دچــآر باید بود..

چون همه وضعِ جهانِ گذران در گذر است ، مگذر از عالمِ شیدایی و شوریده سری ...

دچــآر باید بود..

چون همه وضعِ جهانِ گذران در گذر است ، مگذر از عالمِ شیدایی و شوریده سری ...

جنس دوم

دوشنبه, ۱۴ دی ۱۳۹۴، ۰۷:۰۲ ب.ظ


اگر این بار به من حسِ غزل دست دهد
باید آن را بکُشم در دل وُ سرکوب کنم

منطقی تر شوم وُ روحیه ی عاصی را
زود تغییر دهم ، پیش تو محبوب کنم...


به خودم آمده ام شعر برایم سم است

آشپزخانه ،همین گاز وُ سماور کافیست

کمکم کن نروم توی خیالات خودم
تا توجه به تو وُ سفره ی مطلوب کنم !


روش زندگی ام سنتی وُ ساده شود
آب و جارو بزنم ،پنجره را پاک کنم

روزها حُجب وُ حیا پیشه کنم، نیمه ی شب
پُرنو استار شوم حال تو را خوب کنم !


عادتم لای نفسهات بیفتد به عقب
هوسِ شور کنم، تا که پسر دار شویم

دردم از حد که گذشت و نفسم بند آمد
صحبت از جنس تو وُ نطفه ی مرغوب کنم


به خودم آمده ام شعر برایم سم است
زن شدم تا که بشویم،بپزم ، درک کنم !

کمکم کن که به جای هیجان های عبث
فکر انگشتر سنگینِ طلاکوب کنم..


نروم توی خودم دل به همین خانه دهم
دل به شلاق و لباس شبِ توی کُمدم

جای این قافیه بازی وُ به خود زخم زدن
با تو دعوا سر زن بازی و مشروب کنم


شاعری خانگی ام ، ساکت وُ اندوه پرست
باید این ثانیه را روی ورق ثبت کنم

اعترافات مرا پای حماقت مگُذار
وَ مجوز بده بی واهمه مکتوب کنم...



{ صنم نافع }




http://s6.picofile.com/file/8231628200/1441213294843.jpg


+عکس ، زهرا خرمی


  • موافقین ۴ مخالفین ۰
  • دوشنبه, ۱۴ دی ۱۳۹۴، ۰۷:۰۲ ب.ظ
  • مهدی ...

نظرات  (۴)

همه چیز عالی

عاشق عکساشم
پاسخ:
:)
  • ‌سَ‌ـم‌ـا ..
  • دلم گرفت .. معرکه بود ..
    پاسخ:
    همین که مایه بر انگیختن احساس خاصی باشه یعنی خوبه..
  • ‌سَ‌ـم‌ـا ..
  • کمی شبیه این شعره .. کمی ..

    +من روی گازم، مثل سوپی سرد از دیشب
    در تختخوابت هستم و می سوزمت در تب

    من  در پذیرایـی،  اتاقِ  خواب، حمّامت
    در شعر های بی مجوز، بی سرانجامت

    من، روح سرگردان توی خانه ات شاید                                      
    می بینمت  در  انتظاری  و  نمی آید

    می بینمت  در  حسرت  آن  ارتباطی که..
    می بینمت در مه، در این تصویر ماتی که..

    می بینی ام؟ حس میکنی  اصلا حضورم را ؟
    این  نانوشته  نامه های  راه  دورم را -

    تنها بخوان، من فرق دارم با من قبلی
    این دوست  تازه کجا و دشمن قبلی

    قبل از تو من مغرور بودم، سخت بودم، حیف..
    در عمق دنیای خودم خوشبخت بودم، حیف..

    من شعر بودم، درد بودم، زن نبودم، مرد
    آن زن که با تو بود،  اصلا من نبودم مرد

    بعد از تو من هی زن شدم، هی درد می خوردم
    هی  عاشقت  بودم  و  از  این  عشق می مردم

    من  خنجرت  را  دیدم  و  از  پشت  می ماندم
    انگشت هایم می شکست و مشت می ماندم

    "من"  روبه رویت بودم و "او" پشت خطت بود
    "تو" مشترک بودی و "من" غرق حسادت بود

    روی  لباست  تار  مــــوهای  زیادی  هست
    بین "من" و "تو" حرف "او"های زیادی هست

    حالا اگـــر چه  دیر،  می فهمم پشیمانی
    من بر نمی گردم، خودت هم خوب میدانی

    من هستم و می بینی و می خوانی ام هر شب
    من، شهوتی  ویران  که  می سوزانمت در تب

    تو نیستی و بی تو من سیگاری و مستم
    من با تو زن بودم ولی بی تو خودم هستم
    پاسخ:
    بله ، قشنگ و تلخ هم بود.. ، شاعر ؟
  • ‌سَ‌ـم‌ـا ..
  • نرگش کاظمی زاده ..
    پاسخ:
    مممنون :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی