ، مگذر از عالمِ شیدایی و شوریده سری ...

دچــآر باید بود..

چون همه وضعِ جهانِ گذران در گذر است ، مگذر از عالمِ شیدایی و شوریده سری ...

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حمید جدیدی» ثبت شده است


اینکه شمعدانی را
" جانم"

صدا میزنم ،

دست خودم نیست...

همیشه فکر می کنم که گلها را
تو بدنیا آوردی

به گلدان مریم و نرگس و یاس
یا همین بنفشه و شب بو نگاه کن!

زیبایی شان به تو رفته
تنهایی شان به من !


{ حمید جدیدی }


http://bayanbox.ir/view/8870272427422762891/SC20160615-220931.png



ارزشش را نداشت  این دنیا
همه چیز بیهوده بود
زودگذر ، پوچ و بی سرانجام ...!


دوست داشتنت اما
حسابش همیشه جداست ...


{ حمید جدیدی }


http://bayanbox.ir/view/5188694415049199672/1b64d6ad7e6d839de025411ac5784536.jpg


+غم عالم فراوان است و من یک غنچه دل دارم

چه سان در شیشه ساعت کنم ریگ بیابان را؟

(صائب تبریزی )



+تنهایی ؟

-منظورت از تنهایی چیه


+یعنی کسی تو زندگیت هست...یا تنهایی ؟

-کسی تو زندگیم هست..ولی تنهام



پسرم توی حیاط

از درخت انار بالا و پایین می رود

دخترم موهای بورش را بافته و برادرش را تشویق میکند ،

برای چیدن سرخ ترین شان...


تو  ، اما

از پشت پنجره

چه غمگین و سرد..به نقطه ای دور خیره شده ای..


شعر گاهی

شبیه واقعیت هاست

برای خانواده ای که نداشته ای

و همسری زیبا که هیچگاه از آن تو نبوده است..


دفترم را ورق میزنم

باید از تنهایی نوشت

از نداشتن ها

ولی صدای خنده ی بچه های آن سمت این دیوار کاغذی..

بی اختیار بر میگردم


{ بچه ها آهسته تر  ،مواظب دست و پاهایتان باشید وقت بازی }


پدر است دیگر

تاب نمی آورد دلش..


ولی خوب که نگاه میکنم ،کاغذ سرد و سفیدی میبینم

و زنی که در هیچ یک از سطر هایش پیدا نیست..

دوباره ورق میزنم


باید از تنهایی نوشت

از نداشتن ها

از خنده های پسری روی درخت

و دختری که فکر میکنی

هنوز مال توست..


{ حمید جدیدی }


http://s6.picofile.com/file/8214733226/1436357172418.jpg