دچــآر باید بود..

چون همه وضعِ جهانِ گذران در گذر است ، مگذر از عالمِ شیدایی و شوریده سری ...

دچــآر باید بود..

چون همه وضعِ جهانِ گذران در گذر است ، مگذر از عالمِ شیدایی و شوریده سری ...

نمی دانم میهن کدام است..

چهارشنبه, ۱۰ شهریور ۱۳۹۵، ۰۹:۵۵ ب.ظ


آزادی؟
کدامین آزادی؟
آزادی، اسبی ست خسته و لنگان
که هر روز گلوله بارَش می زنند

سرزمین؟
کدامین سرزمین؟
آن سرزمینی که هر روز به غارتش می برند؟
آن دشتی که برهوتش کرده اند
یا آن شاخه ای  که تخته ی تابوت شد؟

کدامین است؟
آن سنگ و آن خاک و آن چشمه و ریگی
که بند و زندان زاییده است؟

نمی دانم میهن کدام است!
آزادی کدام است،
نمی دانم!

آن جویباری که در روز روشن
سرچشمه اش را غارت کردید؟

آن معشوقه ای که در خواب
چشم هایش را دزدیدید؟

آن ابری که پیش از باریدن
بارانش را به تاراج بردید؟

یا آن ماهی
که شبِ چهارده اش را ربودید؟

آزادی، اسبی ست خسته و لنگان
که هر روز گلوله بارَش می زنند..


{ شیرکو بیکس }


  • موافقین ۴ مخالفین ۰
  • چهارشنبه, ۱۰ شهریور ۱۳۹۵، ۰۹:۵۵ ب.ظ
  • مهدی ...

نظرات  (۱)

زیبا...
و غم انگیز...
و متاسفانه واقعیت تلخ...

+ این شعر قابلیت چاپ در بخش ادبیات پایداری یا ادبیات ملل کتاب های درسی رو داره:)
پاسخ:
مثل اینکه میخواید تو کتاب هم صفحه ی پیوند ها باز شه
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی