دچــآر باید بود..

لبخندی کم رمق..

دچــآر باید بود..

لبخندی کم رمق..

۲۴۱ مطلب با موضوع «شعر» ثبت شده است



از کــوی می فروشان ، جایی کجا توان رفت..

کآنجــا غم  ِ جهان را ، خاکی به سر توان کرد ؟



{ فروغی بسطامی }



http://s7.picofile.com/file/8235319076/744368_949.jpg


+ { علی زندوکیلی - رفتی }



تار و پود این دریا بهم پیوسته است

میزند بر هم جهان را ، هر که یک دل بشکند..


{ صائب تبریزی }


+نگاه عرفانی این کلیپ حتی با پیش زمینه طنز و به شوخی گرفتن همه چیز خیلی زیباست ..گاهی اوقات بهتره که به مفهوم اصلی توجه کنیم و زیبایی ها رو بببنیمو جزئیاتی که باهاشون موافقم نیستیم کنار بگذاریم..و این شاید باعث بشه طوری دیگه ای به خودمون و دنیامون نگاه کنیم..

the egg



قــامت افراختــه می رفـت و به شوخی میگفـت..


که بتـی چهــره نیفروخـت به زیبایـی ما !



{ فروغی بسطامی }




http://s7.picofile.com/file/8235027168/1435975056127.jpg



برای ِ دسـت ِ گرمت را گرفتــن فرصــت خوبــی ست..


از این رو دوســت دارم سردی ِ فصل زمستان را  !



{ بهمن صباغ زاده }




http://s3.picofile.com/file/8232091892/userupload_2013_18360443851451828490_8395.jpg


+{David Osborne - Time In A Bottle Piano Man Concerto }



+ به نظر من هر پسری وظیفه داره برای بدست آوردن دختر مورد علاقش با عشق.. با تمام وجود تلاش کنه !

- وظیفه ی دختر خانم ها چیه ؟

+با عشق به انتظار بنشینند !


...


ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید..

هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند !

{ حافظ }




این تـــرم اول اسـت که با عاشقــی گذشت..


مشــروط هم شدیم به لطــف نگار جـان !



{ عاشق مشروطی }



http://s6.picofile.com/file/8234034092/userupload_2013_19991455871430376370_6234.jpg



بیمـار خنــده هـای توام بیشتـر بخنـد

خورشیــد آرزوی منـی گــرم تر بتـاب...


{ فریدون مشیری }



http://s7.picofile.com/file/8233668634/924483_748944915237896_181287346_n.jpg


+ { سوته دلان - احمدرضا نبی زاده }




یک صبحدم به طرف گلستان گذشته‌ای

 شبنم هنوز بر رخ گل آب می‌زند!


{ صائب تبریزی }


http://s6.picofile.com/file/8233361468/1435520761127.jpg


گفتنی نیست، ولی بی تو کمـآکان در من

نفسی هست، دلی هست، ولی جانی نیست...


{ محمد عزیزی }


http://s6.picofile.com/file/8232090434/7c6c023570c189023fb5abbb89b141c4.jpg


+{ بهانه - لیلا فروهر }



اگر این بار به من حسِ غزل دست دهد
باید آن را بکُشم در دل وُ سرکوب کنم

منطقی تر شوم وُ روحیه ی عاصی را
زود تغییر دهم ، پیش تو محبوب کنم...


به خودم آمده ام شعر برایم سم است

آشپزخانه ،همین گاز وُ سماور کافیست

کمکم کن نروم توی خیالات خودم
تا توجه به تو وُ سفره ی مطلوب کنم !


روش زندگی ام سنتی وُ ساده شود
آب و جارو بزنم ،پنجره را پاک کنم

روزها حُجب وُ حیا پیشه کنم، نیمه ی شب
پُرنو استار شوم حال تو را خوب کنم !


عادتم لای نفسهات بیفتد به عقب
هوسِ شور کنم، تا که پسر دار شویم

دردم از حد که گذشت و نفسم بند آمد
صحبت از جنس تو وُ نطفه ی مرغوب کنم


به خودم آمده ام شعر برایم سم است
زن شدم تا که بشویم،بپزم ، درک کنم !

کمکم کن که به جای هیجان های عبث
فکر انگشتر سنگینِ طلاکوب کنم..


نروم توی خودم دل به همین خانه دهم
دل به شلاق و لباس شبِ توی کُمدم

جای این قافیه بازی وُ به خود زخم زدن
با تو دعوا سر زن بازی و مشروب کنم


شاعری خانگی ام ، ساکت وُ اندوه پرست
باید این ثانیه را روی ورق ثبت کنم

اعترافات مرا پای حماقت مگُذار
وَ مجوز بده بی واهمه مکتوب کنم...



{ صنم نافع }




http://s6.picofile.com/file/8231628200/1441213294843.jpg


+عکس ، زهرا خرمی




دلم گرفته است

دلم گرفته است

به ایوان می روم و انگشتانم را

بر پوست ِ کشیده ی شب می کشم

چراغ های رابطه تاریکند

چراغ های رابطه تاریکند

دیگر کسی مرا به آفتاب

معرفی نخواهد کرد


دیگر کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد

پرواز را به خاطر بسپار

پرنده مُردنی است...


{ فروغ فرخزاد }



http://s3.picofile.com/file/8230572968/24595_985.jpg


 + { دلم گرفته است - فریدون فرخزاد }

این آهنگ فریدون فرخزاد را  بسیار دوست می دارم چون به گمانم آهنگی است که دست ِ کم من شبیه آن را در آهنگهای فارسی نشنیده ام . شعر ِ فروغ یک مونولوگ ِ کوتاه جاودانه است، اما فریدون فرخزاد آن را نمی خواند بلکه از نگاه ِ من آن را مانند بازیگر  ِ یک نمایش، می خواند و بازی می کند .
 گویی او با واژگان این شعر یک نمایش یک نفره بازی می کند .کافی است به تکرار ِ چندباره ی "دلم گرفته است" گوش کنید تا ببینید که فریدون فرخزاد چگونه با چندین حس ِ گوناگون آن را می خواند ، با حس ِ ترس ، نگرانی ، نا اُمیدی ، بیتابی ، پریشانی و تشویش ، بغض ، نیشخند و ...  و بی گمان این حس ها که همه در این آهنگ از گلوی فریدون فرخزاد شنیده می شود  ،  همان احساس ها ، همان شناخت هایی است که از خواهرش داشته است و تمام این دریافت ها و تمام آن خاطره ها با فروغ را با این آهنگ جاودانه کرده است .
آهنگ و سازآرایی (تنظیم) آن بسیار زیباست و مُدرن و بی مرز  و هم احساس با شعر فروغ و صدای فریدون فرخزاد . و گذشته از تک جمله ی "دلم گرفته است" ...

آنچه این آهنگ را برایم جاودانه می کند لحن ِ فریدون فرخزاد است آنجا که می خواند : به ایوان می روم و انگشتانم را بر پوست ِ کشیده ی شب می کشم و سپس آن فریاد ِ بلند و مردانه اش را که : پرواز را به خاطر بسپار ...





به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد

به جویبار که در من جاری بود

به ابرها که فکرهای طویلم بودند

به رشد دردناک سپیدارهای باغ که با من

از فصل های خشک گذر می کردند


به دسته های کلاغان

که عطر مزرعه های شبانه را

برای من به هدیه می آوردند

به مادرم که در آینه زندگی می کرد

و شکل پیری من بود


و به زمین که شهوت تکرار من درون ملتهبش را

از تخمه های سبز می انباشت

سلامی دوباره خواهم داد..


می آیم می آیم می آیم

با گیسویم : ادامه بوهای زیر خاک

با چشمهایم : تجربه های غلیظ تاریکی

با بوته ها که چیده ام از بیشه های آن سوی دیوار

می آیم می آیم می آیم

و آستانه پر از عشق می شود

و من در آستانه به آنها که دوست می دارند

و دختری که هنوز آنجا

در آستانه پرعشق ایستاده سلامی دوباره خواهم داد..



{ فروغ فرخزاد }



http://s3.picofile.com/file/8230572900/%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%BA_%D9%81%D8%B1%D8%AE_%D8%B2%D8%A7%D8%AF3_520x245.jpg



همه کارم ز خود کـــامـی به بدنامی کشید آخر...

نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفل‌ ها؟

 

{ حافظ }

 

http://s6.picofile.com/file/8197126234/bread.jpg



اگر هرکس را این اختیار بود که با تمام قلبش پیشه ای انتخاب کند، بدون هیچ شکی دیکتاتور میشدم...

آنوقت، وادارت میکردم، که با تمام قلبت دوستم داشته باشی !



http://s3.picofile.com/file/8230133192/635272351903423253.jpg


+همیشه هیتلر تحسین کردم ، نه به خاطر کارهایی که انجام داد ،که  به خاطر اراده ی انجامشون ..



بـس که دلتنگـم اگر گریه کنم میگـوینـد
قطــره ای قصـد نشـان دادن دریــا دارد..


 { فاضل نظری }


http://s6.picofile.com/file/8230031142/userupload_2013_9571109641417118727_3946.jpg


+اقلّیت - فاضل نظری

+ { Andy Williams-Love Is Blue }

 

دل ِ تنها

به چه شوقی


پی ِ یلدا برود ؟


 { یغما گلرویی }



http://s6.picofile.com/file/8228980750/i1qygf3z440j7ay4e8.jpg


+ { Andy williams - Love Story } 



دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی فایده کردند یکی آن که اندوخت و نخورد و دیگر آن که آموخت و نکرد..


علم چندان که بیشتر خوانی ، چون عمل در تو نیست نادانی..


+گلستان سعدی | باب هشتم در آداب صحبت

++آموختم و نکردم..رنج بیهوده بردم..



 چه قدر خسته ام

از " چرا ؟ " از " چگونه ! "


خسته ام از سؤال های سخت

پاسخ های پیچیده..

از کلمات سنگین
فکرهای عمیق

پیچ های تند

نشانه های با معنا، بی معنا..


دلم تنگ می شود گاهی،

برای یک «دوستت دارم» ساده

دو «فنجان قهوه ی داغ»

سه «روز» تعطیلی در زمستان

چهار «خنده ی» بلند

و پنج «انگشت» دوست داشتنی!


 { مصطفی مستور }



http://s3.picofile.com/file/8226194150/1443914920267.jpg




تو کز خاموشی ام فهمی نداری..

چه خواهی فهم کردن از کلامم ؟


{ دکتر شفیعی کدکنی }


http://s6.picofile.com/file/8225999134/1443008482821.jpg


مرا چو وقف خرابات خویش کردستی

توام خراب کنی ،هم تو باشی ام معمار..


{ مولانا }


http://s3.picofile.com/file/8225471542/1438301109188.jpg