دچــآر باید بود..

ای رنج من، فرزانه شو و آرام بگیر..

دچــآر باید بود..

ای رنج من، فرزانه شو و آرام بگیر..

نگهداری..

شنبه, ۲۹ مهر ۱۳۹۶، ۰۸:۳۵ ب.ظ


وقتی به کسی علاقه ی زیادی دارم نمیتوانم اسمش را به کسی بگویم. مثل این میماند که بخشی از او را به دیگران تسلیم کرده باشم. من یاد گرفته ام رازدار باشم. اینکار زندگی را جالب تر میکند. کوچک ترین نفعش این است که آدم از پنهان کاری لذت میبرد. مدت هاست وقتی از شهر بیرون میروم به خانواده ام نمیگویم کجا میروم. اگر بگویم بخشی از لذت سفر از میان میرود..فکر میکنم داری به خودت میگویی من چه آدمی خلی هستم؟


+تصویر دوریان گری | اسکار وایلد | ابوالحسن تهامی | 312 صفحه

  • موافقین ۱۰ مخالفین ۰
  • شنبه, ۲۹ مهر ۱۳۹۶، ۰۸:۳۵ ب.ظ
  • Mohammad Mahdi Aghasi

نظرات  (۲)

مثل این می مونه که یه دنیای دیگه همزمان تو وجودت داده زندگی می کنه و هیچ کس هم نمی تونه اون تو سرک بکشه. هر از چند گاهی هم که یه آدم نچسب تلاش می کنه سر از پنهان شدنی هات دربیاره تماشای تقلاشون بدجور دیدنی می شه:)
پاسخ:
یه دنیای درونی عجیب غریب که کلیدش فقط دست خودته :)
منم همینجوریم :)
خلم آیا؟
پاسخ:
چه میدونم خودمم اینجوریم :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">