دچــآر باید بود..

حدیث جان مگو با نقش دیوار

دچــآر باید بود..

حدیث جان مگو با نقش دیوار

پشت پرده ریاکاری...

شنبه, ۷ مهر ۱۳۹۷، ۰۷:۰۷ ب.ظ


کتابی می‌خوانم به نام «پشت پرده ریاکاری». در این کتاب نوشته شده که «قفل» برای این روی در قرار داده شده که آدم درستکار را درستکار نگه دارد. یک درصد از مردم ریاکار و دزد هستند، اینها به‌دنبال بازکردن قفل‌ها و دستبرد به خانه‌ها هستند. یک درصد از مردم نیز همیشه درستکار هستند و تحت هیچ شرایطی ریاکاری نمی‌کنند. باقی 98 درصد مردم تا زمانی درستکارند که همه چیز درست باشد. یعنی اگر شرایط به نحوی رقم بخورد که آنها به حد کافی وسوسه شوند ممکن است دست به خطا بزنند. 

معمولاً قفل‌ها برای جلوگیری از نفوذ دزدان و ریاکاران روی در نصب نمی‌شود، چون دزدها بلد هستند که چگونه قفل‌ها را باز کنند، قفل‌ها برای حفاظت از مردم نسبتاً درستکار هستند تا آنها به قدر کافی وسوسه نشوند و درستکار باقی بمانند.

یعنی (تقریباً) تمام آدم‌ها پتانسیل کج‌روی را دارند اما قیمت هر کسی با دیگری فرق دارد و آستانه وسوسه هر کسی با دیگر تفاوت دارد.

از منظر اجتماعی نویسنده در کتاب «پشت پرده ریاکاری» آزمایش جالبی انجام داده است. او در یک رستوران به عده‌ای از مشتریان چند سؤال می‌دهد تا آنها در ازای گرفتن 5 دلار به این سؤالات پاسخ دهند، اما هنگام دادن پول به جای 5 دلار 9 دلار می‌دهد و به گونه‌ای تظاهر می‌کند حواسش نیست و اشتباهاً 9 دلار داده است. برخی ازمشتریان صادقانه 4 دلار اضافه را برمی گردانند اما عده‌ای هم به روی خود نیاورده و 9 دلار را در جیب می‌گذارند و رستوران را ترک می‌کنند.

در آزمایش دیگری همین کار تکرار می‌شود با این تفاوت که نویسنده در هنگام گفت‌و‌گو با مشتریان، تلفن همراهش زنگ می‌خورد و چند دقیقه‌ای با تلفن صحبت می‌کند و در انتها از مشتری برای اینکه وسط گفت‌و‌گو با آنها، به تلفن همراهش جواب داده عذرخواهی نمی‌کند. در این آزمایش تعداد کسانی که 4 دلار اضافه را برمی‌گردانند کمتر از آزمایش اول است.

نویسنده این‌گونه نتیجه می‌گیرد که وقتی مشتریان احساس می‌کنند نویسنده وقت آنها را بدون عذرخواهی گرفته، درصدد انتقام بر آمده و پول بیشتری که اشتباهاً نویسنده به آنها داده را باز نمی‌گردانند. این آزمایش حاوی نکته جالبی است که می‌توان از آن برای توجیه اینکه چرا در جهان آمار بالایی از ریاکاری و دزدی وجود دارد، استفاده کرد. در واقع هریک از مردم زمانی که حس می‌کنند به آنها از سوی جامعه ظلم می‌شود یا حق آنها در جایی خورده می‌شود، هرجا که دستشان برسد سعی خواهند کرد تا با ریاکاری و دزدی این حق خورده شده را جبران کنند!

در واقع این سطح از دزدی و ریاکاری در همه جوامع به نوع تعامل حکومت‌ها با مردم بازمی‌گردد. می‌توان نتیجه گرفت که رفتار دولت‌ها بشدت روی شکل‌گیری اخلاق در جامعه تأثیرگذار بوده و به‌سادگی می‌تواند مرزهای اخلاق را جابه‌جا کند. بنابراین قانونگذار باید در وضع قوانین، قوه مجریه در اجرا و سیستم قضایی در قضاوت، منافع لایه‌ها و طبقات اجتماعی مختلف را مورد نظر قرار دهد تا احساس مورد ظلم واقع شدن در میان هیچ کدام از اقشار جامعه احساس نشود، با این کار اخلاق‌مداری در جامعه پررنگ می‌شود؛ اما در صورتی که الگوهای رفتاری حاکمیت به شکلی باشد که مردم احساس ظلم کنند، مردم خود را محق به نادیده گرفتن هنجارهای اخلاقی خواهند دانست و ریاکاری در جامعه پررنگ شده و بعد از یک دوره زمانی از اخلاق تنها نامی باقی می‌ماند.


+داود قرایلو

  • موافقین ۷ مخالفین ۰
  • شنبه, ۷ مهر ۱۳۹۷، ۰۷:۰۷ ب.ظ
  • Mohammad Mahdi ..

نظرات  (۸)

مردم به دولتمردانشون شبیه ترن تا به پدرانشون
نهج البلاغه

سلام

ممنون که با دقت خوندین. چقدر خوبه که با تبادل نظر و محترمانه همدیگه رو کامل می کنیم.

زین دو هزاران من و ما، ای عجبا من چه منم؟

- هنوزم دوست دارم فیلم ببینم ولی برنامه ریزیم زیاد دست خودم نیست. الان دارم میخونم برا آزمون سال بعد وکالت ان شاالله.

برا فیلم مزاحمتون میشم. فیلم هایی که معرفی کردین بی تعارف عالی بودن هر چند من از درک بعضی رفتارهاشون عاجز بودم.

پاسخ:
سلام..
مصرع قشنگی بود. امیدوارم تو آزمون‌تون موفق باشید. 

سلام

از وقتی یادم میاد همیشه تو زندگیم کلی چرا داشتم و اغلب در زمینه علوم انسانی. شمام آدمی هستین که بیشتر زندگیتون چراست ولی نوع رسیدن من و شما به سوالاتمون متفاوته. زندگی شما فیلسوف واره و گاها حس میکنم چیزی به عنوان بدیهیات در زندگی شما وجود نداره. یعنی حتی به بدیهیات شک میکنین. تو علم منطق ما میگیم شک اگر با تعقل همراه باشه مقدمه یقین هست و به نظرم شما چند سال بعد میتونین یه نیچه باشین. خیلی ها از تجربیات، تفکرات و راهکارهاتون استفاده می کنن ولی نمی دونم خودتون به آرامش می رسین یا نه. من ولی برا شناخت و تربیت روحم تو مسیر ساده تری بودم. من برا سوالاتم هر گزینه ای که عقلم تو اون لحظه تائید کرده قبول کردم بدون هیچ سوال دیگه. خیلی وقتا بعد مدتی دیدم انتخابم اشتباه بوده ولی خودم رو سرزنش نکردم چون به این باور رسیدم که به همه چی نمیشه احاطه داشت و انسان ممکن الخطاست. مهم اینه که در لحظه تصمیم تشخیص بدی که درست ترین و مفیدترین کار چیه. البته یه سری اصول هم برا خودم داشتم، مثلا از بچگی از دروغ بدم میومد یا از بچگی مغرور بودم و اگه کسی تو بازی راهم نمی داد یا یارکشی میکردم یا کتاب میخوندم یا تنهایی بازی میکردم و بلاخره یکی میومد سمتم ولی خودم اهل منت کشی نبودم. بزرگتر که شدم دیدم عجیبه از خیلی چیزا که من بدم میاد یه چیزی داریم که اونم بدش میاد و بعضا چیزایی که دوست دارم اونم دوست داره. اون "دین" بود. نمیدونین چه مسیری طی کردم تا بفهمم تکلیفم با این دین یا در مقابل این دین چیه. این همه رو نوشتم تا بگم من با همچین پشتوانه ای استخدام شدم. اوایل در نوع روابطم خیلی اشتباه می کردم. مثلا پشت سر همکاری حرفی می زدم و عواقبش جالب نبود. بعدها سعی کردم بفهمم چرا دین تاکید کرده بر "عدم غیبت" نتیجه شیرین و مهم بود. از نظر روانشناسی پشت سر کسی حرف زدن نشانه ضعف شخصیت و ترسه. پس من این ضعف رو اصلاح می کنم. بعدها تجربیات متفاوتم نشون داد معنی دین اراده بر اصلاح انسانه. میخوام یه مثال دیگه بزنم. دین در خصوص ازدواج برا پسرا و دخترا دو توصیه متفاوت داره. برا دختر تاکید میکنه در امر ازدواج اصل ایمان پسر هست نه دارایی و ثروت و برا پسر تاکید میکنه بپرهیز از دختر زیبا در خانواده بد. ببینید این توصیه برا هر دو طرف دلیل عقلی و روانشناختی داره. دین فطرت انسان رو می شناسه و ضعف دختر رو در تجملات می بینه و ضعف پسر رو در قیافه. این پشتوانه برا من بعد استخدام و حضور رسمی در اجتماع قوی تر شد. در سازمان بزرگترین مشکل ما این هست. همکارا اکثرا به هیچ باوری وصل نیستن. به همین خاطر با دیدن کوچکترین بی عدالتی تخلف می کنن. در حالیکه عقل و دینی که با هم برابر شدن میگن جواب بی عدالتی رفتار مشابه یا تخلف نیست بلکه اصلاح فساد هست. شرایط مشابه برا من نتایج متفاوت داشت. الحمدالله من به زکام فساد گرفتار نشدم و صدام رساست اگرچه در سازمان خیلی تنهام ولی دوستایی هم در این مسیر دارم که هم ازشون درس می گیرم هم انرژی. دوستایی که برا صداقت و تعقلشون نهایتی نیست.

ببخشید اگه خسته شدین.    

پاسخ:
سلام.
ممنون که با حوصله جواب دادید. خسته نشدم...و با دقت خوندمش.

سلام

ببخشید از خستگی دارم بیهوش میشم. به رسم ادب الان اومدم. فردا ان شالله می نویسم براتون. متشکرم که میخونین و می نویسین.

شبتون به خیر

پاسخ:
سلام.
خسته نباشید. لبخند.
شب شما هم بخیر.

سلام

الحمدالله خوبم و زیادی مشغول.

کاش تو مطالعه اندازه شما عاشق و پیگیر و عمیق و با برنامه بودم.

ریاکاری رو برا خیلی از دوستام ایمیل کردم و برا خیلی ها رفتم بالا منبر! شنیدین بوعلی سینا "ما بعد الطبیعه" رو چهل بار خونده بود و حفظ شده بود ولی نفهمیده بود تا اینکه شرح فارابی رو اتفاقی به دست میاره و چه لذتی می بره از خوندن و کلی شکرانه میده؟ حالا حکایت من بود تو سیستم سازمانمون. دقیقا هشت ساله تو سازمان با یه سوال بزرگ مواجه بودم که این پرسنل تا قبل از 89 همه صادق، نوع دوست، اهل مطالعه، ساده و بی آلایش، سخاوتنمد، قانونمدار، دل رحم، با برنامه و هدفمند، قانع و با انگیزه بودن و در طی این هشت سال همون پرسنل شدن متظاهر، متخلف، دزد، اهل رشوه و زیرمیزی، زیراب زن، دلمرده و بی رحم، بی انگیزه و تنبل و پر توقع و از کار در رو و حسود و بی برنامه و خائن به سیستم و چپاولگر. هشت سال این موضوع اذیتم کرد که چرا؟؟؟ هشت سال برام سوال بود که شخصیت واقعی این همکارا کدوم یکی بود؟ تنها جوابم این حدیث حضرت پیامبر(ص) بود که "الناس علی دین ملوکهم" (مردم بر دین پادشاهنشون هستن) یعنی اگه مسئول فاسد باشه شک نکن که زیردست هم فاسد میشه. این پست رو حداقل بیست بار خوندم. "اخلاق زمانی به قهقرا میره و فاسد میشه که مردم احساس کنن در حقشون اجحاف و ظلم میشه".

چقدر خوبین شما. خیلی خیلی ممنون و متشکرم ازتون. 

پاسخ:
سلام‌. شکر که خوبید‌. مشغول بودن هم اگه از جنس کار و فعالیت اجتماعی باشه به نظرم خیلی خوبه :)

چه نمونه ای پیش چشمتون داشتید. جالبه برام بدونم شرایط مشابه با همکارانتون چه تاثیری رو شما گذاشته؟ و اگر نتایجتون متفاوت بوده چه دلیلی پشتش میبینید؟

خواهش میکنم. کاری نکردم :)

+دیگه وقت نمی کنید فیلم ببینید؟

سلام

خوبین؟

با این پست جواب یکی از یزرگترین سوالاتم رو دادین.

پاسخ:
سلام. خوبم. شما خوبین؟
  • هانی هستم
  • به همین سادگی حکومت رفتار مردم رو شکل میده! ترسناکه!
  • هالی هیمنه
  • تنها میشه گفت: چقدر وحشتناک!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی