دچــآر باید بود..

حدیث جان مگو با نقش دیوار

دچــآر باید بود..

حدیث جان مگو با نقش دیوار


شرزین: آه، شیخ ریشِ ریا درآمده. روزگاری سخن از خرد گفتم، دندانم شکستید، و امروز در پی لقمه‌ای قلم می‌تراشم، می‌شکنید. چه بنایی می‌خواستم برآورم در این ویرانه، و چنان کردید که بر پای خویش ایستادن نتوانم، و هر دم در ظلماتِ خندقی یا چاهی فرو می‌افتم؛ و از درد، اندیشه فراموش کرده‌ام.
دندانم کندند تا نگویم، و چشمم تا نبینم، اما پا را وانهاده‌اند که ترک وطن کنم. یعنی که در این شهر جای خرد نیست.

+طومار شیخ شرزین | بهرام بیضایی

  • موافقین ۹ مخالفین ۰
  • چهارشنبه, ۱۳ دی ۱۳۹۶، ۰۴:۵۷ ب.ظ
  • Mohammad Mahdi ..

نظرات  (۶)

  • پـــــر ی
  • اوهوم. با همه روزای ما
  • فاطمه سروری
  • از کجا میدونستید جسارتا ؟!!
    پاسخ:
    نمیدونم. همینطوری به ذهنم اومد.
  • پـــــر ی
  • چه تناسبی با این روزها داره
    پاسخ:
    با همه ی روزهای ما..
  • ف.ع ‏ ‏‏ ‏
  • یعنی که در این شهر جای خرد نیست یا بهتره بگیم خرد رو نمیخوان و با رفتن خرد به راحتی صورت مسئله پاک میشه... 
    پاسخ:
    بله همیشه پاک کردند...
  • فاطمه سروری
  • حافظ متناسب عنوان شما و  مکتوبات جناب بیضایی غزلی دارن با این مطلع:
    ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش/ بیرون کشید باید ازین ورطه رخت خویش۰
    پاسخ:
    قبل از خوندن کامل کامنتتون میدونستم این بیتو نوشتید...
    کاش حداقل میشد رفت ولی متاسفانه اونم شدنی نیست..
    پاسخ:
    اصلا آسون نیست...
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی