دچــآر باید بود..

چون همه وضعِ جهانِ گذران در گذر است ، مگذر از عالمِ شیدایی و شوریده سری ...

دچــآر باید بود..

چون همه وضعِ جهانِ گذران در گذر است ، مگذر از عالمِ شیدایی و شوریده سری ...

جزیرۀ رویایی نامریی..

سه شنبه, ۲۷ مهر ۱۳۹۵، ۰۶:۱۳ ب.ظ


میم یک‌بار برایم گفت شرط رسیدن به بلوغ روانی، کنار آمدن با خواستن و نشدن است، تاب‌آوردنِ طلبیدن و نداشتن . حق داشت.. این شرط لازم است برای بالغ بودن اما به گمانم کافی نیست چون بیشتر از آن تلخ است که بشود در دراز مدت تحملش کرد. کفایتش گمانم آن‌جاست که یاد بگیری نه فقط نبود آن‌چه را که می‌خواستی تحمل کنی، که بیاموزی از چیزی که هست هم لذت ببری.
اینجا که ایستاده‌ام و به مسیر آمده نگاه می‌کنم می‌بینم همیشه در جستجوی خوشی بوده‌ام و دل‌خوشی انگار که از من مدام گریخته است. حالا این چند وقته ذهنم به جای خوشی جستن، روی خوشی ساختن متمرکز است. در آن اولی چیزی از بیرون باید به بودن کنونی تو اضافه شود تا شادمانی پدید بیاید. در خوشی ساختن اما همین که هست را بازآرایی می‌کنی، یاد می‌گیری جور دیگری نگاهش کنی و ذره‌ ذره لذت می‌سازی بعد چشم باز می‌کنی و می‌بینی شادمانی چگونه آهسته و آسوده در رگ‌هات راه می‌رود.
فکر می‌کنم یک‌جایی آدم باید از تعقیب کردن و جستن نیک‌بختی دست‌بردارد و باور کند گشایشی اگر که هست نه در آن جزیرۀ رویایی نامریی که همین‌جاست که ایستاده ای..


  • موافقین ۶ مخالفین ۰
  • سه شنبه, ۲۷ مهر ۱۳۹۵، ۰۶:۱۳ ب.ظ
  • مهدی ...

نظرات  (۴)

سلام :)  چند ماهه که وب‌تون رو می‌خونم. با لذت. و وقت‌ش بود که بگم مرسی!
عالی‌ه که دغدغه دارین،درمورد چیزهایی می‌نویسین که خوب‌ن و خیلی هم خوب این کارو انجام می‌دین :)
مرسی برای بودن‌تون  :)
پاسخ:
سلام :)
خوشحالم از آشناییتون و این که اینجا رو اونقدر ارزشمند میدونید که این مدت دنبالش کردید ..
خوندن کامنتتون حس خیلی خوبی داشت ، ممنون به خاطر هدیه دادنش :)
شبیه نوشته های "مکث " می موند ، تو " در همین حوالی " ... 
یهو دلم برای وبلاگش تنگ شد ... 
خیلی وقته به جز اینجا هیچ وبلاگ دیگه ای رو نمیخونم ...
به نظرم بعد از اون افتضاحاتِ بلاگفا دیگه اون صفای قدیم از دنیای وبلاگ نویسا رفته ...
راستی من تا بحال نگفتم مرسی برای بودنتون ... 
نمیدونم شایدم با کلماتِ دیگه ای گفته باشم ... 
پاسخ:
من اما هنوز گاهی میخونمش..مثه گذشته ها نیست ولی نویسنده ی خوبیه..

نمیدونم گفتید یا نه ولی با بودنتون همیشه نشونش دادید ، منم ممنون که هستید  :)

محمدرضا میگه:  (نقل به مضمون) بلوغ یعنی بتونی برای داشتن چیزی در آینده از چیزی در امروز چشم بپوشی .
بعبارتی بتونی دید بلندمدت داشته باشی و تلاش کنی
پاسخ:
به نظرم لزوما درست نیست..
:)
پاسخ:
:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی