دچــآر باید بود..

چون همه وضعِ جهانِ گذران در گذر است ، مگذر از عالمِ شیدایی و شوریده سری ...

دچــآر باید بود..

چون همه وضعِ جهانِ گذران در گذر است ، مگذر از عالمِ شیدایی و شوریده سری ...

after life

چهارشنبه, ۱۱ آذر ۱۳۹۴، ۰۹:۴۱ ب.ظ



http://www.video-market.net/vm/new/images_youga/after.life.jpg



این فیلم همانند فیلم «حس ششم» روایتگر زندگی برزخی پیش از مرگ است. فیلم از تعلیق بسیار خوبی برخوردار بوده و کشش بسیار بالایی دارد. به نحوی‌که حتی تا همان دقایق پایانی فیلم نیز بیننده نسبت به مرگ اِنا دچار ابهام است و درواقع همان شک و تردیدی که اِنا نسبت به مرگِ خود دارد مخاطبش نیز همان را تجربه می­کند.

علیرغم عقاید مختلفی که در رابطه با زندگی پس از مرگ وجود دارد مطالعات مختلفی نیز در این رابطه صورت گرفته است که برخی از آنها به‌دور از اتخاذ دیدگاهی سوگیرانه و حفظ منافع عقیده یا مسلکی خاص، به‌نحوی علمی به این مقوله پرداخته ­اند.

از لحاظ پزشکی اعتقاد بر این است که وقتی قلب انسان از تپش می­ایستد، خون به مغز او نمی­رسد و در پی آن ظرف 10 ثانیه فعالیت مغز باز می­ایستد. اما اینکه آیا هوشیاری انسان با وجود زوال مغز او همچنان پابرجا خواهد ماند یا خیر سؤالی است که هنوز پاسخ مشخصی برای آن وجود ندارد. بنا به گفته ­ی برخی از افرادی که پس از این مرحله نجات یافته ­اند و به زندگی بازگشته ­اند تا دقایقی پس از توقف فعالیت مغزی همچنان هوشیاری وجود دارد.

همه می­دانیم که ما از لحاظ محدودیت‌های اساسی هستی فرقی با یکدیگر نداریم. هیچ‌کسی در سطح هشیار، این محدودیت‌های وجودی را انکار نمی­کند. اما در سطحی عمیق­تر هر یک از ما همانند اِنا معتقدیم که قاعده ­ی فناپذیری تنها برای دیگران صدق می­کند و خود را مبرا از این قاعده می­دانیم. همه ما احساس می­کنیم که خاص هستیم و در پس‌زمینه ذهنمان امیدواریم که به‌نحوی از قانون مرگ جان سالم به‌در ببریم.

می­توان گفت که انسان‌ها این تفکر را از زمان کودکی تا بزرگسالی با خود به یدک می­کشند. حسی شبیه «توهم رهایی» که ویکتور فرانکل در کتاب «انسان در جستجوی معنا» از آن یاد می­کند. فرانکل متوجه شد که تمامی زندانیانی که در اردوگاه کار اجباری نازی­ها محکوم به اعدام بودند امیدوار بودند که حتی در آخرین لحظات اجرای حکمشان اتفاق خاصی بیفتد و از مرگ رهایی یابند.

تقلای شدید اِنا برای بازگشتن به زندگی دوباره در برخی از صحنه­های فیلم گویای حس جان­پرستی و زندگی­پرستی آدمهاست. حسی که شاید مخالفان و موافقان فراوانی داشته باشد اما در این فیلم به زیبایی به تصویر کشیده شده است. شورش و طغیان اِنا علیه متصدی کفن و دفن در واپسین لحظات مرگ خود برای زنده ماندن به معنی این است که او فقط پذیرفته که مرده است نه اینکه این امر را با تمام وجود پذیرفته باشد. و در واقع تسلیم شدن او در برابر مرگ از سر اضطرار و ناچاریست. سنکا می­گوید: «هیچ کس از طعم واقعی زندگی لذت نخواهد برد، جز آن کسی که می­خواهد و آمادگی رفتن از آن را داشته باشد».

اِنا که حالا با مرگ خود رودرو شده احساس می­کند که دوباره متولد شده است. اما افسوس که مجالی برای بازگشتن به زندگی دوباره نیست. شاید هیچ قسمتی از فیلم تأثیرگذارتر از این نیست که متصدی کفن و دفن از اِنا می­پرسد: «آیا با تمام این اوصافی که گفتی حاضری دوباره به این زندگی برگردی؟» و اِنا با اندکی تأمل و با نگاهی که خستگی زندگی از آن می­بارد می­گوید: «نه. خوشحالم که مُردم. خوشحالم که همه‌چیز تمام شد».

تماشای این فیلم شاید تلنگری باشد برایمان تا یادمان باشد چنان زندگی کنیم که گویی لحظه­ای که درآن قرار داریم آخرین لحظه زندگی­مان است. آلن شارپ در اثری به نام «یک درخت سبز» قبرستان مکزیکی کوچکی را توصیف می­کند که به دو قسمت مجزا تقسیم شده است:

قسمت اول (dead یا فوت شده­ ها) :  قبرهایی هستند که هنوز با گلهای رنگارنگی که بازماندگانشان برایشان آورده­اند مزین شده ­اند

و قسمت دوم (truly dead یا مرده ­های واقعی): قبرهایی هستند که دیگر کسی به آنها توجهی نمی­کند و مرده­های خفته­ی درونشان در یاد و خاطرۀ هیچ‌کسی زنده نیستند. از اینرو مردگان واقعی کسانی هستند که یاد و خاطره­شان نیز با مرگشان برای همیشه به‌دست فراموشی سپرده می­شود.

یالوم می­گوید: «هرچند مرگ از لحاظ جسمانی، آدمی را از بین می­بَرد اما فکر کردن و اندیشیدن به آن وی را نجات می­دهد». او در کتاب زیبای خود با عنوان «خیره به خورشید» می­گوید:

«مرگ، هرلحظه با ماست و همچون خورشید بالای سرمان در حال تابیدن است. اما هرکسی را یارای خیره شدن به آن نیست».

شاید اساسی­ ترین سؤالی که با دیدن این فیلم به ذهن هر بیننده­ای متبادر می­شود این باشد که:

آیا دوست داشتم بار دیگر زندگی کنم یا نه؟ آیا زندگی ­ام، ارزش یکبار امتحان کردن را داشت؟ و اگر آری، چطور زندگی می­کردم و از زندگی چه می­خواستم؟

و اینجاست که می­گویند: «مرگ پایان آدمی نیست، با این وجود، بعضی ها مرگشان زودتر از مردنشان فرا می­رسد !


+

  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • چهارشنبه, ۱۱ آذر ۱۳۹۴، ۰۹:۴۱ ب.ظ
  • مهدی ...

نظرات  (۱)

به به عاشق این سبک فیلمام .. حتما میبینم . مچکر 
پاسخ:
خواهش :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی