دچــآر باید بود..

ای رنج من، فرزانه شو و آرام بگیر..

دچــآر باید بود..

ای رنج من، فرزانه شو و آرام بگیر..

کتاب هفته (32) - زوربای یونانی

جمعه, ۱۵ بهمن ۱۳۹۵، ۰۶:۵۲ ب.ظ


زوربای یونانی هم تموم شد..قطعا بهترین رمانی بود که امسال خوندم .به غیر از شورانگیز بودن ، پربار و عمیق هم بود. در طول خوندن داستان اونقدر به راوی احساس نزدیکی کردم که از یک جایی به بعد داستان برام ترسناک شد.  همون افکار ، همون دغدغه ها و همون مشکلات..تا جاییکه احساس کردم هرچه در پایان داستان به سر راوی بیاد، سرنوشت من هم همون خواهد بود!

هرچند راوی داستان نتونست در پایان به اون چیزی که خودش یا زوربا میخواست برسه اما حداقل برای مدتی تجربه های فوق العاده ای رو با اون از سر گذروند و کمی از گذشته، افکار بی روح و ترس هاش فاصله گرفت..

هرکس میتونه در زندگی زوربای خودش رو پیدا کنه..برای نویسنده و راوی این داستان، زوربا ، یک انسان بود و برای من ؟ شاید این کتاب..


نقد رمان زوربای یونانی


معرفی : تم اصلی کتاب رهاشدن از مباحث و دغدغه های متافیزیکی و در عوض درک لذت های زندگی است. رمان اساسا متمرکز بر شخصیت زورباست، زوربایی که نامه اش را اینگونه امضا می کند: بنده شیطان صفت درگاه خداوند!
زوربا، که شور و شوقی واقعی به زندگی دارد و فکر و روحش از هرگونه تعصبی عاری است و به ریش همه اندیشه‌ها و باورهای رایج می‌خندد و مظهر انسانی آزاده و ماجراجوی واقعی زندگی است، به دوستش که به نامهای «کاغذ سیاه کن» و «موش کاغذخوار» می‌نامد بی‌اعتنا به همه‌چیز درس زندگی می‌دهد،
تمام فلسفه او نشات گرفته از تجربه ها اوست و این درسها را با حرف زدن، آواز خواندن، رقصیدن و نواختن سنتور محبوبش که همچون جان برایش ضروری است بیان می‌کند.

مهمترین ویژگی شخص و شخصیت زوربا رهایی اوست از همه ی قیود حتی از قید بی قیدی. زوربا اگرچه انسان لذت گرایی است ولی اسیر و زنجیرشده با آن نیست واین است آزادی او. این رهایی به زوربا نوعی شادی عمیق و پایدار بخشیده است تا جایی که گر باد فتنه هر دو جهان را به هم زند حاشا که کک این شخص گزیده گردد!

+از بین سه ترجمه ای که من مقایسه کردم، ترجمه ی محمد قاضی بهترین بود..

  • موافقین ۴ مخالفین ۰
  • جمعه, ۱۵ بهمن ۱۳۹۵، ۰۶:۵۲ ب.ظ
  • Mohammad Mahdi Aghasi

نظرات  (۳)

به نظر من همه آدم ها نمیتونند به زوربا نزدیک بشن، و برای همه ی آدم ها قرار داده نشده این قضیه. و اگر همچین اتفاقی بیفته، دنیای ما به سرگذشت آخر داستان نزدیک میشه. منظورم اینه که بالاخره چرخ دنیا باید به وسیله آدم هایی که از اندیشه های زوربا بویی نبرده اند بچرخه. ولی ما حتما باید توی زندگیمون نگاه زوربا رو نسبت به همه چی درنظر بگیریم تا اینطوری از زندگیمون لذت خیلی بیشتری ببریم.  در کل من هم خیلی لذت بردم، هم از خواندن این کتاب و هم از خواندن نقد زیبایی که نوشته بودید.
پاسخ:
حق با شماست..انتخاب واژه ی " هرکس " خیلی درست نبود..
انگلیسی میخونین؟
پاسخ:
خیر
سلام
ببخشید این کتاب با ترجمه مرحوم محمد قاضی رو پیدا نمی کنم میشه راهنمایی کنید.
ممنون از لطفتون.
پاسخ:
سلام
من هم تو دوتا کتابفروشی گشتم برای خریدن و پیدا نکردم..سر آخر از یه کتابخونه ی عمومی گرفتم..فکر میکنم کمیاب باشه..
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">