دچــآر باید بود..

حدیث جان مگو با نقش دیوار

دچــآر باید بود..

حدیث جان مگو با نقش دیوار

حدیث جان مگو با نقش دیوار

جمعه, ۲ آذر ۱۳۹۷، ۱۱:۵۵ ب.ظ


گاهی وقتی دلم می‌خواد جمله‌ یا رهنمودی ملکه ذهنم بشه و در زندگیم ورود کنه میام این بالا و جلو چشمم می‌نویسمش.
جمله فعلی...مصرعی از حافظه. بیت کامل اینه: "به مستوران مگو اسرار مستی/ حدیث جان مگو با نقش دیوار" اگه بخوام یکی از بزرگترین پشیمونی‌ها و حسرت‌های زندگیم رو بنویسم همینه. اشتباهی که در گذشته انجام می‌دادم. حدیث جان گفتن با نااهلان، گیریم در حد یک جمله.
برای هرکسی ممکنه رخ داده باشه. تقسیم وجود و سرگذشتت با انسانی که شایسته اون حضور نبوده.
حالا اون آدم‌ چیزی از تو داره که نباید داشته باشه. تو از خودت چیزی در دست اون داری که درک ناشده، به دور انداخته شده. حالا دور از دسترس توئه و اگه صادق باشیم برای همیشه گم شده و از دست رفته. بخشی از وجود تو برای همیشه گم شده.
آشنا گرفتن ِ یک غریبه ِ دور، گناه نابخشودنیه. شاید میزان اهمیت همین حرف هم برای غریبه‌ها غیرقابل درک باشه.


  • موافقین ۶ مخالفین ۰
  • جمعه, ۲ آذر ۱۳۹۷، ۱۱:۵۵ ب.ظ
  • Mohammad Mahdi ..

نظرات  (۴)

ولی خیلی وقتا با شــِر کردن همین حدیث جان هاست که اهل و نااهل رو میشه تمیز داد و  وای اگه بین اون همه نااهل یه اهل کشف کنی برا خودت...یعنی گاهی چاره ای هم نیست جز این...مگه اینکه منتظر بمونی کشف شی!
پاسخ:
حرفتون خیلی درسته به نظرم‌. منظور اینه که همیشه هزینه و هدر رفتی وجود داره. همیشه زخم و حرمانی هست‌. نمیشه کامل موند و باید این رو پذیرفت. 
و اینکه گمون نمیکنم بدون سیگنال یا درخشش، کشف شدنی وجود داشته باشه. باید رنج منفعل نبودن و از دست دادنو انتخاب کرد. میون همین آزمون و خطاهاست که رشد می‌کنی و قدرت تشخیص لازمو پیدا میکنی. بخش‌های باقی‌مونده وجودت پخته تر و سخت‌گیرتر میشن و در نهایت اون جان ِ آشنا رو میبینی. مسئله همیشه دیدنه، نه پیدا کردن.
  • اجاره سوئیت مبله در تهران
  • چقدر این مطلب شبیه حرف دل من بود ...
    انقدر از این اشتباهات کردم که گاهی فکر که می کنم می بینم چقدر از خودمو هدر دادم :(
    با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی ...
    سر اسمش روشه ... وقتی به کسی گفتی دیگه سر نیس ...
    ___________________________
    اجاره سوئیت مبله در تهران
    https://eskanbama.com

    سلام

    خوبین؟

    نمی دونم چرا اهمیت بعضی چیزا رو تا تجربه نکردی، نمی فهمی. می شنوی ولی نمی فهمی!

    چه خوب نوشتین:"اون آدم‌ چیزی از تو داره که نباید داشته باشه. تو از خودت چیزی در دست اون داری که درک ناشده".

    برا من به کرات اتفاق افتاده بود. علیرغم دقتم بازم، بعضا اتفاق می افته. این رفتار به نظرم بر میگرده به "همه خویشتن پنداری" ما. عدم تشخیص ما. کمبودهای عاطفی ما. میل به تعریف و تمجید از ما. تربیت خونوادگی ما. اعتماد و خیلی مولفه های دیگه.

    ما یاد نگرفتیم که تو زندگیمون خودمون هسته هستیم و تو دوایر این هسته باید تشخیص بدیم کی رو تو حلقه اول بذاریم و کی رو تو آخرین حلقه. ما نمی فهمیم که صرف فامیل بودن، همکار یا همکلاس بودن، هم مسیر بودن... عموما معنیش این نیست که تو حلقه اول ما باشن. چون نمی فهمیم عذاب می کشیم و روابطمون بی معنی میشه با احساس حماقت معمولا که چرا کردم، چرا گفتم و نهایتش همیشه ناراحتیم و از خودمون خجل.

    تو پست های قبلی تون نوشته بودین از بودا که خاموشی متفاوت از سکوته. برا خاموشی شعور میخواد و دانش و رسیدن به این خاموشی برا من که خیلی سخته.

    ........................

    تو پست قبلی از هنر نوشتین. هنر و حتی دانشی که نتونه باری از دوش مردم برداره دیگه هنر نیست. ابزار هست در دست ظلم و تعدی. مثل تریاکی که رخوت میاره و سستی و چه بدبختیم ما که ترجیح میدیم نفهمیم.

    همیشه از پست هاتون لذت بردم.  

    متشکرم

    پاسخ:
    سلام
    متشکرم. خوبم. شما خوبید؟

    سعدی‌ست که فرموده: همه از دست غیر ناله کنند/ سعدی از دست خویشتن فریاد

    بله دقیقا همین حرف که : " تو دوایر این هسته باید تشخیص بدیم کی رو تو حلقه اول بذاریم و کی رو تو آخرین حلقه."

    قدرت تشخیص نداریم. به خاطر آگاهی و تجربه کم.

    خواهش می‌کنم. ممنون از بیان نظرتون.
  • هالی هیمنه
  • با این وصف آدم ترجیح می‌ده تنها سکوت کنه، شایدم برای همیشه و هر کسی. خیلی عذاب‌دهنده‌ست.
    پاسخ:
    فکر نمیکنم نتیجه گیری منطقی‌ای باشه...قضاوت پیش از موعده. ناامیدیه پیش از تلاشه. دست کشیدنی، پیش از، ازدست دادنه. 
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی