دچــآر باید بود..

نه آرزویی دارم..نه می‌ترسم..من آزادم .

دچــآر باید بود..

نه آرزویی دارم..نه می‌ترسم..من آزادم .

۲۱۱ مطلب با موضوع «شعر» ثبت شده است


آدمی نیاز مبرم دارد

که شعر بخواند

آزاد باشد

و گاهی نیز باران ببارد !


مجری کانال سه می گوید :
القاعده ... نام کوچک مردی ست

که معتقد است  ، آدمی باید معتقد باشد !

کوه های تورا بورا
جنازه یونس
آرامش دریا
و نیاز مبرم آدمی به دروغ...!


کمی شعر بخوانید

شفا خواهید یافت ...


http://s3.picofile.com/file/8221719476/31aeeb191ad7ebf7d0dde2c843b24df1.jpg


+سید علی صالحی | کتاب شعر کتاب کوچک معصومیت و امید



نان از سفره و کلمه از کتاب،
چراغ از خانه و شکوفه از انار،

آب از پیاله و پروانه از پسین،
ترانه از کودک و تبسم از لبانمان گرفته‌اید،

با رویاهامان چه می‌کنید ؟

 
ما رویا می‌بینیم و شما دروغ می‌گویید ...

دروغ می‌گویید که این کوچه، بُن‌بست و

آن کبوترِ پَربسته، بی‌آسمان و

صبوریِ ستاره بی‌سرانجام است.


ما گهواره به دوش از خوفِ خندق و
از رودِ زمهریر خواهیم گذشت.

ما می‌دانیم آن سوی سایه‌سارِ این همه دیوار
هنوز علائمی عریان از عطر علاقه و

آواز نور و کرانه‌ی ارغوان باقی‌ست.

 

سرانجام روزی از همین روزها برمی‌گردیم
پرده‌های پوسیده‌ی پرسوال را کنار می‌زنیم

پنجره تا پنجره ... مردمان را خبر می‌دهیم
که آن سوی سایه‌سارِ این همه دیوار

باغی بزرگ از بلوغ بلبل و فهم آفتاب و
نم‌نمِ روشنِ باران باقی‌ست.


ستاره از آسمان و باران از ابر،

دیده از دریا و زمزمه از خیال،

کبوتر از کوچه و ماه از مغازله،

رود از رفتن و آب از آوازِ آینه گرفته‌اید،


با رویاهامان چه می‌کنید!

 

ما رویا می‌بینیم و شما دروغ می‌گویید ...
دروغ می‌گویید که فانوسِ خانه شکسته و

کبریتِ حادثه خاموش و

مردمان در خوابِ گریه‌اند،

ما می‌دانیم آن سوی سایه‌سارِ این همه دیوار،

روزنی روشن از رویای شبتاب و ستاره روییده است


سرانجام روزی از همین روزها

دیده‌بانانِ بوسه و رازدارانِ دریا می‌آیند

خبر از کشفِ کرانه‌ی ارغوان و

آواز نور و عطر علاقه می‌آورند.

 
حالا بگو که فرض

سایه از درخت و ری‌را از من،

خواب از مسافر و ری‌را از تو،

بوسه از باران و ری‌را از ما،
ریشه از خاک و غنچه از چراغِ نرگس گرفته‌اید،


با رویاهامان چه می‌کنید ؟


 
{ سیدعلی صالحی }


http://s6.picofile.com/file/8221717918/1423345066110298.jpg


از خنده هایت

روشَن شود دل


تنها

تویی

چراغ  ِ

منزل..


http://s3.picofile.com/file/8221349184/1434285994497.jpg


+{Nigina Amonkulova - Aftabake man }



گلی که خُم  بدادُم پیچ و تابش

به اشک دیدگانُم دادم آبش..


درین گلشن خدایا کی روا بی

گل از مو دیگری گیره گلابش ؟


{ باباطاهر }


http://s3.picofile.com/file/8220994568/1433870465912.jpg


 

به قطاری که تو را می برد
گفتم برگردد؟ گفتم نرود؟
گفتم...؟ چیزی نگفتم..

به قطاری که تو را می برد، گلایه ای نیست...
خودت سوار شدی!
حالا هم شب از نیمه گذشته است
تا ایستگاه بعدی چند سال راه است
برف بر بیابان یکدست است
و هم کوپه هایت چیزی از تو نمی فهمند!

خستگی همیشه به کوه کندن نیست
خستگی گاهی همین حسی ست
که بعد از هزار بار یک حرف را به کسی زدن، داری
وقتی نشنیده است

وقتی سوار شده است..


{ مهدیه لطیفی }


http://s6.picofile.com/file/8220803392/22418490003177815553.jpg

جدی..آ..به صورتت که نگاه میکنم با خودم میگم من چیه این صورت اون همه دوست داشتم ؟
همون موقع شم یه چیز بیشتر ازت نخواستم..گفتی میخوام برم..گف..تی..اینطوری بهتره..
گفتم باشه..برو..عیب نداره..ولی هیچوقت ازم نخواه که برگردی...یادته ؟

+همین یک ساعت پیش..سینا آذین..


نصیحتگوی را از من  ، بگو ای خواجه دم درکش..

چو سیل از سر گذشت آن را..چه می‌ترسانی از باران ؟


{ سعدی }


+ { تریوله - چشم مست }




می‌آمیزم‌ سیاهی‌ شب‌ را
با سفیدی‌ روز

ـ که‌ خود عصاره‌ی‌ رنگین‌کمان‌ است‌! ـ

تا خاکستری‌ را برگزینم‌

برای‌ ترسیم آسمان سرزمین خویش!


بر حاشیه‌ی‌ سوری‌ِ بوم‌
شن‌زاری‌ تفته‌ را نقاشی‌ می‌کنم‌

با سرچشمه‌ای‌ که‌ خواب‌گاه اژدهاست!

خورشیدی‌ قراضه را پرچ‌ می‌کنم‌ بر آسمان‌
با عبور تاریک‌ کلاغان‌ در حاشیه‌ وُ

خبرکشان‌ِ مرده‌ به‌ تازیانه‌ی‌ باد...


این‌جا ایران‌ است‌
و من‌

تو را دوست می‌دارم!


  { یغما گلرویی }



http://s3.picofile.com/file/8220433300/1439335663594.jpg


+من وارث تمام بردگان جهانم! - یغما گلرویی..



از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران...

رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران


ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی

تو بمان و دگران ، وای به حال دگران !


{ شهریار }


http://s3.picofile.com/file/8219688350/1443914758680.jpg


+ { اهورا ایمان - پروانه بر پیراهن }



تو حق نداری

عاشقِ کسی بمانی که سالهاست رفته..

تو ، مالِ کسی نیستی که نیست..

تو حق نداری اسمِ دردهای مزمنت را

عشق بگذاری...


می‌توانی مدیونِ زخم‌هایت باشی

اما محتاجِ آنکه زخمیَت کرده ، نه !


دست بردار از این افسانه‌های بی‌ سر و ته
که به نامِ عشق
فرصتِ عشق را از تو می‌گیرد

آنکه تو را ، زخمیِ خود می‌خواهد

آدمِ تو نیست ، آدم نیست !


و تو سال هاست

حوای بی آدمی تنها ، حواست نیست....


{ افشین یداللهی }


http://s6.picofile.com/file/8219503442/1435758318558.jpg


+خیلی ها فکر میکنند شاعرانه ست..یا اسمشو وفاداری میذارن..اما درحقیقت چیزی جز حماقت نیست موندن پای کسی که رفته..چیزی که یکبار اتفاق می افته عشق نیست..زندگی ـه..



هر که سودای تو دارد چه غم از هر که جهانش..

نگران تو چه اندیشه و بیم از دگرانـش ؟


آن پی مهر تو گیرد که نگیرد پی خویشش

وان سر وصل تو دارد که ندارد غم  ِ جانش..


{ سعدی }


http://s3.picofile.com/file/8219299850/ef172b69a3b63f68197fddfc55c89f15.jpg


( Rome & Juliet  (1996  +



شهری که منــــم، رو به تــو آغوش گشوده است

هر رهگذری در خـــور  ِ دروازه ی من نــیست  !


{ علیرضا بدیع }


http://s6.picofile.com/file/8219113442/userupload_2013_20185274711440174541_3562.jpg



ای جان پیش از جان ها ، وی کان پیش از کان ها 

ای آن بیش از آن ها ، ای آن من ، اِی آن من ... 


{ مولانا }


http://s6.picofile.com/file/8218783818/userupload_2013_20893960321436983813_5995.jpg


بین ما چیزی نبود

که حالا

این پاییزی که تنهاترم میکند را ،

به تو نسبت دهم !


به آبان که رسیدی ،

یک نخ سیگار آتش بزن

و رو به پنجره ،

برای خورشید دم غروب ،

از دختری با موهای قرمزش بگو..

که هرگز نبود !


{ آزاده بخشی }


http://s6.picofile.com/file/8218777200/b1544c86a58d6028ae61aef1b4418930.jpg



در همهمه ی اتوبوس دانشگاه

زمزمه میکنم

دوست دارمت..

میدانم ، تیری در تاریکیست

اما خدا را چه دیدی ؟

شاید

به گوش ات خورد..


لـذتـی هستـی کــه با پوشـش دوچنـدان می شوی

مـــ))ــآه ِ من وقتی که پشت ابر پنهان میشوی..


دامنه تا قله از پیراهنـت پوشیده است

چه صعود مشکلی وقتی زمستان میشوی !


{ حسن حسن پور }


http://s3.picofile.com/file/8217583584/1435462551101.jpg


+ساعت شماطه دار  - حسن حسن پور



دیدن شیرین رخی در راه می چسبد عجیب

لب نهادن بر لبی گمراه می چسبد عجیب...


دیدنت ، بوییدنت ، احساس خوب عاشقی

بعد مدتها جدایی ، آه می چسبد عجیب...


{ رضا وطن دوست }


http://s3.picofile.com/file/8217246676/1441841559981.jpg


+ادامه ی غزل حسین وطن خواه عزیز در ادامه مطلب.

++ عکس از صفحه ی اینستا گرام hadissbgh




گر دلنوازی میکنی ، آهنگ ویرانی چرا ؟

ورشعله بازی میکنی با مصلحت دانی چرا؟


هر دم به رنگی نو به نو ، برجان نهی داس درو

کشتی بکش رفتی برو ، این گربه رقصانی چرا؟


{ شاعر ؟ }


+ {Nigina Amonkulova - Dilnavoz}



آزاد بودن سهم میدانی ست در شهر

این ها همه در حرف شاید ساده باشد


سخت است که دست و دهانت را ببندند

و پیش چشمت میهنت افتاده باشد..


{ سید علی رضایی }


http://s6.picofile.com/file/8206913776/userupload_2013_15676219851431666523_1429.jpg


+  شعر کامل در ادامه مطلب..


باید که صادقانه تو را سمتِ خـود کشید..

یا حقه های ِ تازه تــــری را سوار کرد؟


{ انسیه آرزومندی }


http://s6.picofile.com/file/8216324792/f65803c62847d6f188e79dfb0bbc25b0.jpg


پیـش از آنــی کــه بخواهــی از کــنارت مـی‌روم...

 تـا بدانی عـذر ما را خـواستـن کــار تو نیست ! 


    { کاظم بهمنی }

 

http://s6.picofile.com/file/8202825518/xOUKefRhTV.png